قتل آتشین مرد عاشقپیشه به خاطر زن شوهردار

در پرونده گم شدن یک جوان ۵ نفر شامل یک زن، پدر، ۲ برادر و پسرعموی این زن دستگیر شدند و به قتل اعتراف کردند اما در دادگاه منکر اقرار اولیه خود شدند و ماجرا را به گونه دیگری شرح دادند.
به گزارش همشهری آنلاین، رسیدگی به این پرونده از تیرماه سال ۱۴۰۲ و با گزارش ناپدید شدن مرد جوان اهل خراسان رضوی آغاز شد. سعید به یکباره ناپدید و تلفن همراهش خاموش شده بود. خانوادهاش وقتی موفق به یافتن او نشدند از پلیس آگاهی کمک خواستند اما ردی از او در تحقیقات به دست نیامد.
- قتل زن همسایه در دعوای دو رقیب عشقی
شناسایی و دستگیری زن تهرانی
مأموران با گذشت ۱۱ماه از این ماجرا فهمیدند مرد گمشده با زنی جوان به نام المیرا، ساکن تهران، ارتباط داشته و آخرین بار قرار بوده او را ملاقات کند. همچنین سعید مدتی این زن را به خانهاش برده و با او زندگی میکرد. سرانجام رد خانه المیرا در شرق تهران به دست آمد و او بازداشت شد ولی مدعی بود مرد گمشده را نمیشناسد و اشتباهی بازداشت شده است.
اما در ادامه تحقیقات وقتی معلوم شد فیلم دوربینهای مداربسته چند اداره حوالی خانه این زن وارد شدن مرد جوان به خانهشان را ثبت کرده، اعتراف کرد و گفت: سال گذشته با سعید در اینستاگرام آشنا شدم و تلفنی با هم حرف میزدیم. کمکم به هم علاقهمند شدیم و چند مرتبه برای دیدنم به تهران آمد. متاهل بودم و با همسرم درگیر و دار طلاق بودیم.
وی ادامه داد: چند وقت پیش به بهانه اینکه میخواهم مدتی پیش دوستم بروم، خانه را ترک کردم و همراه سعید به شهرشان رفتم اما خانوادهام فهمیدند و برگشتم. با سعید حرف زدم که قبول نکرد رابطه را پایان دهد. برادرم قصد داشت او را تنبیه کند.»
با اعتراف زن جوان، مأموران برای دستگیری برادران، پدر و پسرعموی او به خانهشان رفتند و آنها را بازداشت کردند.
اعتراف برادر به قتل مرد عاشق
مهرداد، یکی از متهمان در تحقیقات پلیسی گفت: وقتی متوجه ارتباط خواهرم با مرد غریبه شدم، خواستیم با او حرف بزنیم تا رابطه را تمام کند اما با سعید درگیر شدم و با شال خفهاش کردم. جسد را در صندوق عقب خودرو گذاشتم و از خانه بیرون بردم. در بیابان با ریختن بنزین آن را به آتش کشیدیم اما یادم نمیآید که بیابانی که جسد را بردیم در مسیر گرمسار بود یا پاکدشت.
با اعتراف متهمان، مأموران به پاکدشت رفتند اما موفق به یافتن جسد نشدند.
اقرار ۵ متهم به قتل
با گذشت ۳ سال از این قتل، با تکمیل تحقیقات، برای متهمان کیفرخواست صادر شد و پرونده برای محاکمه به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در ابتدای جلسه نماینده دادستان تهران با اشاره به کیفرخواست دادسرا گفت: در این پرونده مهرداد متهم به مباشرت در قتل عمدی سعید و جنایت بر میت است. المیرا هم براساس تحقیقات دادسرا و کیفرخواست، متهم به معاونت در قتل از طریق دادن شال به برادرش برای خفه کردن سعید و قوت قلب دادن به مهرداد برای قتل و معاونت در جنایت بر میت شده است. ۳ متهم دیگر پرونده برادر، پدر و پسرعموی متهم ردیف اول هستند که آنها هم متهم به معاونت در جنایت بر میت هستند.
وی با اشاره به دلایل پرونده ادامه داد: کشف آثار خون در صندوق عقب خودروی مهرداد، اقرار ۵ متهم در تحقیقات اولیه که مشابه هم بود، آنتندهی گوشی آنها در جاده پاکدشت و پیامک ۲ نفر از متهمان از دلایل مجرمیت متهمان است و برای آنها درخواست قصاص دارم.
سالهاست چشمانتظار پیکر پسرم هستم
سپس مادر مقتول بهعنوان تنها ولی دم در جایگاه ایستاد و برای متهمان اشد مجازات را درخواست کرد و گفت: پسرم روزها از بیماران مراقبت و شبها در اسنپ کار میکرد. تلفن همراه پسرم یک دفعه خاموش شد و بعد فهمیدیم ماجرا زیر سر این متهمان بوده است.
مادر مقتول که سالهاست در انتظار پیدا شدن پیکر فرزندش است، در دادگاه گفت حاضر به گذشت نیست و تنها خواستهاش قصاص عامل یا عاملان قتل پسرش است.
مادر مقتول گفت: متهم زن یک سال با پسر من زندگی میکرد. در شهر ما به باشگاه میرفت و با هم به جشن تولد رفته بودند. نمیگویند چرا پسرم را کشتند و جنازهاش کجاست. سالهاست چشمانتظار پیدا کردن پیکر پسرم هستم.
قتلی رخ نداده که من بخواهم قاتل باشم!
در ادامه، رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به مهرداد از او خواست از خود دفاع کند.
متهم با قرار گرفتن در جایگاه اتهام قتل را رد کرد و گفت: وقتی متوجه شدم خواهر و پدرم را دستگیر کردند و آنها هم بازداشت شدند، به قتل اعتراف کردم تا آنها آزاد شوند. قتلی رخ نداده که من بخواهم قاتل باشم.
وی ادامه داد: سعید یک روز با من تماس گرفت و اطلاع داد اثاثیه خواهرم را با کامیون فرستاده است. از من خواست در مسیر بروم و راننده را به خانه ببرم. بعد هم وقتی اثاث را خالی کردیم، به آنجا آمد. ۲ کیسه دستش بود و به دنبال المیرا آمده بود. گفتم داد نزن. رفت داخل واحد و اتاقها را گشت و شوکر داشت و به سمت ما میزد تا نزدیکش نشویم.
رئیس دادگاه از او پرسید در آن زمان خواهرت کجا بود که متهم پاسخ داد نمیدانم.
مهرداد در ادامه گفت: آخر شب از برادرم سراغ المیرا را گرفتم و فهمیدم نیست. ترسیدم سعید دوباره او را اغفال کرده و با خودش برده باشد. به سمت جاده مشهد حرکت کردیم و گفتیم شاید او را در مسیر ببینیم. یک فرعی را دیدیم و وارد آنجا شدیم. اثری از ماشین سعید نبود. بعد فهمیدیم که خواهرم به خانه رفته است.
رئیس دادگاه سپس درباره پیامکهای میان مهرداد و پسرعمویش پرسید که متهم گفت چیزی به خاطر ندارد و نمیداند چرا این پیامکها را ارسال کرده است.
درباره بنزین برای آتش زدن جسد تحقیق نشده
پس از دفاعیات متهم، وکیل او در جایگاه قرار گرفت و گفت: موکلم شدیدا منکر اتهام است و هیچ دلیلی علیه او ارائه نشده است. دادسرا وارد ابهامات پرونده نشده و این پرونده نقایص عمدهای دارد که یکی از آنها این است که اصل وقوع قتل احراز نشده است.
وی افزود: در این پرونده نه جسدی پیدا شده، نه نظریه پزشکی قانونی وجود دارد و نه آثار خون کشف شده است و آثار خونی که گفته میشود در ماشین موکل من پیدا شده، منشأ انسانی نداشته است. موکل با فقدانی خصومت نداشته و دلیل علمی دال بر قتل ارائه نشده است. مفقودی دلیل قطعی نیست.
وکیل ادامه داد: موکلم جز در یک مرحله از دادرسی اتهام را قویا رد کرده است. نکته مهم دیگر خریدن بنزین توسط مهرداد برای آتش زدن جسد است که در این رابطه تحقیق نشده که بنزین را چطور تهیه کرده است. اگر از پمپبنزین گرفته باشد، حتما باید فیلم آن ثبت شده باشد.
تهدیدم میکرد که باید با او باشم
در ادامه نوبت به دفاعیات المیرا رسید. او نیز اتهام خود را رد کرد و گفت: اواخر تیرماه مهرداد من را به تهران رساند و به خاطر اینکه پول مهریهام به حساب او واریز شده بود، همسرم به ماجرا شک کرده و پیگیر موضوع بود.
وی ادامه داد: از اواخر مهرماه تا اواخر تیرماه با او بودم. برای پیگیری پرونده طلاقم خودش مرا میآورد و برمیگرداند و تهدیدم میکرد که باید با او باشم. به اصرار او بود که هرجا خرید میکردم باید پول نقد میدادم تا ردیابی نشوم.
المیرا اظهار کرد: روزی که اثاث آوردم، پدرم پلاک ماشین را دید و فهمید که من در این مدت در شهرستان بودم و خانه دوستم نبودم. به خاطر همین حالش بد شد. از خانه خارج شدم و تا آخر شب در خیابان راه رفتم. بعد به خانه رفتم. گوشی تلفن همراهم نبود.
قاضی از او پرسید چند خط تلفن داشته که المیرا پاسخ داد: یک خط که به نام خودم بود. ۲ سیمکارتم به نام سعید گرفته شده بود.
وکیل المیرا نیز در دفاع از موکلش گفت: در شرایطی که اصل وقوع قتل محرز نیست، معاونت هم محرز نیست و باید او را زنده در نظر بگیریم. حتی مهرداد در تحقیقات گفته با سعید درگیر شده و او را با دست خفه کرده و با دستمال دور گردنش انداخته تا مطمئن شوند مرده است. حتی اگر این اعتراف را قبول کنیم، شال هیچ نقشی در این ماجرا نداشته و موکل من معاونتی نداشته است.
وی ادامه داد: در قرار گفته شده المیرا همیشه میگفته از سوی سعید مورد ضرب و جرح قرار میگرفته است. آیا کتککاری دلیل معاونت در قتل است؟ آنتندهی باید دوباره بررسی شود، شاید اشتباه باشد. به همین خاطر درخواست برائت موکلم را دارم.
مقتول زنده است!
در ادامه، ۳ متهم دیگر نیز در جایگاه قرار گرفتند. آنها هم اعترافات اولیه خود را منکر شدند و گفتند در این ماجرا نقشی ندارند و سعید به قتل نرسیده و زنده است.
پس از آخرین دفاعیات متهمان، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
در پایان، مهرداد به اتهام قتل به قصاص و المیرا به اتهام معاونت در قتل به ۲۵ سال حبس محکوم شدند. ۳ متهم دیگر پرونده نیز از اتهام جنایت بر میت تبرئه شدند.
.




