فرهنگی و هنری

دانلود قسمت ۲ سریال ساهره از شبکه ۳ + تماشای آنلاین قسمت ۲ سریال ساهره به همراه خلاصه داستان

در این مطلب از سایت کلبه سرگرمی شما می توانید قسمت ۲ سریال ساهره که از اول ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ پخش می شود را به صورت آنلاین تماشا کنید و خلاصه ای از این قسمت را در ادامه مطالعه کنید. همراه ما باشید.

مجموعه تلویزیونی «ساهره» به‌عنوان یکی از تولیدات جدید مناسبتی ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ معرفی شد؛ اثری داستان‌محور با فضایی تأمل‌برانگیز که می‌کوشد مخاطب را با پرسش‌های بنیادین درباره مرگ، زندگی و سرنوشت انسان روبه‌رو کند.

این سریال به کارگردانی حمیدرضا لوافی و تهیه‌کنندگی سید رامین موسوی‌ملکی تولید شده و فیلم‌نامه آن را مینا خدیوی نگاشته است. «ساهره» در قالب ۳۰ قسمت، هر شب پس از افطار از شبکه سه سیما پخش می‌شود.

دانلود قسمت ۲ سریال ساهره

https://player.telewebion.ir/0xc7e166a?return_url=https://telewebion.ir/product/0xc7dab53

خلاصه داستانی از قسمت ۲ سریال ساهره

عطیه دوباره قبل از نماز صبح همان خواب زلزله را می‌بیند که چند وقتی است فقط همان خوابو می‌بینه. صبح سر میز صبحانه مریم دوست و هم خونه عطیه بهش میگه این گوشی کیه دستت؟ عطیه میگه دیروز پیداش کردم امروز صاحبش می‌خواد بیاد دم بیمارستان بگیره ازم مریم بهش میگه خیلی گرونه‌ها طرف باید پولدار باشه پول این گوشی اندازه پول رهن این خونه است. عطیه میگه هرچی که هست اصلاً از حرف زدنش خوشم نیومد طلبکار بود بعد از کمی صحبت کردن با همدیگه به سمت بیمارستان راهی میشن. احسان از خواب بیدار شده که باران دخترش میره پیشش او بعد از کمی وقت گذروندن با دخترش با هم میرن تا صبحانه بخورن. تو بیمارستان عطیه می‌خواد بیماری که استادش به او سپرده ببره اسکن اما از اونجایی که از آسانسور می‌ترسه به یکی از بچه‌ها میگه به جای او ببره، خودش به بهونه‌ای از اونجا میره و با پله میره طبقه اسکن. موقع برگشت مریم پیشش میره و میگه من بیمارو می‌برم به اتاقش تو دیگه نیا تو بخش، گوشیو بردار برو جلوی در منتظر باش منم میام.

از طرفی احسان به بیمارستان رفته، تو کافه بیمارستان نشسته کارکن بیمارستان زنی باردار هست. اون منتظر می‌مونه تا عطیه به اونجا بره. از طرفی عطیه هم تو کافه بیمارستان منتظر احسان هست تا گوشیو بهش بده اما کافه‌ها فرق می‌کنند و صاحب کافه بیمارستان یه مرده. مریم پیش عطیه میره و آنها منتظر می‌مانند تا احسان بیاد عطیه بهش میگه اصلاً حرفی از مژدهگونی نمی‌زنیا! مریم قبول می‌کنه و بهش میگه اصلاً معلومه از اون آدم‌های سر به هوا و به درد نخوره قرار ساعت ۱۱ بود اما ببین ساعت ۱۱ و ربع شده هنوز نیومده. احسان هم توی کافه دیگه منتظر عطیه است و هرچی بهش زنگ می‌زنه می‌بینه گوشی اصلاً زنگ نمی‌خوره او کلافه میشه. مدتی گذشته و هر دو نفر می‌بینند خبری از طرف مقابلشون نیست صاحب کافه میره پیش احسان و میگه من حالم خوب نیست فکر کنم داره بچه‌ام به دنیا میاد می‌خوام کافه رو ببندم و برم احسان ناچاراً از اونجا میره.

از طرفی به عطیه زنگ می‌زنند و میگن که بیمارش حالش بد شده و سریعاً به بخش بیاد عطیه و مریم سریعاً به اونجا میرن که می‌بینن استادشون در حال احیا کردن بیمار هست و موفق میشه او را به زندگی برگرداند. استاد با دیدن عطیه میره پیشش و میگه می‌بینی چیکار کردی؟ ما اینجاییم واسه چی؟ برای نجات دادن زندگی آدم‌ها نه کشتنشون بیماری که مسئولش تو بودی به خاطر کم کاری تو داشت می‌مرد! و من اونو از مرگ برگردوندم. از این به بعد نمی‌خوام یه لحظه چشم ازش برداری امشبم شیفت شب می‌مونی تا من نگفتم پاتو از بیمارستان بیرون نمی‌ذاری و از اونجا میره. تو مسیر برگشت احسان به شماره‌ای که عطیه بهش داده بود زنگ می‌زنه تلفن را شخصی شبیه عطیه برمی‌داره با این تفاوت که او اصلاً تو بیمارستان کار نمی‌کنه و محل کارش مدرسه هستش و از طرفی اصلا از ماجرای پیدا کردن تلفن خبر نداره و احسان را نمی‌شناسه احسان کلافه شده و به هم می‌ریزه‌ قدیری به احسان زنگ می‌زنه و می‌پرسه چی شد؟ احسان میگه هیچی نیومد سر قرار سر کاری بود وقتی هم که بهش زنگ زدم کلاً حاشا کرد. قدیری میگه این خیلی عجیب غریبه اطلاعات زیادی هم داشت نمی‌تونه تصادفی باشه من خودم پیگیرش می‌شم.

احسان وقتی به شرکت می‌رسه به بابک اسم عطیه هاتف را میده و بهش میگه که گفته دانشجوی پزشکیه درباره‌اش تحقیق کن. شب عطیه به احسان زنگ می‌زنه و میگه که چرا نیومد سر قرار احسان هم از طرف خودش به قضیه نگاه می‌کنه و باهاش دعوا می‌کنه و میگه من اومدم شما نیومدین! بعدم که زنگ زدم کلاً حاشا کردین قضیه رو گفتین خبر ندارین از این قضیه. عطیه میگه حتماً بعد از اینکه من رفتم شما اومدین پیجم کردن مجبور شدم برم سراغ بیمار گوشیمم کلاً خراب بود زنگ نخورد! احسان که باور نکرده براش همه چیز عجیبه که عطیه میگه الان من بیمارستانم اگه بخواین می‌تونین بیاین بگیرین اگه هم نه که آدرس بدین بیام بدم بهتون. احسان میگه فردا ساعت ۹ صبح بیاین شرکت من و آدرسو میده و تلفنو قطع می‌کنه. احسان سریعا به قدیری زنگ می‌زنه و میگه که الان زنگ زد بهش گفتم فردا ساعت ۹ بیاد شرکت تو هم بیا می‌خوام صفر تا صد ماجرا رو خودت بفهمی و خبر داشته باشی….

تماشای آنلاین قسمت ۲ سریال ساهره

بیشتر بخوانید:

دانلود قسمت ۳ سریال ساهره از شبکه ۳ + تماشای آنلاین قسمت ۳ سریال ساهره به همراه خلاصه داستان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا