سرگرمی

قتل هولناک دختر ۱۷ ساله مقابل آرایشگاه؛ پدر در دادگاه چه گفت؟

پرونده قتل فاطمه سلطانی، دختر ۱۷ ساله‌ای که سال گذشته در اسلامشهر به دست پدرش به طرز فجیعی به قتل رسید، صبح روز گذشته در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری استان تهران بررسی شد؛ پرونده‌ای که از زمان وقوع حادثه، بازتاب گسترده‌ای در افکار عمومی داشته است.

در آغاز جلسه، مادر فاطمه به‌عنوان اولیای دم خواستار قصاص متهم شد و ادعا کرد همسر سابقش پیش از ارتکاب جنایت از برخی پیامدهای حقوقی قتل فرزند آگاه بوده و تصور می‌کرد به دلیل رابطه پدر و فرزندی، قصاص نخواهد شد.

مادر مقتول در دادگاه با تشریح زندگی مشترک ۲۷ ساله خود گفت سال‌ها قربانی خشونت خانگی بوده و بارها از همسرش شکایت کرده است. او مدعی شد همسرش بارها وی را مورد ضرب و جرح قرار داده، قصد آسیب رساندن به فرزندشان را داشته و پس از شدت گرفتن اختلافات خانوادگی، امنیت جانی خود و فرزندانش را در خطر دیده است.

وی همچنین اظهار کرد رفتارهای پدر پس از آن تغییر کرد که دخترش موضوع ارتباط او با زنی دیگر را متوجه شده بود. به گفته مادر، فاطمه بارها از فشارهای روحی ناشی از رفتارهای پدر گلایه کرده و حتی از ادامه زندگی ناامید شده بود.

در دادگاه چه گذشت؟

به گزارش روزنامه ایران در ابتدای این جلسه مادر مقتول به قضات گفت: «بعد از ۲۷ سال زندگی با همسرم از او جدا شدم چون مرد شکاک و بددلی بود. او بارها من و فرزندانم را مورد ضرب و شتم قرار داده بود اما چند روز بعد از جدایی، او دخترمان را کشت. در طول زندگی مشترکمان چندبار متوجه شدم که به من خیانت کرده با این حال او را بخشیدم اما نه تنها متنبه نشد بلکه دخترم را هم کشت. دختر من بسیار پاک و نجیب بود و سالم زندگی می‌کرد. همسر سابقم می‌دانست در صورت قتل دخترش قصاص نمی‌شود به همین خاطر به سراغ دخترمان رفت و او را کشت. من به هیچ عنوان حاضر به گذشت نیستم و درخواست اشد مجازات و دیه دارم.»

پس از آن متهم به جایگاه رفت و با پذیرش اتهام خود گفت: «سال‌ها در یک شرکت کار می‌کردم و ۴ ماه مانده بود که بازنشسته شوم. با اینکه مدام کار می‌کردم تا با اضافه کاری خرج زندگی‌ام را درآورم اما بازهم مشکلات مالی داشتیم و به ناچار در اوقات استراحتم دستفروشی هم می‌کردم. چند سال قبل با زحمت فراوان خانه‌ای خریدم و بعد آن را به نام همسرم سند زدم.»

قتل دختر جوان به‌دست پدر؛ واکنش‌ها به خلأ قانونی در حمایت از زنان

متهم افزود: «همسرم هم آرایشگاهی باز کرده و با دخترم مشغول کار شده بود. حتی در آرایشگاهش فالگیری هم می‌کرد. مدام مرا مجبور می‌کرد تا وام بگیرم. می‌گفت می‌خواهد آرایشگاهش را توسعه دهد اما با وام‌هایی که من می‌گرفتم بینی‌اش را عمل می‌کرد و برای خودش طلا و گوشی آیفون می‌خرید. با اینکه می‌دانست یکی از وام‌ها را برای معالجه مهره‌های گردنم گرفتم اما اصلاً برایش مهم نبود.»

متهم در ادامه مدعی شد: «چند روز پیش از حادثه شب‌کار بودم که همسرم تماس گرفت و از من سوئیچ ماشین را خواست. بعد هم فردا صبح پیامکی داد و گفت که زندگی ما از هم جدا شد. وقتی به خانه برگشتم دیدم قفل‌های خانه را عوض کرده و لباس‌هایم هم وسط حیاط است. یکی از قفل‌ها را شکستم و وارد خانه شدم و دیدم همسر و فرزندانم همه وسایل باارزش را با خودشان برده‌اند و خانه خالی است. همانجا رگم را زدم تا زنده نباشم اما پشیمان شدم و به دوستم گفتم من را به بیمارستان برساند. چند روز بعد هم به مقابل آرایشگاهی رفتم که دخترم کار می‌کرد می‌خواستم با او صحبت کنم. اما دخترم تا من را دید شروع به بدرفتاری کرد. از آنجا که چند شب نخوابیده بودم نتوانستم خودم را کنترل کنم و با چاقو ضرباتی به او زدم اصلاً نفهمیدم چه کار کردم. حالا هم در زندان قرص‌های قلبم را نمی‌خورم تا زودتر بمیرم. من دخترم را خیلی دوست داشتم و هرروز دلتنگش می‌شوم.»

مادر مقتول در واکنش به اظهارات متهم گفت: «خانه مال من بود با ارث پدری‌ام آن را خریده بودم. اما حالا متهم مدعی است او خانه را خریده و به نامم زده است.»

پس از آن وکیل متهم نیز گفت: «با توجه به شرایط روحی موکلم در صورت امکان اتهام قتل عمد به اتهام قتل شبه عمد تبدیل شود.»

با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.



نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا