سرگرمی

بحرانی که چراغ خاموش پیش می‌آید؛ وقتی زندگی جا می‌ماند

کوچ اجباری فقط جابه‌جایی انسان‌ها از جایی به جای دیگر نیست، با هر خانواده‌ای که ناچار به مهاجرت می‌شود، بخشی از شهر نیز از حرکت می‌ایستد؛ کاهش جمعیت جوان، فرسایش سرمایه انسانی و رهاشدگی‌های تدریجی، شهرهای مبدأ را در مسیری بی‌بازگشت قرار داده است.

علی البرزی – روزنامه اطلاعات| کوچ اجباری فقط جابه‌جایی انسان‌ها از جایی به جای دیگر نیست، با هر خانواده‌ای که ناچار به مهاجرت می‌شود، بخشی از شهر نیز از حرکت می‌ایستد؛ کاهش جمعیت جوان، فرسایش سرمایه انسانی و رهاشدگی‌های تدریجی، شهرهای مبدأ را در مسیری بی‌بازگشت قرار داده است.

تصویر آشنایی است، شبیه قاب‌های کارتون‌های دهه ۶۰، «مهاجران» و «خانواده دکتر ارنست»، خانه‌ای که آرام‌آرام از ساکنان آن خالی می‌شود، زمینی که دیگر صدای بازی کودکان از آن شنیده نمی‌شود و خانواده‌ای که ناچار است زندگی‌اش را جمع کند و از زادگاه خود برود.

در سریال کارتونی یاد شده، دکتر ارنست به خانواده‌اش گفته بود که «مهاجرت فقط جابجایی انسان‌ها نیست، بلکه جابجایی امید، سرمایه و آینده است»؛ شرایطی که شوربختانه این روزها در بخش‌هایی از کشور شاهد آن هستیم و مردمی که به دلیل مشکلات اقتصادی و زیست‌محیطی، از شهری به شهری دیگر مهاجرت می‌کنند و به اصطلاح، کوچ اجباری دارند.

نظرات و دیدگاه‌های استادان و کارشناسان جمعیت‌شناسی هم نشان می‌دهد آنچه در شهرها و روستاهای مبدأ می‌گذرد، بیش از آنکه یک انتخاب باشد، نتیجه فشاری خاموش و تدریجی بر نیروی انسانی، سرمایه‌ها و شهرهای مبدا است.

مهاجرت‌های ناخواسته پیش از آنکه مقصد را پرجمعیت تر کند، مبدأ را خالی می‌سازد و آسیب‌های جدی برای آن  دارد .«محمود مشفق»، استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی و« سیدرضا معینی»، استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه آزاد تهران مرکز در این باره با خبرنگار اطلاعات گفتگو کرده اند.

 مهاجرت؛ پدیده‌ای جوان گزین

محمود مشفق، مدیرگروه جمعیت‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی،با اشاره به ماهیت مهاجرت‌های امروزی گفت: مهاجرت و به‌ویژه کوچ‌های اجباری، پدیده‌ای جوان و مردگزین است؛ نخستین گروهی که مناطق مبدأ را ترک می‌کنند، افراد دارای سرمایه انسانی با کیفیت‌تر، جوانان، تحصیلکردگان و نیروهای متخصص هستند.

وی افزود: در مقابل، آنچه در مناطق مهاجرفرست باقی می‌ماند، جمعیتی با سرمایه انسانی ضعیفتر است؛ سالمندان، افراد ناتوان، جمعیت آسیب‌پذیر و افرادی که در عمل از چرخه جمعیت فعال خارج شده‌اند که به‌طور مستقیم ظرفیت تولیدی مناطق را کاهش و وابستگی آن‌ها به سایر مناطق را افزایش می‌دهد.

این کارشناس با تأکید بر پیامدهای جمعیتی مهاجرت، خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین آثار مهاجرت، بر هم خوردن ترکیب سنی و جنسی جمعیت در مناطق مبدأ است، چون مهاجران بیشتر جوان و مرد هستند و جمعیت باقی مانده به سمت سالخوردگی سوق پیدا می‌کند.

به گفته مشفق،در این روند،موازنه جنسی جمعیت هم تغییر می‌کند، نسبت زنان و به‌ویژه زنانی که نیروی وابسته به سرپرست خانوار به حساب می‌آیند، مانند دختران مجرد یا زنان بی‌سرپرست افزایش می‌یابد که این تغییرات، منطقه را از وضعیت تعادل جمعیتی خارج   و آن را وارد چرخه‌ای از تنزل می‌کند.

