فرهنگی و هنری

در قسمت ۴ سریال ترکی ادای دین چه گذشت؟ | خلاصه داستان قسمت ۴ سریال ترکی بدهی زندگی

در این مطلب از سایت کلبه زندگی شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۴ سریال ترکی ادای دین می باشید. با ما همراه باشید. 

سریال بدهی زندگی (ادای دین) یکی از آثار درام خانوادگی ترکی است که با داستانی پرتنش و بازیگری قابل‌توجه، تجربه دیدنی‌ای برای دوستداران سریال‌های احساسی ارائه می‌دهد. اگر به موضوعاتی مانند روابط خانوادگی، رازها و پرده‌برداری از گذشته علاقه‌مند هستید، این سریال برای شما می‌تواند گزینه‌ای جذاب باشد.

قسمت ۴ سریال ترکی ادای دین

خانواده جلال حسابی بهم ریختن و گریه میکنن. دکتر میاد اطلاع میده اگه میخواین ببینینش میتونین برین اما مادرشون هاندان میگه نه لازم نیست میریم خونه نمیخوام پدرتونو تو این وضعیت ببینین! اما روزگار اصرار میکنه که من میخوام بابامو ببینم هاندان مخالفت میکنه که روزگار به کار خودش ادامه میده و رو حرفش میمونه. یاسمین میگه اشکال نداره مامان منم باهاش میرم پیششم اما مهمت میاد جلو و بهشون میگه بهتره آخرین تصویری که از باباتون دارین همچین چیزی نباشه من خودم میرم با روزگار خیالتون راحت. او با روزگار میره تو اتاق سردخانه و روزگار با دیدن پدرش گریه میکنه که مهمت میخواد با حرفاش آرومش کنه اما روزگار که بهش حمله عصبی دست داده سرش شروع میکنه به داد زدن و گریه کردن که مهمت ازش میخواد اگه خالی میشه بزنتش تا آروم بشه در آخر بغلش میکنه و سفت میگیرتش.

بعد از رفتن روزگار مهمت میره بالا سر جلال و بهش میگه متاسفم ببخشید ولی نمیشه زمانو به عقب برگردوند تو موقعیت بدی بودم کاری نمیتونه واسه تو انجام بدم ولی میخوام بدونی که هیچوقت خانوادتو تنها نمیزارم همیشه حواسم بهشون هست مراقبشونم. وقتی میره بیرون تو سالن روزگار با گریه بهش میگه باهم قرار بود بریم فوتبال ببینیم میخواستیم لباس تیممونو بپوشیم شرط ببندیم و گریه میکنه. یاسمین به مادرش میگه مامان چیزی هست که از من مخفی میکنی؟ این خون رو دستات واسه چیه؟مادرش میگه هیچی یاسمین میگه من میدونم چیزیو داری مخفی میکنی بهم بگو! چیو من نمیدونم؟ هاندان میگه خیلی وقته هممون خیلی چیزارو نمیدونستیم و به بهونه شستن دستاش میره که یاسمین با کلافگی رو نیمکت میشینه.

بعد از چند دقیقه خواهر هاندان با شوهرش میان و اونارو دلداری میدن. هاندان تو سرویس با دیدن خونهای روی دستش یاد اتفاقی که تو هتل افتاد میوفته که او با چاقو زده بود به پای امل. امل زخمی شده و به زور خودشو به گوشیش میرسونه سپس به رانده اش زنگ میزنه و میگه خودشو به اونجا برسونه. او با اومدنش امل را بغل میکنه و سریعا میبره سمت بیمارستان تو مسیر امل میگه نزار کسی چیزی بفهمه ماجرا کیف قاپی بوده. خانواده هاندان به خانه رفتن و اونجا همه بیحالن و بهم ریخته ان. از طرفی امل رفته تو اتاق عمل و فرید خودشو میرسونه به اونجا و وقتی عمل مادرش تموم میشه خیالش راحت میشه و سریعا به یاسمین زنگ میزنه و میره پیشش.

مهمت با دخترش تو خونه نشستن و دوعا بهش میگه من نمیدونم چرا ولی قلبم از دستت ناراحته و دست خودم نیست چون نباید میزاشتی خودکشی کنه مامانم! مهمت سرشو میبوسه و میگه عب نداره عشق من واسه جفتمون کافیه و میره. دوعا آروم ازش معذرت خواهی و گریه میکنه. فرید رفته پیش یاسمین و ماجرای مادرشو میگه سپس بهش تسلیت میگه و آرومش میکنه. فرید میاد تو و به هاندان خانم هم تسلیت میگه اما وقتی وضعیت روحی همه رو میبینه که بهم ریختن همه از اونجا زودتر میره. خواهر هاندان با دیدن یاسمین و فرید از پنجره از هاندان میپرسه چند وقته باهمن؟ هاندان که به رابطه ۷ ساله شوهرش با امل فکر میکنه ناخداگاه میگه ۷ سال! و با خودش حرف میزنه و میگه چجوری آخه میشه؟ چرا؟ خواهرش جا خورده و با تعجب نگاهش میکنه….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی ادای دین + عکس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا