بهترین تعریف از قدرتی که دشمنان از آن میترسند

در قاموس مهندسی معکوس دشمن، هر پیروزی باید وارونه شود. وقتی بزرگترین تشییع تاریخ رقم میخورد و شبکه های دشمنان، عدد غیرقابل انکار چند میلیون نفر را اعلام میکنند، ماشین دروغسازی بلافاصله فعال میشود: «تشییع حکومتی بود!»
به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: موساد اینترنشنال، عمال شبهرسانهایاش و سلطنتطلبانی که مثل گربه، هر طور بالا بیندازی با چهار دست و پا پایین میآیند، این برچسب را ساختهاند تا بلکه مرهمی بر زخم شکست شان بگذارند. اما نکته ویرانگر برای خودشان اینجاست، اگر این تشییع «حکومتی» بود، پس باید اعتراف کرد که حکومتی با این «عرضه»، که میتواند چندین میلیون انسان را نه با زور و اسلحه، که با «عشق» به خیابان بیاورد، ستودنی است و ما ابدا ابایی از «حکومتی» گفتن نداریم. چون این صفت، حالا از یک تهمت، به یک «مدال افتخار» تبدیل شده است.
برای کالبدشکافی این وارونگی، ابتدا باید این چند میلیون را جدی گرفت. این عدد را دشمن اعلام کرده، نه صدا و سیمای ایران. دشمنی که خودش در این جنگ، عملا در جبهه مقابل ایستاده بود و حالا، شبکه تلویزیونیاش، ناگزیر از اعتراف به عظمتی است که قابل کتمان نیست. آیا اصلا در تاریخ بشر، حکومتی توانسته چند میلیون انسان را برای یک مراسم گرد هم آورد؟ رایش سوم با آن همه دستگاه پروپاگاندا، استالین با آن همه ترس و وحشت و حتی دموکراسیهای غربی با آن همه بودجه انتخاباتی، هرگز نتوانستند چنین جمعیتی را در یک نقطه متمرکز کنند. پس اگر این «حکومتی» است، باید پرسید: راز این «هنر حکمرانی» چیست؟ پاسخ، فراتر از لجستیک است. پاسخ در «مشروعیت» نهفته است. مشروعیتی که با پول خریدنی نیست، با زور ساختنی نیست و با تبلیغات جعلی تقلبی درنمیآید و این، همان نقطه کوری است که دشمنان نمیبینند.
اما دشمن، سناریوی دومی هم دارد. «مردم پول گرفتند!» این تهمت نخنما، چنان مضحک است که نقدش به یک طنز سیاسی شبیه است. اما بیایید جدی بگیریمش. اولا، اگر حکومتی سیستم پرداخت مخفیانهای دارد که میتواند چند میلیون نفر را در یک روز پرداخت کند، بیآنکه حتی یک نفر از قلم بیفتد و به رسانههای معاند لو بدهد، باید به این سیستم «تبریک» گفت. این یعنی دقت، امنیت و وفاداری حیرتانگیز. ثانیا، پول از کجا آمد؟ از جیب خود مردم؟ اگر پول مردم را به خودشان دادهاند، خب که چه؟ این عالی و عادلانهترین سیستم اقتصادی ممکن است. دولت، ثروت ملی را میان مردم توزیع کرده، مردم هم آمدهاند و از رهبرشان تشکر کردهاند. اما فراتر از این شوخیها، این تهمت یک اعتراف روانشناختی است. آنها نمیتوانند بپذیرند که انسانها، بیچشمداشت مادی، برای یک «ایده» و یک «مرد عالی قدر» به خیابان بیایند. چون خودشان، هرگز چنین تجربهای نداشتهاند. آنها فقط «مزدور» دیدهاند، پس فکر میکنند همه «مزدور»اند.
و اما نکته سوم، که فراتر از تهمتها، ذات این رویداد را آشکار میکند. ملت ایران، در این روزهای تاریخی، یک کار دیگر هم کرد. سیفونی را کشیدند که امثال ترامپ، نتانیاهو، پهلوی، موساد اینترنشنال و اپوزیسیون فاسدالاخلاق را با خود شست و برد. این استعاره «سیفون»، دقیق و ویرانگر است. آنها سالها زبالههای رسانهای و سموم شناختی تولید کردند. اما این سیل جمعیت، یکباره همه را به فاضلاب تاریخ فرستاد. حالا، آنها در فاضلاب به دنبال چشم و گوش پاک کردن هستند و میپرسند: «چی میخواستیم، چی شد؟» این جمله، خلاصه تراژدی یک جریان است. آنها «فروپاشی» میخواستند، «حماسه» تحویل گرفتند. آنها «نفرت» میخواستند، «عشق» دیدند. آنها «انزوا» میخواستند، «قدرت» دیدند و این یعنی شکست کامل پروژه «تحقیر ملت».
این پرسش ملتهبانه آنها که «چی میخواستیم، چی شد؟» را باید در تاریخ ثبت کرد. این، اعتراف ناخواسته به شکست است. صدام میخواست ایران را از بین ببرد، اما تشییع جانشین همان امام، بغداد را تعطیل کرد. ترامپ میخواست ایران را به زانو درآورد، اما حالا ۶۴ درصد آمریکاییها عملکردش در قبال ایران را تأیید نمیکنند. این رسانهها میخواستند ملت ایران را از نظام و انقلاب شان جدا کنند، اما حالا چندین میلیون نفر، خودِ «نظام» شدند و به خیابانها ریختند. این شکاف میان «خواستن» و «شدن»، همان «شکست تاریخی» است. آنها میخواستند تاریخ را بنویسند، اما تاریخ، آنها را نوشت و حالا، این آنها هستند که در فاضلاب ذهن خودشان غرق میشوند.
پس بگذارید بگویند «تشییع حکومتی». ما میگوییم: بله، این تشییع، نمایش قدرت یک «حکومت مردمی» بود. حکومتی که مردمش، بدون اسلحه، بدون پول و بدون اجبار، خودِ آن حکومت را بر دوش میکشند و به سمت آینده میبرند. این، ترسناکترین نوع حکومت برای دشمنان است. چون نمیشود با بمب آن را نابود کرد. نمیشود با تحریم آن را فروپاشید. نمیشود با تهمت آن را بیاعتبار کرد. این حکومت، ریشه در قلبها دارد و قلبها را نمیشود بمباران کرد.
.