مدیر گروه جمعیت شناسی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به پیامدهای کاهش تراکم جمعیتی در شهرهای کوچک تاکید کرد:همانقدر که پرتراکمی می‌تواند

 آسیب زا باشد،کم تراکمی جمعیت تهدید کننده است؛ کاهش مستمر جمعیت در مناطق مهاجرفرست باعث تضعیف کنترل اجتماعی غیررسمی می‌شود، کنترلی که توسط خود مردم اعمال می‌شود که در چنین شرایطی میزان آسیب‌پذیری مناطق افزایش می‌یابد، از سرقت و ناامنی گرفته تا حضور افراد بیگانه و تضعیف امنیت اجتماعی، در مجموع سطح امنیت در این مناطق کاهش پیدا می‌کند.

 اکوسیستم‌ها ضعیف می‌شود

مشفق با اشاره به پیوند بحران‌های زیست‌محیطی و مهاجرت گفت: در بسیاری از مناطق مهاجرفرست شوک‌های اقلیمی مانند خشکسالی، کمبود آب و ریزگردها با روند کاهش جمعیت فعال تلاقی پیدا می‌کنند؛ از یک سو، اکوسیستم ضعیف می‌شود و از سوی دیگر، جمعیت غیرمولد افزایش می‌یابد که نتیجه این فرآیند، رهاشدگی تدریجی مناطق مهاجرفرست است. زمین‌های کشاورزی از میان می‌روند، باغ‌ها نابود می‌شوند و منطقه‌ای که روزی ظرفیت تولید داشت، به ناحیه‌ای غیرقابل سکونت بدل می‌شود.

این کارشناس جمعیت‌شناسی تأکید کرد: جمعیتی که از مناطق مبدأ خارج می‌شود، در مقصد هم همان فشارها را باز تولید می‌کند، کاهش ظرفیت زیست‌محیطی، افزایش فشار بر منابع و تشدید نابرابری‌ها. این روند، شاخص‌های توسعه پایدار را هم در مبدأ و هم در مقصد ضعیف می‌کند که در نهایت با چرخه‌ای از تنزل زیستی- جمعیتی مواجه می‌شویم که پیامدهای آن می‌تواند اسفبار باشد.

 از روستاهای خالی تا شهرهای نیمه جان

رضا معینی، استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه آزاد تهران مرکز هم با نگاه تاریخی به مهاجرت در ایران، به خبرنگار «اطلاعات» گفت: مهاجرت همواره نسبت جمعیت به منابع را تغییر داده و نوعی تعدیل منطقه‌ای ایجاد کرده است؛ هرچه به گذشته‌ها بازمی‌گردیم،سکون جمعیت‌ها در محل  تولدشان بیشتر است، اما هرچه به زمان حاضر نزدیک می‌شویم، جابجایی جمعیت‌ها شدت می‌گیرد؛ این جابجایی‌ها برای مناطق مهاجرپذیر مسئله‌ساز است و نقاط مهاجرفرست را هم با کمبودهایی گاه جبران‌ناپذیر مواجه می‌کند.

معینی با استناد به داده‌های سرشماری اظهار داشت: در سال ۱۳۳۵، نزدیک به ۶۸.۶درصد جمعیت ایران روستانشین بودند که این نسبت در طول ۶دهه به طور مستمر کاهش یافت؛ به شکلی که در سال ۱۳۹۵، فقط ۲۶درصد جمعیت کشور در روستاها ساکن بودند که این تغییر چشمگیر نشان‌دهنده مهاجرت گسترده روستاییان به شهرهاست.

این استاد دانشگاه با اشاره به نقش آموزش در مهاجرت به شهرها تاکید کرد: در سال ۱۳۳۵، فقط ۱۵.۱درصد جمعیت کشور باسواد بودند که در روستاها این رقم به حدود ۶درصد می‌رسید، زنان روستایی هم به طور کامل بی‌سواد بودند.

وی خاطرنشان کرد: اما در سال ۱۳۹۵ با سوادی در جمعیت روستایی به ۷۸.۵درصد و در میان زنان روستایی به بیش از ۷۲درصد رسید که طبیعی است چنین جمعیتی، آینده خود را در چارچوب محدود روستاها نبیند.

 مهاجرت‌های درون کشوری و اجباری

این استاد جمعیت شناسی با اشاره به مهاجرت‌های درون کشوری و وضعیت استان‌های مهاجرفرست گفت: امروز در کشور هم با شکل‌هایی از مهاجرت اجباری مواجهیم؛ وقتی از برخی استان‌های غربی و شرقی یا برخی دیگر از مناطق محروم ایران، جمعیت به سمت تهران و سایر کلانشهرهاحرکت می‌کند، با یک انتخاب آزاد مواجه نیستیم.

به گفته وی، در بسیاری از این مناطق، نبود حداقل امکانات زیستی، اشتغال پایدار، خدمات بهداشتی و آموزشی، مردم را ناچار به ترک محل زندگی‌هایشان می‌کند. این نوع مهاجرت بیش از آن که ناشی از میل به جابجایی باشد، نشان‌دهنده نبود شرایط حداقلی برای ادامه زندگی است.

این استاد جمعیت‌شناسی تاکید کرد: هرچه یک نقطه جغرافیایی ازجمعیت خالی‌تر می‌شود، روند آبادانی آن هم به صورت مستقیم نزولی می‌شود، در روستاها این وضعیت به وضوح قابل مشاهده است، جایی که جمعیت باقی مانده را کهنسالان تشکیل می‌دهند و بسیاری از روستاها در عمل به سکونتگاه‌های رهاشده بدل شده‌اند.

معینی با تعمیم این وضعیت به شهرها گفت: در مقیاس بزرگتر، شهرها هم از مهاجرت برون زا آسیب می‌بینند؛ خروج نیروهای متخصص، پزشکان، معلمان، استادان دانشگاه‌ها و نخبگان، شهر را از پویایی تهی می‌کند و آن را به سکونتی بازمانده و کم رمق بدل می‌سازد.

او اظهار داشت: نباید منتظر بمانیم تا بحران مهاجرت به اوج برسد و سپس به فکر چاره باشیم، تمرکز سیاستگذاری‌ها باید بر نقاط مهاجرفرست باشد؛ چراکه توجه به این مناطق، علاوه بر توسعه، امنیت و انسجام اجتماعی کشور را هم تقویت می‌کند.

معینی با اشاره به مهاجرت‌های برون مرزی تاکید کرد: هرچه به زمان حال نزدیک می‌شویم، عوامل دافعه مهاجرت برون مرزی افزایش می‌یابد، هر فرد از پیش از تولد تا بزرگسالی، سرمایه‌گذاری اجتماعی دریافت کرده و مهاجرت او به معنای خروج این سرمایه است، کشورهای مقصد به ارزش این سرمایه انسانی آگاهند و برای جذب آن برنامه دارند.

این استاد دانشگاه با یادآوری تجربه جنگ تحمیلی گفت: کوچ‌های اجباری چه ناشی از جنگ و چه به دلیل نبود امکانات اولیه باشد، نتایج مطلوبی به همراه ندارند و خالی شدن شهرها و روستاها به کاهش آبادانی و تضعیف اقتدار اجتماعی منجر می‌شود. 

وی افزود: تمرکز برنامه‌های عمرانی باید بر مناطق مهاجرفرست، چه شهری و چه روستایی باشد و پیشگیری از مهاجرت‌های ناخواسته کم هزینه تر از روبرو شدن با پیامدهای آن است.معینی تاکید کرد: کشورهای مقصد از ارزش سرمایه انسانی آگاهند و برای جذب آن، برنامه‌ریزی می‌کنند، در حالی که هزینه های آن را کشور مبدأ پرداخته است.
 
ضرورت اقدام فوری برای توقف کوچ اجباری

شرایط مهاجرت و کوچ اجباری این روزها در برخی شهرستان ها و شهرهای کوچک به گونه ای شده که نیاز است تدابیر ضروری و فوری از سوی سازمان های اجرایی و خدماتی برای رفع نیازهای مردم در این مناطق اندیشیده شود تا شاهد کاهش آمار کوچ های اجباری مردم و در نهایت شکل گیری روند مهاجرت معکوس از کلانشهرها به شهرها و روستاهای کوچک باشیم.

فراموش نکنیم اگر موضوع مهم کوچ اجباری در کشور را جدی نگیریم، در آینده نزدیک شاهد آسیب های گوناگون در این حوزه در شهرها و روستاهای مبدا و مقصد خواهیم بود.

گردآوری: کلبه سرگرمی
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کلبه سرگرمی بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا