یادداشت | جبهه جدید در کنار تنگه هرمز؛ چرا عربستان وارد سیبل حملات شد؟

عربستان سعودی در شرایط کنونی، اگر به تعبیر سادهتر دردش بگیرد، میتواند در جنگ ایران و آمریکا باعث تغییر رفتار آمریکاییها شود.
همشهری آنلاین – گروه سیاسی: کامران کرمی تحلیلگر سیاست منطقهای در یادداشتی درباره حملات انصارالله یمن به مناطق نزدیک بابالمندب، در دست گرفتن کنترل این تنگه و ممانعت از تردد کشتیهای عربستانی و اسرائیلی به همشهری آنلاین گفت:
اظهارنظر اخیر ترامپ درباره اینکه حوثیها اعلام کردهاند این اقدام باعث اختلال در تردد نخواهد شد، بخش قابل توجهی از ارزیابی آمریکاییها را نشان میدهد. آمریکاییها نه تنها به این جمعبندی رسیدهاند که تنگه هرمز با آن فرمولی که مد نظر آنها بود باز نخواهد شد، بلکه اکنون با یک جبهه جدید از سوی متحد منطقهای ایران مواجه هستند. همین اظهار نظر، هم اهمیت تحولی را که اتفاق افتاده نشان میدهد و هم نگرانی آمریکاییها را.
این اظهار نظر ترامپ از جهت دیگری هم قابل توجه است و یادآور توافقی است که آمریکاییها در سال ۲۰۲۴ با انصارالله انجام دادند؛ توافقی که قرار بود بر اساس آن کشتیهای آمریکایی از حملات انصارالله در امان باشند. اما آنچه باعث شد این توافق مانند توافق ایران روی زمین بماند، خلف وعدهای بود که آمریکاییها در این مسئله از خودشان نشان دادند.
مجموع این تحولات نشاندهنده تکمیل ۲ گلوگاه مهم انرژی و تجارت بینالملل در سطح جهانی است. اگر انصارالله بتواند پیشروی خود را به یک دستاورد تبدیل کند و مهمتر از آن، این جبهه جدید را تثبیت کند، ظرف روزهای آینده چالشهای جدیدی برای آمریکاییها ایجاد خواهد شد. این جبهه جدید میتواند در تکمیل جنگ ایران و آمریکا، ظرف هفتههای آینده ترجمه خودش را نشان دهد.
بحث عربستان هم به ۲ موضوع مهم و تعیینکننده برمیگردد. موضوع اول، خلف وعده سعودیها در قبال توافقی است که در سال ۲۰۲۳ با انصارالله داشتند. بر اساس آن توافق قرار بود محاصره یمن پایان داده شود و انصارالله بتواند کنترل و نفوذ خود را در مناطق مورد کنترلش اعمال کند. عربستانیها برخلاف آن توافق و تعهدات خودشان زیر توافق زدند. اگر کلانتر نگاه کنیم، این تحولات جدا از تحولاتی که از سال ۲۰۱۵ و با حمله عربستان و ائتلاف آغاز شد، نیست.
موضوع دوم، ارزیابی جدید جبهه مقاومت از جایگاه عربستان است. عربستان سعودی در شرایط کنونی، اگر به تعبیر سادهتر دردش بگیرد، میتواند در جنگ ایران و آمریکا باعث تغییر رفتار آمریکاییها شود. فشاری که عربستان میتواند به آمریکا وارد کند، قابل مقایسه با فشاری که سایر کشورهای عربی قادر به وارد کردن آن هستند نیست. بنابراین افزایش فشار میتواند تغییرات ملموستری در دستاوردهای روی زمین برای جبهه مقاومت ایجاد کند. این ۲ تحول مهمترین دلایلی هستند که باعث شده عربستان در شرایط کنونی بیشتر در سیبل حملات قرار بگیرد.
با این حال، درباره اینکه این شرایط در نهایت باعث تمایل آمریکاییها به بازگشت پای میز مذاکره خواهد شد، با قاطعیت نمیتوان صحبت کرد. آنچه در خلیج فارس شاهد آن هستیم، نوعی فرسایشی شدن بازی میان ایران و آمریکا است. افزایش فشار بر آمریکا و متحدانش از این ۲ گلوگاه میتواند ادبیات آمریکاییها را تغییر دهد و در نهایت زمینه بازگشت به میز مذاکره را فراهم کند.
در شرایط کنونی باید میان تحول و تثبیت آن در قالب دستاوردهای میدانی تفاوت قائل شد. اینکه انصارالله بتواند دستاوردهای خود را در ماههای آینده حفظ کند، هنوز قطعی نیست. مسیر پیشروی آنها با واکنش ائتلاف، بخشی از جبهه داخلی یمن و نیروهای بینالمللی و کشورهای همپیمان عربستان مواجه خواهد شد.
تجربه الحدیده نشان داد که انصارالله میتواند دستاوردهای میدانی خود را حفظ کند. بنابراین احتمال حفظ و تثبیت مناطق جدید وجود دارد، اما با قاطعیت نمیتوان گفت که شرایط ایجادشده حتما پایدار خواهد ماند.
.





