دانلود قسمت ۱۷ سریال دو نیمه ماه + تماشای آنلاین قسمت ۱۷ سریال دو نیمه ماه به همراه خلاصه داستان
در این مطلب از سایت کلبه سرگرمی لینک دانلود و تماشای آنلاین قسمت ۱۷ سریال دو نیمه ماه از شبکه ۳ سیما را قرار داده ایم. همراه ما باشید.
این سریال ملودرام با فضایی سیاسی اجتماعی و قصهای عاشقانه ساخته شده که بازیگر اصلی آن محیا دهقانی است. سریال دو نیمه ماه به کارگردانی احمد معظمی در ۳۰ قسمت ۴۵ دقیقهای به سفارش مرکز سیمافیلم تولید شده است و سه دهه ۴۰، ۵۰ و ۶۰ را در بر میگیرد. سریال دو نیمه ماه هر شب ساعت ۲۰:۳۰ بروی آنتن شبکه سه میرود.
دانلود قسمت ۱۷ سریال دو نیمه ماه
https://player.telewebion.com/0xc7d8e1f?return_url=https://telewebion.com/product/0xc7d0966
خلاصه داستانی از قسمت ۱۷ سریال دو نیمه ماه
خانواده آرش میرن به بازداشتگاهی که آرش اونجاست و میخوان تا باهاش ملاقات کنن. مسئول اونجا اجازه نمیده و میگه پسرتون جزء گروه سرقت بانک و تروریست بوده و نمیتونین ببینینش هروقت رفت زندان اوین اونجا نامه میدین مسئول رسیدگی به ملاقاتا بررسی میکنه شدنی باشه قرار ملاقات میزاریم واستون. پدر آرش میگه مسئول ملاقاتا کیه؟ او میگه خودمم پدر آرش باهاش بحث میکنه و میگه تا من پسرمو نبینم اصلا هیچجا نمیرم! او بهش میگه اشکالی نداره بازداشتگاه ما هم جا زیاد داره! پدر آرش میگه اشکالی نداره منم کاری ندارم میشینم تا ببینمش. همان موقع مافوقش میاد و میپرسه قضیه چیه؟ او ماجرارو میگ بهش که مافوقش اجازه میده و میگه بزار پسرشو ببینه شما این پسر چیزی گففت به پدرش مامور میگه باشه ولی من اصلا حس خوبی ندارم بهشون! پدر آرش نشسته تو اتاق که وقتی آرش میره تو او با دیدنش اول جا میخوره سپس میره جلو و سیلی میزنه تو صورتش و بهش میگه ببین به چه کصافطی انداختی خودتو؟! چیشد؟ این سازمان به چه دردتون خورد؟ اصلا حال مادرت واست مهمه نیست؟ گریه های خواهرت؟! نمیخوای بدونی تو چه حالین؟
آرش میگه به مادرم بگو آرش مرده! و میخواد بره که پدرش بغلش میکنه سپس آروم بهش میگه این قرصو بگیر بخور با دکتر حرف زدم هیچ ضرری نداره تنها راه نجات و فرارت همینه! سپس آرش که جا خورده میره اکه پدرش لحظه آخر میگه به پدرت اعتماد کن. بعد از جلسه وحید از مافوقش میخواد تا جواب انتقالیش بیاد یه گوشه ای از کارو بگیره و کارو پیش ببره اما مافوقش میگه لازم نیست. وحید از فرصت استفاده میکنه تا در نبود کسی بره آرشو ببینه و سولاتشو بپرسه ازش که مامور بازداشتگاه اول اجازه نمیده اما وقتی وحید به دروغ میگه که رئیس سوال جوابارو میخواد باید برم اگه دیر بشه مسئولیتش با خودته! مامور قبول میکنه. وحید وقتی میره تو بازداشتگاه میبینیه آرش از دهنش خون اومده و افتاده رو زمین که با سرعت به بیمارستان میبرنش. پرستار که با پدر آرش هاهنگ بود تو یه فرصت میره داخل اتاق و به آرش یه کاغذ میده و میگه اینو باید بخونین دادن بهم که نشون شما بدم فقط سریع که وقت نداریم! سپس بعد از خوندنش برگه رو میگیره و میره از اتاق بیرون. وقتی مامور میره داخل تا از تو یخچال چیزی برداره آرش از پشت سر میزنه تو سرش و او بیهوش میوفته رو زمین سپس با پوشین لباسی از اونجا فرار میکنه و میزنه بیرون.
بعد از چند دقیقه متوجه ماجرا میشن و میوفتن دنبال آرش. آرش توسط راننده فروغ از اونجا موفق میشه فرار کند. وحید با فهمیدن این موضوع به مازیار زنگ میزنه و میگه که بره دم در خونه فروغ کشیک میده چون آرش فرار کرده. آنها حدس زدن که تو فرار کردن آرش پدرشم دست داشته واسه همین میرن خونه پدر آرش تا اونجارو بازرسی کنند. مادر آرش وقتی خبر جدیدو گرفته گریه میکنه و استرس پسرشو داره. فردای آن روز پدر آرش تو دختر کارش حسابی خوشحاله و میگه فکر میکردم فروغ بتونه پسرمو فراری بده آفرین! سپس به مهشید میگه برو بهش بگو که تو اسرع وقت باید بفرستیمش اونور آب! اما مهشید میگه زن عمو گفت تا زمانیکه نفهمه دخترش کجاست و چه بلایی سرش اومده از پسرش خبری نیست! او میگه یعنی چی؟ یعنی آرشو گروگان گرفته؟ او تایید میکنه و میگه وضعیت آرش فرقی نکرده اون موقع دست کمیته بود الان دست زن عموست! پدر آرش عصبی میشه و بهم میریزه….




