فرهنگی و هنری

دانلود قسمت 1 سریال ساهره از شبکه 3 + تماشای آنلاین قسمت 1 سریال ساهره به همراه خلاصه داستان

در این مطلب از سایت کلبه سرگرمی شما می توانید قسمت 1 سریال ساهره که از اول ماه مبارک رمضان 1404 پخش می شود را به صورت آنلاین تماشا کنید و خلاصه ای از این قسمت را در ادامه مطالعه کنید. همراه ما باشید.

مجموعه تلویزیونی «ساهره» به‌عنوان یکی از تولیدات جدید مناسبتی ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ معرفی شد؛ اثری داستان‌محور با فضایی تأمل‌برانگیز که می‌کوشد مخاطب را با پرسش‌های بنیادین درباره مرگ، زندگی و سرنوشت انسان روبه‌رو کند.

این سریال به کارگردانی حمیدرضا لوافی و تهیه‌کنندگی سید رامین موسوی‌ملکی تولید شده و فیلم‌نامه آن را مینا خدیوی نگاشته است. «ساهره» در قالب ۳۰ قسمت، هر شب پس از افطار از شبکه سه سیما پخش می‌شود.

دانلود قسمت 1 سریال ساهره

https://player.telewebion.ir/0xc7e00c9?return_url=https://telewebion.ir/product/0xc7dab53

خلاصه داستانی از قسمت 1 سریال ساهره

احسان با دیدن خوابی عجیب از خواب می‌پره. او متوجه میشه دیرش شده و سریعاً آماده میشه تا به سمت شرکت بره. خاله گلاب بهش میگه یه چای بخور بعد برو اما احسان میگه دیرم شده. باران دختر احسان گوشیشو می‌گیره و می‌بره تو اتاقش و برچسبی پشت گوشی پدرش می‌زنه احسان لبخند می‌زنه و ازش تشکر می‌کنه و میگه که خیلی قشنگ شده و میره. تو پارکینگ شخصی به نام قدیری بهش زنگ می‌زنه و میگه یه خورده تحقیق کردم شب قبل از تصادف خانومت پروانه ۴ بار به یک کافه رستوران رفته انگار اونجا یه پسر خیلی خوش قد و بالا بوده ولی حالا تو فکر بد نکن هنوز چیزی مشخص نیست. احسان با تعجب میگه چرا باید فکر بد کنم؟ چیزی نشده که! فقط زنم شب قبل از تصادفش سه چهار بار رفته به کافه رستورانی که یه پسر خوش بر و رو و خوش قد و بالا اونجا بوده.

قدیری میگه اینارو گفتم که بگم امکان داره تصادف عمدی بوده باشه احسان حسابی عصبانی میشه و بعد از داد زدن گوشیو قطع می‌کنه و سریعاً میره سمت شرکت. دختری به نام عطیه که دانشجوی پزشکی هست خواب مونده و با زنگ زدن دوستش از خواب می‌پره. او با تمام سرعت به سمت بیمارستان میره استادش کسی هست که تو نظم و انضباط خیلی دقیقه و براش مهمه او بعد از سرزنش کردن عطیه اجازه میده بره سر کلاس درسش. بابک دوست و وکیل احسان افتاده دنبال قضیه مرگ پروانه تو شرکت. احسان از بابک می‌پرسه اون بلیط‌هایی که تو کیف پروانه پیدا کردین مربوط به خود پروانه و باران بود دیگه؟ بلیط دیگه‌ای نبود! بابک بهش میگه نه چطور؟ احسان میگه تو که چیزیو از من مخفی نمی‌کنی؟ بابک میگه نه مثلاً وکیلتما! چرا باید مخفی کنم؟ احسان میگه نمی‌دونم گفتم شاید مراعات حالمو می‌کنی بابک میگه چرا انقدر این قضیه رو بزرگ می‌کنی؟ مثل خیلیای دیگه رفته بوده ترکیه برای عوض شدن حالش!

حسان میگه یعنی پنهانی باید می‌رفت؟ بدون اینکه چیزی بگه؟ بابک بهش میگه یادت رفته شما نزدیک سه ماه بود که زندگیتون یه جورایی پاشیده بود از هم همش دعوا داشتین و با هم قهر بودیم! به جای این فکر و خیالا بیفت دنبال کسی که زد به پروانه که تو به این روز بیفتی! سپس میره پیش وکیل شرکت به اسم فرامرزی و از احسان می‌خواد تا خودشم بیاد. تو بیمارستان بچه‌ها بالا سر یه مریض می‌رسن که مشکوک به بیماری‌های ایدز، هپاتیت و ابولا هستش و از بچه‌ها می‌خواد یه نفر داوطلب بشه برای رسیدگی به اون بیمار. هیچکس جرات نمی‌کنه که عطیه دستشو بالا می‌بره دکتر قبول می‌کنه. تصادفی اتفاق می‌افته و دو مرد جوان به همون بیمارستان می‌برن. احسان با قدیری تو کافه قرار گذاشته و او بهش میگه من متوجه شدم خانومت دنبال گرفتن اقامت تو خارج از کشور بوده برای خودش و دخترش و اون وسط چیزی درباره اقامت برای یه مرد نبود! امکان داره مشاوره بهش می‌داده احسان حرفشو تکمیل می‌کنه و میگه شایدم اون اقامت داشته بعد!

بعد از کمی حرف زدن قدیری بهش میگه برو وسایلشو خوب بگرد ببین چیزی اون وسط برات غیر عادی هستش! احسان میگه آره هستش اینکه پروانه اصلاً اهل رفتن به خارج از کشور و مهاجرت کردن نبود! این بزرگترین تناقض این ماجراست! عطیه تو ایستگاه اتوبوس نشسته و می‌خواد برگرده به خونه که لنگه ی موبایل احسان را روی زمین می‌بینه و برمی‌داره تا ببینه می‌تونه صاحبشو پیدا کنه یا نه. تو اتوبوس شخصی به نام خاله گلاب زنگ میزنه که عطیه برمی‌داره و میگه من گوشیو پیدا کردم او بهش میگه یه شماره میدم باهاش تماس بگیر میاد گوشیو ازت می‌گیره برای اینکه بفهمه داری راست میگی بگو ماجرا مربوط میشه به پروانه و تلفن خاموش میشه. عطیه به شماره زنگ می‌زنه که احسان بهش میگه این چیزایی که دارین میگین مشخصات گوشی منه اما عجیب اینجاست که گوشی من الان دستمه و شما الان به خط من زنگ زدین! شما کی هستین؟

عطیه میگه من فقط گوشیو پیدا کردم احسان میگه فردا می‌تونین گوشیو بیارین به آدرسی که میگم؟ عطیه میگه نه من تو بیمارستان کار می‌کنم و شیفتم دانشجو هم هستم او بهش میگه خب بگین من میام اونجا عطیه قبول می‌کنه و میگه بیاین بیمارستان امام رضا احسان قبول می‌کنه و میگه من ساعت ۱۱ میام اونجا اسمتون چیه؟ او بهش میگه عطیه هاتف تو محوطه بیمارستان یه کافه هستش بیاین اونجا احسان قبول می‌کنه…

تماشای آنلاین قسمت 1 سریال ساهره

بیشتر بخوانید:

دانلود قسمت ۲ سریال ساهره از شبکه ۳ + تماشای آنلاین قسمت ۲ سریال ساهره به همراه خلاصه داستان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا