اخبار روز

شوهرکشی هولناک زن خائن | معجزه این مرد را نجات داد

زن جوانی که متهم است با یک نقشه از پیش تعیین‌شده اقدام به قتل شوهرش کرده، پس از زنده ماندن معجزه‌آسای او به همراه یک متهم دیگر در دادگاه با شهادت فرزندانش علیه خود مواجه شد.

به گزارش همشهری آنلاین، رسیدگی به این پرونده از ۲ سال قبل و همزمان با انتقال مردی مجروح و بی‌هوش به یکی از بیمارستان‌های تهران آغاز شد. عابران او را در یکی از خیابان‌های کم‌تردد پیدا کرده و پس از تماس با اورژانس، وی را به بیمارستان رساندند. شدت جراحات به حدی بود که مرد ناشناس به کما رفت و پزشکان امید چندانی به زنده‌ماندنش نداشتند. با این‌حال، او پس از ۲ هفته به شکل معجزه‌آسایی از کما خارج شد.

این مرد که احسان نام دارد، در نخستین اظهاراتش به مأموران گفت: روز حادثه همراه همسرم بودم، اما بعد از آن دیگر چیزی به خاطر ندارم و وقتی به‌هوش‌آمدم، خودم را در بیمارستان دیدم.

با آغاز تحقیقات، مأموران به همسر او، لیلا، مشکوک شدند. بررسی‌ها همچنین نشان‌داد این زن با مردی به‌نام سامان در ارتباط بوده است.

سامان پس از دستگیری در تحقیقات اولیه گفت: لیلا به من گفته بود همسرش را با ماشین زیر گرفته است، اما درباره انگیزه یا محل حادثه چیزی نگفت.

پس از تکمیل تحقیقات، برای لیلا به اتهام شروع به قتل و برای سامان نیز به اتهام مرتبط با پرونده، کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.

  • پسر شیشه ای، مادرش به قتل رساند

در جلسه دادگاه، احسان به‌ عنوان شاکی در جایگاه حاضر شد و گفت: سال‌ها قبل با لیلا ازدواج کردم و حاصل زندگی مشترک‌مان ۲ دختر است. مدتی قبل متوجه‌ شدم سامان از همسرم خواستگاری کرده بود، اما تصور می‌کردم این موضوع تمام شده است. روز حادثه، طبق قولی که به همسرم داده بودم، به دفترخانه رفتیم و خانه‌ام را به نام او صلح عمری کردم. هنگام بازگشت، دوباره سر سامان با هم مشاجره کردیم. فشارخونم بالا رفت و همسرم قرصی از کیفش بیرون آورد و گفت بخور، صورتت سرخ شده است. تصور کردم داروی فشارخون است، اما پس از خوردن آن دیگر چیزی نفهمیدم.

وی ادامه داد: « وقتی در بیمارستان به‌ هوش‌ آمدم، پزشکان گفتند در آزمایش‌ خونم آثار قرص خواب‌آور وجود داشته است. آنجا فهمیدم همسرم ابتدا مرا بیهوش کرده و سپس با خودرو زیر گرفته و از محل فرار کرده است. پزشکان امیدی به زنده‌ ماندنم نداشتند اما به شکل معجزه‌آسایی نجات پیدا کردم. برای هر دو نفر اشد مجازات را می‌خواهم.

در ادامه، دختر بزرگ این خانواده نیز در جایگاه قرار گرفت و گفت: پدر و مادرم مدت‌ها با هم اختلاف داشتند. روز حادثه دیدم مادرم از داخل کابینت قرصی برداشت و داخل کیفش گذاشت. وقتی پرسیدم چه قرصی است، گفت برای سردرد است، اما آن را مصرف نکرد. بعد همراه پدرم از خانه خارج شدند، ولی مادرم به‌تنهایی برگشت. چند روز بعد هم فهمیدیم پدرم در بیمارستان بستری است.

دختر کوچک خانواده نیز اظهارات خواهرش را تأیید کرد و گفت: من هم دیدم مادرم قبل از خروج از خانه قرصی از کابینت برداشت. وقتی برگشت خیلی آشفته بود و هر بار درباره پدرم سؤال می‌کردیم، می‌گفت وسط راه از ماشین پیاده شده و دیگر از او خبری ندارد.

سپس سامان در جایگاه حاضر شد و هرگونه دخالت در این ماجرا را رد کرد. او گفت: من هیچ نقشی در این پرونده ندارم. لیلا فقط به من گفته بود شوهرش را با ماشین زیر گرفته است، اما درباره انگیزه یا جزئیات حادثه چیزی نگفت. من برای او قرصی تهیه نکرده‌ام. لیلا در کار خرید و فروش زمین و خانه بود و من تنها در همین معاملات به او کمک می‌کردم.

در ادامه، لیلا نیز با رد اتهامش گفت: دخترانم تحت تأثیر خانواده پدرشان علیه من شهادت می‌دهند. من و شوهرم مدت‌ها به‌دلیل اعتیاد او اختلاف داشتیم. زمانی که مواد مصرف می‌کرد، رفتارش قابل کنترل نبود و از خانه بیرون می‌رفت. روز حادثه هم تحت تأثیر مواد از خودرو پیاده شد و هرچه تلاش کردم مانعش شوم نتوانستم. دارویی که به او دادم، قرص فشارخون بود و اتهام خوراندن قرص خواب‌آور و زیر گرفتن او را قبول ندارم.

پس از دفاعیات متهم، دختر بزرگ خانواده بار دیگر در جایگاه حاضر شد و با رد اظهارات مادرش گفت: مادرم حقیقت را نمی‌گوید. او حتی کارهای خانه را هم انجام نمی‌داد و پدرم برای ما صبحانه آماده می‌کرد و ما را به مدرسه می‌برد. روز حادثه وقتی مادرم به خانه برگشت، کفش‌هایش گلی بود. به او اعتراض کردم، اما هیچ واکنشی نشان نداد.

در پایان جلسه، قضات دادگاه پس از استماع اظهارات شاکی، متهمان، دختران خانواده و بررسی محتویات پرونده برای صدور رأی وارد شور شدند.

.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا