داستان موتورسواری بانوان به کجا رسید؟

زنان دلشان موتورسواری میخواهد؛ موتورسواری از نوع سبک و برقی یا حتی موتورهای نیمهسنگین مثل کراس و مینیکراس در جادههای آفرود!…
مهتاب مظفری سوادکوهی – روزنامه اطلاعات| در شرایطی که افزایش قیمت خودرو، ترافیک سنگین و مشکلات اقتصادی، موتورسیکلت را به وسیلهای ارزانقیمت و در دسترس بدل کرده، علاقهمندی خانمها به موتورسواری موضوع چندان عجیبی نیست
از اولین باری که خانمهای ایرانی پا در رکاب گذاشتند و سوار دوچرخههایشان شدند، زمان زیادی نمیگذرد. گاهی در سطح شهر تردد میکردند، گاهی به محل کار میرفتند و خیلی هم که حرفهای بودند، در مسابقات دوچرخهسواری بانوان شرکت میکردند.
آن روزها اغلب شهروندان بهخصوص آقایان به دیده تردید به این موضوع مینگریستند و روشنفکترین شان نیز این منظره را به یک بیرونزدگی از جامعه تشبیه میکردند، بانوان شهرنشین اما عزمشان را جزم کردند و آنقدر به ورزش موردعلاقهشان ادامه دادند که امروز تصویر زنهای دوچرخهسوار به یک چهره آشنا در شهرهای کوچک و بزرگ بدل شده است.
حالا اما دلشان موتورسواری میخواهد؛ موتورسواری از نوع سبک و برقی یا حتی موتورهای نیمهسنگین مثل کراس و مینیکراس در جادههای آفرود! آنها میگویند اگر دیروز موفق شدند نگاههای مخالف جامعه را با فرمان دوچرخهشان همراه کنند، امروز هم میتوانند پشت کلاه ایمنی موتورسیکلتهاشان از برچسب زدن و جرمانگاری در امان بمانند.
در شرایطی که افزایش قیمت خودرو، ترافیک سنگین و مشکلات اقتصادی، موتورسیکلت را به وسیلهای ارزانقیمت و در دسترس بدل کرده، علاقهمندی خانمها به موتورسواری موضوع چندان عجیبی نیست.
امروز حتی لباس موتورسواری مخصوص بانوان تولید میشود و هیأتهای موتورسواری در خیلی از مراکز استانها به صورت رسمی فعالیت دارند. در حال حاضر شاید اخذ گواهینامه، مهمترین مسأله بانوان موتورسوار در ایران باشد. در قانون اساسی، برای اخذ گواهینامه برای وسایل نقلیهای چون موتورسیکلت، ماشین سواری، اتوبوس و کامیون، صحبتی از جنسیت راننده نشده و شرایط دیگر رانندگان مورد توجه قرار گرفته اما موانع فرهنگی و نگاههای سنتی که بر سر راه خانمهای موتورسوار وجود دارد، وجاهت قانونی و اجتماعی این کار را تا حدود زیادی تحتالشعاع خود قرار داده است.
موتورسواری، حق طبیعی بانوان
به سراغ یکی از خانمهای موتورسوار میرویم که از پیشتازان عرصه موتورسواری در استانهای شمالی است. نازنین خسرویان که دانشآموخته ادبیات عرب است، یک سالی میشود که به همراه خواهرش در خیابانهای شهر موتورسواری میکند. او انگیزه خود را از این کار، صرفا تردد و رفت و آمد نمیداند و میگوید: راحتی، در دسترس بودن و فرار از ترافیک شهری، مهمترین دلیل من برای انتخاب موتورسیکلت به عنوان یک وسیله نقلیه شخصی است.
در کنار اینها احساس آزادی، استقلال، تقویت روحیه و اعتماد بهنفس، بهترین چیزهایی است که هنگام موتورسواری تجربه میکنم.
خسرویان با تأکید بر این که خیلی از بانوان مثل آقایان علاقهمند به موتورسواری هستند و این کار را حق طبیعی خود میدانند میافزاید: اگر شرایط جامعه طوری فراهم شود که به بانوان هم اجازه موتورسواری آزادانه بدهند، هم از بار ترافیکی شهرها کاسته میشود و هم آلودگی هوا کاهش مییابد. نازنین، موتورسیکلت را یک وسیله نقلیه کاربردی برای بانوان کارمند و دانشجویان دختر در شهرهای بزرگ توصیف میکند و میگوید: موتورسواری، یک نیاز عملی برای خانمهاست و فقط جنبه تفریحی ندارد. ما از قانونگذاران درخواست وضع قوانین واضح و شفاف داریم تا بتوانیم مثل آقایان، گواهینامه موتورسواری دریافت کنیم.
مسلما قانونمند شدن موتورسواری بانوان به نفع جوامع شهری است و موجب میشود همه کسانی که به راندن این وسیله نقلیه علاقهمندند، مورد آموزش قرار بگیرند و با استانداردهای لازم رانندگی کنند.
نبود قوانین یکسان، برخوردهای سلیقهای
این بانوی موتورسوار، نبود قوانین یکسان و برخوردهای سلیقهای را مهمترین مسأله بانوان موتورسوار میداند و معتقد است: مشکلات فرهنگی اگرچه نسبت به گذشته کمتر شده و جامعه در حال پذیرش این موضوع به نظر میرسد، اما هنوز به قوت خود باقی است. موتورسواری بانوان یک مطالبه اجتماعی مدرن و منطقی است که نه بر خلاف قانون است و نه با عرف و شرع مغایرت دارد. ما به دنبال گرفتن امتیازات ویژه نیستیم، فقط خواهان حق برابر برای گرفتن گواهینامه هستیم. موتورسواری بانوان یک امر طبیعی در همه جهان است، پس چرا در کشور ما با این موضوع برخوردهای عجیب و غریب میشود؟!خانم خسرویان، آموزش درست و صدور گواهینامه را بهترین راه برای تأمین ایمنی بانوان موتورسوار توصیف میکند و میگوید: در شرایطی که بسترهای فرهنگی جامعه تا حدودی فراهم شده، این قوانین هستند که باید به روز شوند.
خوشبختانه خانواده ما با آگاهی کامل و روشنبینی لازم از من و خواهرم حمایت کردند و همسر خواهرم در تعلیم رانندگی با موتور به ایشان و بنده کمک زیادی کرد. ما امروز میتوانیم به صورت حرفهای موتورهای دندهای را برانیم و این موهبت را مدیون همراهی همسر و خانوادههایمان هستیم. خوشبختانه در این مدت مشکل جدی نداشتیم و در زمان تردد با موتورسیکلت در سطح شهر با مسائل امنیتی یا موانع راهنمایی و رانندگی مواجه نشدهایم.
نازنین خسرویان به بانوان علاقهمند به موتورسواری توصیه میکند از موانع نترسند و حس آزادی و رهایی را در پشت موتورسیکلتهاشان تجربه کنند. او میگوید: برخی از زنها ذاتا عاشق ماجراجویی و هیجان هستند. این کار به آنها احساس قدرت و استقلال میدهد. با این توضیح که موتور سیکلت فقط یک وسیله ایجاد هیجان نیست، بلکه ابزاری کاربردی برای تردد و ترویج سبک زندگی سالم است.
افزایش نشاط اجتماعی با موتورسواری
سفرهای موتوری و شرکت در گروههای موتورسواری علاوه بر این که موجب افزایش روحیه و نشاط اجتماعی بانوان موتورسوار میشود، مهارتهای مکانیکی را نیز به آنها میآموزد. مجموع این رفتارها به آنها هویت میبخشد و از نظر روانشناختی به خودمختاری بانوان کمک میکند. وقتی که یک خانم، مهارت چالشبرانگیزی مثل موتورسواری را میآموزد، به طور خودکار ،
اعتماد به نفس و احساس کفایتش بالا میرود و از فشارهای ذهنی آزاد میشود.
خسرویان با بیان این موضوع میگوید: موتورسواری یک مدیتیشن فعال است. به خانمها توصیه میکنم برای این که خودابرازی و هویتیابی را در خود تقویت کنند، در انتخاب نوع موتورسیکلت
و سبک رانندگی دقت نظر بیشتری داشته باشند.
حس تعلق به یک جامعه خاص در صورتی لذتبخش است که در مسیر درست قرار بگیرد. گروههای موتورسواری میتوانند پیوند عمیقی عاطفی و اجتماعی را در جامعه ایجاد کنند و پیوستن به این گروهها روش مطمئنی برای تأمین سلامت روان بانوان موتورسوار است.
قصد جلب توجه نداریم!
نازنین خسرویان به یکی از خاطرات دوران موتورسواری خود اشاره میکند و میگوید: یادم هست در یک ظهر آفتابی و تابستانی در مرکز شهر موتورسواری میکردم. باد بسیار گرمی به صورتم میخورد و صدای موتور مثل قلب ناآرامم به شدت در گوشم میپیچید. به میدان مرکزی شهر که رسیدم، پلیسهای راهنمایی و رانندگی دورتادور میدان ایستاده بودند.
با ترس و اضطراب، سرعتم را کم کردم و منتظر بودم به من فرمان ایست بدهند و از من گواهینامه بخواهند اما در کمال تعجب این اتفاق نیفتاد و یکی از پلیسها حتی به من لبخند هم زد. آن روز پوشش من کامل بود و به جای روسری زیر کلاه ایمنی، مقنعه پوشیده بودم.
به مقصد که رسیدم از دوستم پرسیدم چرا امروز در مرکز شهر هیچ پلیسی مرا متوقف نکرد و از من گواهینامه نخواست؟ رفیقم در جواب گفت: گواهینامه تو مقنعه تو بود و راست هم میگفت!
میخواهم بگویم که ما خانمهای موتورسوار ایرانی، قصد جلب توجه نداریم و فقط میخواهیم وسیله نقلیهمان را خودمان انتخاب کنیم. بدون شک پوشش هر کس نشانگر شخصیت و هویت اوست و من به همه بانوان علاقهمند به موتورسواری توصیه میکنم به این موضوع توجه ویژهای داشته باشند. من خودم از لباسهای تنگ و چسبان موتورسواری استفاده نمیکنم و غالبا در زیر کلاه، روسری میپوشم. به این ترتیب، موجهتر به نظر میرسم و نگاههای کنجکاو مردم کمتر متوجه من میشود.
این بانوی موتورسوار شمالی، شاعر هم هست و کلاسهای آنلاین حافظخوانیاش همهروزه به راه است. او یک قطعه ادبی در وصف لذت موتورسواری آماده کرده که با شوق برایمان میخواند:
زن که موتور را روشن میکند
جهان کمی کنار میرود تا راه برایش باز شود
چرخها روی زمین میچرخند اما دلش در آسمانی دور میرقصد
هیچ کس نمیداند برای رسیدن به همین لحظه چقدر باید جنگیده باشد
با نگاهها، با قوانین و با نمیشودهایی که هزار بار شنیده است
حالا که دستش را روی گاز میگذارد
انگار روحش را از قفس آزاد میکند
دیگر نه دختری است که محدود باشد و نه زنی که قضاوت شود
او انسانی است که میخواهد جهان را خودش تجربه کند
با سرعتی که دلش میخواهد
هر متر از جاده برای او قطعهای از آزادی است
و هر پیچ یک پیروزی کوچک
و هر بوق یک یادآوری این که من هستم….
سخن آخر
براساس قانون اساسی، موتورسواری زنان در ایران مجاز است اما شرایط دریافت گواهینامه را قوانین راهنمایی و رانندگی تعیین می کند و پلیس راهور از صدور آن طفره میرود.
با این همه در کشور ما تیم ملی موتورسواری بانوان وجود دارد که در مسابقات داخلی و بینالمللی شرکت میکند. نمونههای موتورسواری بانوان در جادههای آفرود و پیستهای مسابقه هم کم نیستند.
پس چگونه است که نگاههای مخالف، تا این اندازه بر سادهترین حقوق شهروندی بانوان سایه انداخته است؟ شاید وقت آن رسیده باشد که تناقضات فرهنگی و قانونی در کشور ما برای همیشه به اجماعی منطقی و پایدار برسد.
گردآوری: کلبه سرگرمی
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کلبه سرگرمی بنویسید.



