ماشین لباسشویی در دل طبیعت! | پشت پرده تورهای فوقلاکچری که بلای جان محیطزیست شدهاند

ماشین لباسشویی، دستگاه تصفیه و فیلتراسیون آب، تختخواب، میز اردور و منوی دریایی با خرچنگ پشتآبی، لابستر و کالاماری؛ انبوهی از تجهیزات رفاهی. اینها شاید فهرست امکانات یک اقامتگاه لوکس باشد، اما حالا تصاویر و ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی که تورهای فوقلاکچری طبیعتگردی از آن استفاده می کنند.
به گزارش همشهری آنلاین، این تورهای لاکچری که گاه با عنوان «اکوتوریسم» یا «گردشگری سبز» تبلیغ میشوند، اما حضورشان میتواند با تخریب پوشش گیاهی و خاک، ایجاد مزاحمت برای حیاتوحش، افزایش خطر آتشسوزی و تولید پسماند همراه باشد. با افزایش سفر به مناطق طبیعی در فصل تابستان، این پرسش جدیتر شده که مرز میان طبیعتگردی لوکس و آسیب به طبیعت کجاست؟
طبیعتگردی لوکس یا مصرف طبیعت؟
انتقال تجهیزات رفاهی به دل طبیعت، زمانی به مسئله محیطزیستی تبدیل میشود که امکانات و نوع فعالیت گردشگران با ظرفیت و ویژگیهای مقصد سازگار نباشد. در واقع، مسئله صرفاً لوکس بودن یک تور نیست؛ میزان مداخله در محیط طبیعی، نحوه تردد، ایجاد زیرساخت، تولید پسماند و مصرف منابعی مانند آب و انرژی نیز اهمیت دارد.
آییننامه طبیعتگردی نیز بر همین اساس، طبیعتگردی را سفری مسئولانه، غیرمصرفی و پایدار تعریف کرده است که باید با حفظ و احیای محیطزیست و منابع طبیعی و همچنین توجه به رفاه جامعه محلی همراه باشد. بنابراین، هر فعالیتی که برای ایجاد رفاه بیشتر در طبیعت انجام میشود، باید با ظرفیت تحمل همان منطقه سنجیده شود.
پژوهشهای انجامشده درباره مناطق طبیعی ایران نیز بر ضرورت تعیین «ظرفیت برد گردشگری» تأکید دارند؛ به این معنا که هر منطقه تا چه میزان میتواند حضور گردشگر و فعالیتهای مرتبط با گردشگری را بدون آسیب جدی به محیطزیست تحمل کند. در صورت نبود مدیریت، افزایش حضور گردشگران میتواند فشار بیشتری بر منابع طبیعی، پوشش گیاهی، خاک و توان خودپالایی محیط وارد کند.
از این منظر، پرسش اصلی درباره تورهای فوقلاکچری این نیست که چرا گردشگران امکانات بیشتری میخواهند؛ مسئله این است که طبیعت میتواند هزینه این سبک از گردشگری را بپردازد؟
مسئله اصلی رفتار گردشگران است
دبیر کمیته ملی طبیعتگردی و مسئول گردشگری سبز وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی معتقد است مسئله اصلی، «لاکچری بودن» تورها نیست، بلکه نوع رفتار گردشگران و میزان حرفهای بودن برگزارکنندگان است.
محمد جهانشاهی در گفتوگو با همشهری میگوید: «متأسفانه امروز شاهد یک الگوی رفتاری بسیار نادرست و ناراحتکننده هستیم که در واقع تصویری از کیفیت رفتارهای زیستمحیطی بخشی از جامعه را نشان میدهد.»
به گفته او، اصلاح این وضعیت نیازمند شکلگیری یک فرهنگ زیستمحیطی است؛ فرهنگی که از آگاهی آغاز و در نهایت به احساس مسئولیت نسبت به منابع طبیعی و زیستی منجر شود.
جهانشاهی تأکید میکند که رفتار برخی گردشگران و حتی برگزارکنندگان تورها نشان میدهد درک کافی از الزامات حضور در طبیعت وجود ندارد. او این مسئله را زمانی نگرانکنندهتر میداند که بخشی از شرکتکنندگان و برگزارکنندگان این تورها از اقشار برخوردار جامعه هستند و تجربه سفرهای خارجی نیز دارند، اما الگوهای صحیح رفتار با محیطزیست را در طبیعت ایران رعایت نمیکنند.
او میگوید: «بخش زیادی از شرکتکنندگان و برگزارکنندگان این تورها از قشرهایی هستند که وضعیت مالی مناسبتری دارند و طبیعتاً دسترسی بیشتری به نمونههای مشابه در خارج از کشور یا تجربه سفرهای خارجی داشته یا دارند، اما با وجود این، تحت تأثیر الگوهای صحیح رفتار با محیطزیست قرار نگرفتهاند و متأسفانه رفتارهایی کاملاً در تعارض با طبیعت از خود بروز میدهند.»
بیش از ۹۵ درصد سفرها خارج از مسیر رسمی است
به اعتقاد دبیر کمیته ملی طبیعتگردی، یکی از ریشههای اصلی این مشکل، گستردگی سفرهای غیررسمی در کشور است. او میگوید هرچند آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد، اما مقایسه عملکرد تورگردانها و آژانسهای مسافرتی با آمار مراکز رسمی اقامتی و جمعیت مسافران نشان میدهد بیش از ۹۵ درصد سفرهای گردشگری کشور خارج از فرآیندهای رسمی انجام میشود.
در این سفرها معمولاً آژانس رسمی، راهنمای رسمی گردشگری یا مرکز اقامتی رسمی حضور ندارد. این در حالی است که راهنمایان حرفهای و آژانسهای دارای مجوز، آموزشهای لازم درباره نحوه حضور گردشگران در طبیعت و محیطهای خارج از شهر را دریافت کردهاند.
جهانشاهی میگوید: «آژانسهای مسافرتی آموزشهای لازم را دیدهاند و مهمتر از آن، راهنمایان حرفهای گردشگری کشور نیز آموزشهای لازم را فرا گرفتهاند و با الزامات حضور در طبیعت و همچنین حضور در محیطهای خارج از شهر آشنا هستند.»
فقط طبیعت نیست که آسیب میبیند
پیامد سفرهای غیرمسئولانه به تخریب طبیعت محدود نمیشود. به گفته جهانشاهی، جوامع محلی و روستایی نیز در سالهای اخیر از رفتار برخی گردشگران گلایههای جدی داشتهاند؛ رفتارهایی که گاه با هنجارها و ملاحظات فرهنگی مناطق میزبان در تعارض است.
او تأکید میکند: «فقط با مسائل زیستمحیطی مواجه نیستیم، بلکه ملاحظات فرهنگی نیز مدتهاست رعایت نمیشود و این موضوع موجب آزار و اذیت جامعه میزبان و ساکنان محلی شده است.»
با این حال، جهانشاهی تأکید دارد که نمیتوان همه تورهای لاکچری را به یک چشم دید. به گفته او، برخی تورگردانان فعالیت حرفهای دارند و ضوابط را رعایت میکنند، اما شکل جدیدی از برگزاری تورها، بهویژه با گسترش شبکههای اجتماعی، اعتراضهای زیادی ایجاد کرده است. حتی یک کارزار اینترنتی با نزدیک به ۳ هزار امضا در اعتراض به این وضعیت شکل گرفته و به وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی رسیده است.
او با اشاره به وضعیت کشورهای توسعهیافته میگوید در این کشورها بهطور متوسط ۳۰ تا ۴۰ درصد تورها از مسیر رسمی برگزار میشوند، در حالی که این سهم در ایران بسیار پایینتر است.
جهانشاهی تعداد افرادی را که سالانه به طبیعت مراجعه میکنند، بیش از ۱۵ میلیون نفر برآورد میکند و میگوید کمتر از ۱۰ درصد این سفرها از مسیر رسمی انجام میشود؛ وضعیتی که به گفته او، هم برای طبیعت و محیطزیست و هم از نظر فرهنگی و اجتماعی پیامدهای قابلتوجهی دارد.
قرار است طبیعت، هزینه سبک زندگی لوکس گردشگران را بپردازد؟
در چنین شرایطی، مسئله فقط افزایش تعداد گردشگران نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا سفر به طبیعت با آموزش، نظارت و رعایت ظرفیتهای محیطزیست و جامعه میزبان انجام میشود یا قرار است طبیعت، هزینه سبک زندگی لوکس گردشگران را بپردازد؟
یک استاد دانشگاه و کارشناس گردشگری هم نسبت به پیامدهای زیستمحیطی تورهای فوقلاکچری هشدار میدهد. رحیم یعقوبپور در این رابطه به همشهری میگوید: «این روند طی سالهای اخیر بهصورت روزافزون گسترش یافته و بخشی از آن ناشی از تغییر نگرش جامعه، بهویژه جوانان و تأثیرپذیری آنها از رسانهها و فضای مجازی مانند اینستاگرام است. گردشگری ماجراجویانه و گردشگری در طبیعت، بهخودیخود فعالیتهایی آسیبزا نیستند و حتی میتوانند در تخلیه هیجانات و ایجاد تجربههای جدید نقش داشته باشند، اما اگر همراه با کنترل و نظارت نباشند، میتوانند از نظر فرهنگی، اجتماعی و زیستمحیطی آثار مخربی ایجاد کنند.»
او با اشاره به نمونههایی مانند آفرود در مناطق طبیعی، میگوید: «ورود خودروها به دل طبیعت، علاوه بر آسیب به پوشش گیاهی و زیست جانوری، مسیرهایی را در جنگلها، فضاهای سبز، تپهها و کوهها ایجاد میکند که میتواند به چشماندازهای طبیعی آسیب بزند و زیبایی آنها را کاهش دهد.»
استاد دانشگاه علم و فرهنگ تأکید میکند: «ممکن است تعداد افرادی که توانایی یا تمایل به تجربه این نوع گردشگری را دارند بسیار کم باشد، اما آثار مخرب فعالیت یک نفر میتواند به اندازه آثار منفی تعداد بسیار بیشتری از گردشگران باشد. این نوع فعالیتها گاهی نیز از یک تجربه تفریحی به نوعی تفاخر و فخرفروشی تبدیل میشوند و بازنمایی آنها در شبکههای اجتماعی میتواند به ترویج این رفتارها منجر شود. مشکل اصلی این نیست که جوانان نباید هیجان و تجربههای جدید داشته باشند، بلکه مسئله، نبود تعریف مشخص، هدایت و نظارت کافی از سوی متولیان حوزه گردشگری، فرهنگی، اجتماعی و محیطزیست است.»
یعقوبپور عنوان میکند: «در سالهای اخیر این حوزه تا حد زیادی رها شده و همین رهاشدگی باعث شده بخش آسیبزای این فعالیتها بیشتر از جنبههای مثبت آن نمایان شود. در مقابل، برخوردهای ناگهانی و ایجاد محدودیتهای شدید نیز راهکار مناسبی نیست و میتواند اشتباه دیگری باشد.»
یعقوبپور پیشنهاد میدهد: «باید از متخصصان و افراد باتجربه استفاده و از الگوهای موفق سایر کشورها، بهویژه کشورهای منطقه، بهرهبرداری کرد تا ضمن توسعه گردشگری ماجراجویانه و طبیعتگردی، آثار تخریبی آن به حداقل برسد.»
.







