عموپورنگ به سوگ مادرش نشست+ عکس

مادر داریوش فرضیایی، مجری برنامههای کودک و نوجوان که با نام «عمو پورنگ» شناخته میشود، درگذشت.
مادر داریوش فرضیایی ـ همان عمو پورنگِ دوستداشتنی ـ درگذشت. او پیشتر بارها از علاقه عمیقش به مادر گفته بود و همین پیوند خانوادگی، به بخشی از شناخت عمومی از او تبدیل شده بود.
عمو پورنگ فقط یک شخصیت تلویزیونی نبود؛ یک حضور چندنسلی بود که بیش از دو دهه کنار کودکانِ امروز و بزرگسالانِ دیروز ایستاد. حالا خبر این فقدان، یادآوری میکند که بعضی اجراها مثل یک «آشناییِ قدیمی» در زندگی مردم میمانند؛ نه فقط برای سرگرمی، برای شکل دادن به حسِ امنیت و امید در فضای خانه.
عمو پورنگ برای بسیاری از خانوادههای ایرانی، یادآور عصرهایی است که تلویزیون نقشِ سرگرمیِ بیدغدغه را داشت. داریوش فرضیایی با تکرارِ یک لحن مهربان و بیحاشیه، یک «قرارِ همیشگی» بین کودک و رسانه ساخت.
او در قالب برنامههای کودک، فقط زمان پر نمیکرد؛ نوعی گفتوگوی سالم با کودک ارائه میداد: آموزشِ غیرمستقیم، شوخیِ کنترلشده، و احترام به احساسات. همینها باعث شد برنامهاش از سطح سرگرمی فراتر برود و به عادت خانوادگی تبدیل شود.
در تلویزیون کودک، برخی چهرهها زود دیده میشوند اما دیر در ذهن میمانند؛ چون رویکردشان بیشتر بر جذابیت لحظهای است. عمو پورنگ اما با تداومِ سبک اجرا و شخصیتپردازیِ پایدار، شبیه یک «مدرسه کوچک» عمل کرد؛ یعنی کودکان حس کردند هر بار بازگشت به برنامه، تجربهای قابل اعتماد است.
اکثر مجریهای کودک، یا بیشتر بر هیجان و سرعت بنا میشوند یا بر روایتهای آموزشی صریح. عمو پورنگ مسیر سومی داشت: پیوندِ بازی و مهارت، با لحن انسانی. همین ترکیب، دلیلِ ماندگاری او در میان چند نسل است—بهخصوص وقتی مخاطب، نه فقط کودک امروز، که والد همان کودکِ دیروز هم بوده باشد.





