آرشی دیگر در سپیدی برفهای بانه

شهادت مرزبان شهید سرکار ستوان یکم رحیم مجیدی در هشتم دیماه، در ارتفاعات مرز بانهی کردستان، نگارنده را به یاد اسطورهی آرش و فداکاریاش برای حفظ مرزهای ایران انداخت.
ظهر روز هشتم دیماه ۱۴۰۴، تیم ۵ نفرهای از مرزبانان کردستان برای پایش و کنترل نوار مرزی راهی ارتفاعات بانه شده بودند که حوالی ظهر گرفتار کولاک شدند. ارتفاع بیش از یکمتری برف از یکسو و کولاک غیرمنتظره از سوی دیگر آنها را گرفتار کرد و در این شرایط درخواست کمک کردند. بهدنبال این درخواست، تیمهای کمکی راهی محل حادثه شدند و هرچند موفق به نجات ۴ مرزبان شدند، اما جستوجوها برای یافتن شهید مجیدی نتیجهای نداشت. صبح روز بعد و با حضور نیروهای مرزبانی، هلالاحمر و مردم محلی، عملیات جستوجو ادامه یافت تا اینکه پیکر بیجان شهید در میان برف و یخ کشف شد. او را در حالی یافتند که عکس پسرش در دستش بود و نوشته بود: «مواظب پسرم باشید، او تازه یاد گرفته بگوید بابا.»
به گفتهی اعضای خانوادهی شهید رحیمی، او متولد تیرماه سال ۷۴ بود و ۲ پسر ۴ ماهه و ۴ ساله دارد. او پس از دبیرستان وارد دانشگاه افسری شد و بعد از فارغالتحصیلی به مرزبانی پیوست. ابتدا در استان خوزستان و شهرستان اندیمشک خدمت کرد و بعد به کردستان منتقل شد. روز حادثه، شهید مجیدی و همرزمانش برای کنترل نوار مرزی راهی ارتفاعات بانه شده بودند. آنها بخشی از مسیر را با ماشین و بقیهی مسیر را، با توجه به صعبالعبور بودن، باید با پای پیاده طی میکردند که گرفتار کولاک شدند. کولاکی که آن روز رخ داد در منطقه بیسابقه بود و همین باعث گرفتار شدن و در نهایت شهادت افسر شهید ما شد.
آرش کمانگیر یک شخصیت اسطورهای مهم در فرهنگ ایران باستان است که فداکاری و میهنپرستی افراطی را نمایندگی میکند. برای درک بهتر این افسانه، خلاصهای از داستان، خاستگاه اساطیری و تحلیلی نمادین ارائه میشود.
بر اساس روایات اساطیری، داستان آرش در دورهای رخ میدهد که ایران در جنگی طولانی با توران (سرزمین دشمن) به رهبری افراسیاب قرار داشت. پس از محاصره شدن منوچهرشاه در طبرستان، دو طرف برای صلح به توافق میرسند. شرط صلح این بود که مرز جدید دو کشور به اندازهی مسافت پرتاب یک تیر توسط یک کماندار ایرانی تعیین شود. آرش که بهعنوان برترین تیرانداز ایران شناخته میشد، برای این مأموریت انتخاب شد. در برخی روایتها، فرشتهی سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) کمان و تیری ویژه به او میدهد. آرش با آگاهی از اینکه پرتاب این تیر با تمام نیروی زندگیاش جان او را خواهد گرفت، اقدام میکند. گفته میشود او پیش از پرتاب، تن سالم خود را به همگان نشان داد و سپس تیر را رها کرد. پس از پرتاب، شهادت آرش با تکهتکه شدن بدنش رخ داد. تیر پرتابشده مسافتی بسیار دور، از کوهی در طبرستان ـ که در اسطورهها از دامنهی دماوند یا البرزکوه ذکر شده ـ تا نواحی دورافتادهی خراسان، بلخ یا فرغانه را طی کرد و مرز ایران را بسیار گسترش داد. داستان آرش نمونهای افراطی از ایثار جان برای حفظ تمامیت ارضی و منافع جمعی است. این اسطوره بر ارزشهایی مانند وظیفهشناسی، شجاعت و وطنپرستی تأکید دارد.
البته از منظر تاریخی، هیچ سند قطعیای که این روایت را بهعنوان یک واقعهی عینی تأیید کند وجود ندارد. آرش یک شخصیت اساطیری است که بیانگر آرمانها و باورهای فرهنگی یک تمدن کهن است، ولی همواره در تاریخ ایران آرشهای واقعی و تاریخی بودهاند که نمونههای آنها در همین سالی که میگذرد، در جنگ دوازدهروزه با دشمن صهیونی، در فرزندان فداکار پدافند ایران دیده شد.
سروان مجیدی نیز با شهادت تراژیک خود، نمونهی تازهای بهعنوان آرش ایران معرفی کرد.
شهادت سرکار ستوان مجیدی را به همسر و فرزندانش، همهی اعضای خانواده، مردم یاسوج و همهی وطنپرستان تسلیت عرض میکنم.
*استاد دانشگاه
۴۷۴۷
گردآوری: کلبه سرگرمی
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کلبه سرگرمی بنویسید.




