اخبار روز

تحلیلگران آمریکایی: ازسرگیری جنگ، قمار پرهزینه ترامپ است

کمتر از یک ماه پس از امضای توافق آتش‌بس، دونالد ترامپ بار دیگر دستور حمله به ایران را صادر کرد؛ تصمیمی که به گفته کارشناسان نه‌تنها خطر گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ فرسایشی را افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند شانس جمهوری‌خواهان را در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره نیز تضعیف کند.

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: کارشناسان آمریکایی معتقدند ازسرگیری حملات به ایران، بزرگترین قمار سیاسی دونالد ترامپ از زمان بازگشت به کاخ سفید است؛ قماری که ممکن است هم مذاکرات را نابود کند، هم آمریکا را به سمت جنگی طولانی بکشاند و هم هزینه سنگینی در انتخابات میان‌دوره‌ای برای جمهوری‌خواهان داشته باشد.

متن تقریبا کامل این گزارش گاردین را با حذف بخش‌های کمتر مهم می‌خوانید:

کمتر از یک ماه پس از آنکه دونالد ترامپ از توافق آتش‌بس با ایران به عنوان یک دستاورد بزرگ یاد می‌کرد، بار دیگر دستور حمله به اهدافی در ایران را صادر کرد؛ تصمیمی که به باور کارشناسان می‌تواند جنگ را طولانی‌تر کند و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، هزینه سیاسی سنگینی برای جمهوری‌خواهان به همراه داشته باشد.

دونالد ترامپ طی نیم قرن حضور در عرصه عمومی، همواره با پذیرش ریسک‌های بزرگ و شکستن قواعد جاافتاده، تلاش کرده به اهدافش برسد؛ رویکردی که بارها او را در مرکز توجه قرار داده است.

این شیوه تاکنون بارها به سود او تمام شده است؛ از عبور از چندین ورشکستگی و رسیدن به جایگاه یک میلیاردر گرفته تا پشت سر گذاشتن پرونده‌های متعدد حقوقی و سیاسی و در نهایت، پیروزی در ۲ انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا.

اما اکنون رئیس‌جمهوری که زمانی مالک برخی از مشهورترین کازینوهای جهان بود، شاید بزرگترین قمار دوران سیاسی خود را آغاز کرده باشد؛ ازسرگیری جنگ با ایران، آن هم کمتر از یک ماه پس از توافق بر سر آتش‌بسی که خود آن را برای جلوگیری از بحرانی اقتصادی همسنگ «رکود بزرگ» ضروری توصیف کرده بود.

ترامپ طی هفته گذشته پس از آنکه به این جمع‌بندی رسید تفاهم‌نامه‌ای که ۱۷ ژوئن (۲۸ خرداد ۱۴۰۵) در کاخ ورسای امضا کرده بود عملا بی‌اثر شده است، دستور ازسرگیری حملات به اهداف نظامی و زیرساختی ایران را صادر کرد. ایران نیز در پاسخ، با پهپاد و موشک، برخی متحدان آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار داد. این تفاهم‌نامه از همان ابتدا با انتقاد شدید جناح نومحافظه‌کار حزب جمهوری‌خواه روبه‌رو شد؛ جریانی که آن را نوعی عقب‌نشینی در برابر ایران می‌دانست.

کمتر از ۴ ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، انتخاباتی که دموکرات‌ها امیدوارند کنترل هر ۲ مجلس کنگره را دوباره به دست آورند، ترامپ با شعله‌ور کردن دوباره جنگی که از پیش نیز میان رای‌دهندگان محبوبیتی نداشت، خود را در معرض یک شکست انتخاباتی قرار داده است؛ به‌ویژه آنکه این جنگ به افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های زندگی دامن زده است.

کرت میلز، سردبیر نشریه محافظه‌کار آمریکایی (American Conservative The) که از سیاست خارجی انزواگرایانه مورد حمایت جریان «اول آمریکا» دفاع می‌کند، گفت: «تقریبا هیچ سناریویی وجود ندارد که این تصمیم بتواند به حفظ عملکرد جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کمک کند.»

او افزود: «به نظر من این یک بازنده تمام‌عیار است. این تصمیم نشان می‌دهد ترامپ واقعا اهمیتی به انتخابات میان‌دوره‌ای نمی‌دهد. او در این ماجرا مثل ایکاروس است که بیش از حد به خورشید نزدیک شد؛ انگار این موضوع برای او به یک دشمنی شخصی با ایرانی‌ها تبدیل شده است.»

ابعاد این تهاجم برای ترامپ محدود نمی‌ماند

کارشناسان هشدار می‌دهند که پیامدهای این تشدید تنش تنها به تبعات انتخاباتی محدود نمی‌شود. به گفته آنها، ادامه این روند می‌تواند به شکلی اجتناب‌ناپذیر آمریکا را به سمت تهاجم زمینی به خاک ایران سوق دهد؛ تصمیمی که در نهایت همان جنگ‌های طولانی و فرسایشی را رقم خواهد زد که ترامپ پیش‌تر بارها از آنها انتقاد کرده و روسای جمهور پیشین آمریکا را به خاطر ورود به آنها سرزنش کرده بود.

نیت سوانسون، مشاور پیشین وزارت خارجه و کاخ سفید در امور ایران، گفت: «ارزیابی اولیه من این بود که این اتفاق صرفا یک موج موقت از خشونت خواهد بود و بعد دوباره به آتش‌بس و مذاکرات بازخواهیم گشت. اما سطح تشدید تنش از چیزی که تصور می‌کردم هم فراتر رفته است.»

او افزود: «به نظر من، این اقدام تلاشی برای بازگرداندن اهرم فشار و مذاکره دوباره بر سر تفاهم‌نامه است، اما این مسیر ریسک بسیار بالایی دارد، می‌تواند پیامدهایی ویرانگر به دنبال داشته باشد و به اعتقاد من، احتمالا هم شکست خواهد خورد.»

در مرکز این دور تازه از درگیری‌ها، کنترل تنگه هرمز قرار دارد؛ آبراهی راهبردی که پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، مسیر عبور حدود ۲۰ درصد از صادرات انرژی جهان بود و اکنون به مهمترین اهرم چانه‌زنی تهران برای مقابله با فشارهای آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای و حمایت از گروه‌های هم‌پیمان، از جمله حزب‌الله لبنان، تبدیل شده است.

بر اساس این تفاهم‌نامه، قرار بود آتش‌بسی ۶۰ روزه برقرار شود تا در این مدت مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران ادامه یابد.

همزمان، ایران نیز متعهد می‌شد تنگه هرمز را که در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل بسته بود و موجب جهش قیمت جهانی نفت شده بود، بازگشایی کند. در مقابل، قرار بود بخش قابل توجهی از تحریم‌ها کاهش یابد، امکان فروش نفت ایران در بازارهای بین‌المللی فراهم شود و میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده این کشور آزاد شود.

اما تنها چند روز بعد، نخستین نشانه‌های بحران آشکار شد.

ایران به کشتی‌های تجاری متعلق به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شلیک کرد؛ کشتی‌هایی که با حمایت نیروی دریایی آمریکا، به جای مسیرهای قبلی در نزدیکی سواحل ایران، از آبراهی نزدیک به سواحل عمان عبور می‌کردند. به گفته مقام‌های تهران، این مسیرهای قبلی امکان کنترل عبور و دریافت هزینه‌های خدمات را برای ایران فراهم می‌کرد؛ اما واشنگتن و متحدانش این هزینه‌ها را در عمل نوعی عوارض غیرقانونی کشتیرانی می‌دانند.

برخی تحلیلگران، شعله‌ور شدن دوباره بحران را ناشی از ضعف تیم مذاکره‌کننده آمریکا می‌دانند و معتقدند ابهام‌ها و سوءبرداشت‌های موجود در متن تفاهم‌نامه، که هیچ اشاره‌ای به مسیرهای کشتیرانی نکرده بود، زمینه‌ساز این تنش شد.

آمریکا دنبال تکمیل ذخایر راهبردی بود

با این حال، ولی نصر، استاد دانشکده مطالعات بین‌المللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز، معتقد است فروپاشی تفاهم‌نامه نتیجه محاسبات اشتباه هر ۲ طرف بوده است. او گفت: «فکر نمی‌کنم سوءتفاهمی در کار بوده باشد. به نظر من، این دقیقا همان چیزی بود که ترامپ از ابتدا در نظر داشت.»

نصر به اظهارات اخیر جی‌دی ونس اشاره کرد که گفته بود این تفاهم‌نامه با هدف ایجاد فرصتی برای تکمیل ذخایر راهبردی نفت آمریکا امضا شد؛ اقدامی که همزمان قدرت چانه‌زنی ایران را تضعیف می‌کرد و به طور موقت فشار ناشی از افزایش قیمت سوخت را کاهش می‌داد.

او افزود: «این تفاهم‌نامه در اصل فرصتی بود تا ترامپ برای رسیدن به هدف اصلی خود، یعنی در اختیار گرفتن کنترل تنگه هرمز یا خارج کردن آن از دست ایران، نفس تازه کند. او می‌خواهد پیش از آغاز مذاکرات، این اهرم را از ایران بگیرد تا تهران دیگر نتواند در موضوع هسته‌ای یا سایر مسائل در برابر خواسته‌های آمریکا مقاومت کند.»

نصر ادامه داد: «از طرف دیگر، ایران هم قمار کرد و تصور داشت می‌تواند از این ۶۰ روز برای کاهش فشار اقتصادی، افزایش واردات و تقویت موقعیت خود استفاده کند. در نهایت، ممکن است هر ۲ طرف دچار خطای محاسباتی شده باشند، اما این به معنای سوءتفاهم نیست.»

او گفت: «ترامپ شاید توان نظامی آمریکا را بیش از اندازه برآورد کرده و اکنون که به اهدافش نرسیده، به دنبال راهکار دیگری است. ایرانی‌ها نیز احتمالا میزان توان خود برای مقاومت را بیش از حد ارزیابی کرده‌اند. واقعیت این است که هیچ‌یک از ۲ طرف نمی‌دانند این تقابل در نهایت به کجا خواهد رسید.»

ایران آمادگی پذیرش ریسک دارد

الکس وطن‌خواه، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشنگتن، در این باره گفت: «ترامپ از اساس، طرف مقابل خود را اشتباه ارزیابی کرد. اگر به حرف کارشناسانی گوش می‌داد که سال‌ها ساختار سیاسی ایران را مطالعه کرده‌اند، به او می‌گفتند با تاجران نیویورکی طرف نیست؛ بلکه با نظامی مواجه است که منطق و ماهیت کاملا متفاوتی دارد.»

او افزود: «ترامپ اکنون با رقیبی روبه‌رو است که حاضر است بسیار بیش از آنچه او تصور می‌کرد هزینه بدهد. ایران آماده است روی کارت تنگه هرمز ریسک کند، زیرا این آبراه بخش بزرگی از عرضه جهانی انرژی را در اختیار دارد و به تهران امکان می‌دهد برخی از ثروتمندترین کشورهای حاشیه خلیج فارس را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار دهد.»

به گفته کارشناسان، همین آمادگی ایران برای پذیرش ریسک می‌تواند ترامپ را نیز به افزایش بیشتر سطح تقابل سوق دهد و احتمال تشدید درگیری، از جمله آغاز عملیات زمینی، را افزایش دهد.

در حالی که در آغاز جنگ، تغییر نظام در ایران ــ هدفی که با ترور رهبر جمهوری اسلامی در نخستین ساعات درگیری و سپس حذف دیگر چهره‌های ارشد دنبال می‌شد ــ به‌صراحت مطرح بود، اکنون به نظر می‌رسد این هدف فعلا از دستور کار خارج شده است.

کارشناسان همچنین بر این باورند که مراسم تشییع یک‌هفته‌ای آیت‌الله علی خامنه‌ای، که پیکرش در میان جمعیت انبوه در چند شهر ایران تشییع و سپس در مشهد به خاک سپرده شد، تلاشی از سوی حاکمیت برای بازسازی انسجام و مشروعیت داخلی در برابر تهدیدهای خارجی بوده است.

این بحران صبر راهبردی می‌خواهد

وطنکا هشدار داد که آمادگی ایران برای پاسخ‌گویی به حملات، حتی علیه متحدان آمریکا در خلیج فارس مانند امارات، قطر و حتی عمان ــ کشورهایی که تهران آنها را «همکار» واشنگتن می‌داند ــ می‌تواند زمینه‌ساز جنگی ۵ تا ۱۰ ساله شود.

او گفت: «می‌توان تصور کرد که آمریکا هفته‌ها یا حتی ماه‌ها به بمباران ایران ادامه دهد. اما با توجه به شرایط کنونی، نمی‌دانم ترامپ چگونه می‌تواند از نظر نظامی بر این نظام غلبه کند، مگر آنکه تصمیم بگیرد ایران را اشغال کند.»

به گفته تحلیلگران، یکی از گزینه‌های نظامی که می‌تواند پیش از اشغال کامل ایران مطرح شود، حمله به جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت خام ایران، است.

اما جوزف ووتل، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، معتقد است حتی چنین اقدامی نیز کارایی محدودی خواهد داشت. به باور او، هر راهبرد موثری باید در کنار اقدامات نظامی، بر دیپلماسی نیز تکیه کند؛ از جمله همکاری با متحدان ناتو که ترامپ بارها آنها را هدف انتقاد قرار داده است.

ووتل گفت: «ضروری است بر کاهش اهرم‌های فشار ایران تمرکز کنیم. بخشی از این هدف از طریق عملیات تهاجمی نظامی قابل تحقق است، اما بخش دیگری نیز به اقدامات دفاعی و دیپلماتیک نیاز دارد.»

او افزود: «اکنون شاهد یک چرخه مداوم حملات متقابل هستیم؛ ما حمله می‌کنیم، آنها پاسخ می‌دهند. همین مسئله مرا به این نتیجه می‌رساند که این درگیری احتمالا هفته‌ها یا حتی ماه‌ها ادامه خواهد داشت. برای مدیریت چنین بحرانی به صبر راهبردی زیادی نیاز است و در عین حال، ریسک‌های بسیار جدی نیز وجود دارد.»

.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا