مقام پیشین پنتاگون: آمریکا دیگر ضامن امنیت خاورمیانه نیست

در مقالهای در فارنافرز عنوان شد: عملیات نظامی آمریکا اگرچه ضربات سنگینی به زیرساختهای نظامی ایران وارد کرد، اما نه به تغییر رفتار تهران انجامید و نه امنیت بیشتری برای خاورمیانه به ارمغان آورد.
همشهری آنلاین – گروه سیاسی: یک مقام ارشد پیشین وزارت دفاع آمریکا معتقد است جنگ اخیر ایران و آمریکا-اسرائیل، با وجود دستاوردهای نظامی کمسابقه، نتوانست اهداف راهبردی واشنگتن را محقق کند و در عوض ضعفهای ساختاری ارتش آمریکا و تغییر ماهیت تهدید ایران را آشکار ساخت.
دانا استرول، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه و مدیر پژوهش موسسه واشنگتن، در مقالهای در نشریه فارن افرز با عنوان «پارادوکس قدرت» مینویسد عملیات نظامی آمریکا اگرچه ضربات سنگینی به زیرساختهای نظامی ایران وارد کرد، اما نه به تغییر رفتار تهران انجامید و نه امنیت بیشتری برای خاورمیانه به ارمغان آورد. او مینویسد: «مهمترین نتیجه جنگ این بود که جایگاه آمریکا به عنوان ضامن اصلی امنیت خاورمیانه تضعیف شد.»
پیروزی تاکتیکی، ناکامی راهبردی
استرول با اشاره به آمارهای منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا مینویسد واشنگتن در طول جنگ بیش از ۱۰ هزار سورتی پرواز انجام داد، بیش از ۱۳۰ هزار هدف را مورد حمله قرار داد و بخش عمده زیرساختهای موشکی و پهپادی ایران را از بین برد. با این حال، به گفته او، اهداف اصلی دولت ترامپ محقق نشد.
او تاکید میکند: «حکومت ایران باقی ماند، تهران خود را با یک راهبرد فرسایشی تطبیق داد و توانست زرادخانه آمریکا را تحت فشار قرار دهد، زیرساختهای غیرنظامی منطقه را تهدید کند و با بستن موثر تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را تحت فشار بگذارد.»
به اعتقاد نویسنده، موفقیتهای عملیاتی آمریکا نتوانست اشتباههای راهبردی این کشور را جبران کند. او مینویسد: «ایالات متحده پیش از جنگ نتوانست ائتلافی برای این نبرد ایجاد کند یا جهان را متقاعد کند که ایران به یک تهدید فوری تبدیل شده است.»
ایران قواعد بازی را تغییر داد
به باور استرول، مهمترین تحول جنگ، تغییر روش ایران در اعمال قدرت بود. او توضیح میدهد که تهران پس از تجربه جنگ پیشین، ساختار تصمیمگیری خود را غیرمتمرکز کرد، اختیار پاسخ را به فرماندهان پایینتر واگذار کرد و دامنه حملات را از اهداف نظامی به زیرساختهای اقتصادی و غیرنظامی گسترش داد.
به نوشته او، ایران علاوه بر استفاده گسترده از پهپادها برای فرسوده کردن سامانههای دفاعی آمریکا، از حملات به بنادر، فرودگاهها، هتلها، تاسیسات آبشیرینکن و زیرساختهای انرژی نیز بهره گرفت.
استرول مینویسد: «ایران بزرگترین مزیت خود را در حوزه دریایی کشف کرد.» او معتقد است تهران با استفاده از قایقهای تندرو، مینهای دریایی، پهپادها و سامانههای ساحلی، بدون رویارویی مستقیم با نیروی دریایی آمریکا، توانست عبور و مرور در تنگه هرمز را مختل و هزینه حملونقل جهانی را افزایش دهد.
جنگی که زرادخانه آمریکا را فرسوده کرد
نویسنده یکی دیگر از درسهای جنگ را آشکار شدن محدودیتهای صنعتی آمریکا میداند. او با استناد به آمارهای نظامی مینویسد آمریکا در مدت کوتاهی بیش از هزار موشک تاماهاوک شلیک کرد، در حالی که ظرفیت تولید سالانه این موشک تنها حدود ۹۰ تا ۱۰۰ فروند است.
استرول همچنین مینویسد بخش بزرگی از ذخایر موشکهای رهگیر تاد و پاتریوت آمریکا نیز در این جنگ مصرف شد. او هشدار میدهد: «ایالات متحده به سادگی توانایی جنگیدن در یک جنگ دیگر مشابه این را ندارد.»
به اعتقاد او، ادامه چنین روندی میتواند توان بازدارندگی آمریکا را در سایر مناطق جهان نیز کاهش دهد.
همکاری بیسابقه با اسرائیل
در عین حال، مقاله جنگ اخیر را نقطه عطفی در همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل توصیف میکند. استرول مینویسد برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم، ۲ کشور یک عملیات مشترک واقعی را طراحی و اجرا کردند و مسئولیت اهداف را میان خود تقسیم کردند.
او مینویسد: «هماهنگی نظامی آمریکا و اسرائیل در ایران بیسابقه بود.» به گفته نویسنده، اسرائیل در مراحل نخست عملیات مسئول سرکوب پدافند هوایی ایران و حملات به فرماندهان ارشد بود و پس از برتری هوایی، جنگندههای آمریکایی وارد آسمان ایران شدند.
کاهش اعتماد کشورهای عربی
در کنار موفقیتهای نظامی، استرول معتقد است روابط سیاسی آمریکا با شرکای عرب خود آسیب دیده است. او مینویسد کشورهای خلیج فارس اکنون بیش از گذشته نسبت به میزان تعهد امنیتی واشنگتن تردید دارند و همزمان به دنبال متنوع کردن شرکای دفاعی خود هستند.
به گفته او، اوکراین، فرانسه، بریتانیا و حتی برخی کشورهای آسیایی در حال گسترش همکاریهای نظامی با کشورهای عربی هستند؛ روندی که میتواند از انحصار آمریکا در تامین امنیت منطقه بکاهد.
توصیه به تغییر نقش آمریکا
جمعبندی مقاله این است که واشنگتن باید نگاه خود به امنیت خاورمیانه را تغییر دهد. استرول مینویسد آمریکا دیگر نباید تنها ضامن امنیت منطقه باشد، بلکه باید نقش هماهنگکننده میان شبکهای از متحدان را بر عهده بگیرد، تولیدات صنایع دفاعی خود را افزایش دهد، روند انتقال فناوری و فروش تسلیحات را اصلاح کند و همکاریهای چندجانبه را گسترش دهد.
او در پایان هشدار میدهد: «اگر آمریکا در دستیابی به اهداف سیاسی جنگ و اصلاح شیوه همکاری با شرکایش ناکام بماند، عملیات «خشم حماسی» به نماد تناقض قدرت آمریکا تبدیل خواهد شد؛ نمایشی از برتری نظامی که در نهایت به ظهور خاورمیانهای پساآمریکایی میانجامد.»
.




