خلاصه داستان قسمت 7 سریال ترکی سریال ترکی تپش قلب Çarpıntı | قسمت 7 دوبله فارسی سریال ترکی تپش قلب
در این مطلب از سایت کلبه سرگرمی شما شاهد خلاصه داستان قسمت 7 سریال ترکی تپش قلب می باشید. تا اخر این مطلب ما را همراهی کنید.
سریال تپش قلب نخستین بار از شبکه Star TV ترکیه پخش میشود. این سریال درام داستانی از حقیقتهای مخفی، پیوندهای غیرمنتظره و عشقی که از دل سایههای گذشته سر برمیآورد را روایت میکند؛ این سریال ساخته کمپانی OGM Pictures (کمپانی تولید محتوای ترکیه) است. نویسندگی این سریال را دنیز دارگی و جم گورگچ را برعهده دارند؛ جالب است بدانید این دو نویسنده ماهر سریال های موفقی را در کارنامه آثار خود دارند.
آنچه در قسمت 7 سریال ترکی تپش قلب گذشت
هولیا تو اتاق آسلی در بیمارستان خوابش برده که تو خواب حرف میزنه مورات از خواب بیدارش میکنه و میگه چرا تو خواب هذیون میگی؟ هولیا میگه از دیشب اینجا مراقب آسلی بودم نتونستم راحت بخوابم واسه همونه. سپس میپرسه آسلی کجاست؟ مورات میگه رفت پیش داداش جاوید هولیا میگه نکنه داره مرخص میشه! خدا کنه همین باشه و میره سمت دکتر جاوید تا ببینه قضیه چیه. او آسلی را میبینه که با پلیس داره حرف میزنه درباره عکس گرفتن هاکان از هولیا برای اخاذی کردن و تهدید کردنش. آسلی اشاره میکنه و میگه بس کن نمیخواد این قضیه رو کش بدی! اما آسلی دست بردار نیست و میگه این قضیه ای نیست که بخوایم پشت گوش بندازیم ایشون دادستان هستند میدونن باید چیکار کنن! مورات حرفای اونارو میشنوه و حسابی به هم میریزه و با عصبانیت از بیمارستان بیرون میزنه تا بره پیش هاکان.
آسلی دنبالش میدوئه تا بتونه جلوشو بگیره اما موفق نمیشه. آراز که بیرون بیمارستان بود با دیدن او جلوشو میگیره و ازش میپرسه چی شده؟ او بعد از کمی تعریف کردن ماجرا و دلیل عصبانیتش آرازو هول میده و خودش سوار موتور میشه و میره. آسلس پشت سرش میاد و آراز سعی میکنه آرومش کنه و میگه هنوز کامل خوب نشدی من میرم سراغش سپس ازش میپرسه ماجرا چیه؟ و وقتی میفهمه میگه یعنی اهل دعوا و دردسر هستش؟ آسلی می میگه نه من میترسم بلایی سر خودش بیاد و بندازه تو مخمصه خودشو! آراز به دوستش شماره پلاک موتور مورات را میده و میگه ردشو بزن. سپس خودش راهی میشه. گورات رفته پیش رفیق هاکان و ازش میپرسه هاکان کجاست؟ اما او میگه که نمیدونم مورات با عصبانیت شروع میکنه به کتک زدنش و میگه یا همین جا یه بلایی سرت میارم یا میگی اون هاکان عوضی کجاست!
در آخر با گرفتن آدرس اول میره پیش فردی که ازش اسلحه بگیره او بهش پول میده و سلحه را میگیره سپس میره سمت آدرس. آدرس مربوط به یک کلوپ شبانه است که فقط افراد خاصی میتونن برن داخل. میره اونجا و با رفتن هاکان به داخل میخواد پشت سرش بره که آدمهای دم در جلوشو میگیرن و میگن اجازه ورود نداره و نمیذارن بره داخل بعد از چند دقیقه آسلی و سزین با امره به اونجا میرسند و سعی میکنند جلوی مورات را بگیرند. اونجا درگیری پیش میاد و مورات از فرصت استفاده میکنه و میره داخل. آسلی میخواد بره داخل تا برادرشو برگردونه اما اجازه نمیدن. همون موقع آراز به اونجا میاد و با نشون دادن خودش اجازه ورود آنها به داخل داده میشه. مورات با هاکان درگیر میشه و اسلحه میگیره سمتش آراز سعی میکنه اسلحه را از دستش بگیره و با هم درگیر میشن که تیری شلیک میشه همه شوکه شدن که آراز متوجه میشه تیرش مشقی بوده.
مامورا آنها را میخوان بیرون کنند که با داشتن اسلحه و اون اتفاقات زنگ میزنند به پلیس. پلیس میاد و همه آنها را به داخل بازداشتگاه میاندازه. متین که همراه ریحان و مریم به خانه باغ رفتن از کلانتری بهش زنگ میزنن برای آزاد کردن آراز به اونجا. ریحان با مریم تو اتاق بحث و دعواشون میشه دوباره و ریحان درو روی مریم قفل میکنه. خودش ساکشو جمع میکنه و میره پیش متین و بهش میگه مریم کمی قبلتر برگشت شما هم دارین برمیگردین منم میام متین جا میخوره! مادر امره برای آزاد کردن پسرش به بازداشتگاه رفته که آسلی باهاش دعوا میکنه و میگه خسته نشدی انقدر دردسر برای پسر من درست کردی؟ امره پشت آسلی و خواهر برادرش در میاد و ازش میخواد تا دخالت نکنه و باهاشون بدرفتاری نکنه چون اونا واسش مهمن اصلی از حمایتش خوشحال میشه و لبخند میزن….




