اخبار روز

مهار لجبازی کودکان با این راهکارهای عملی

به گزارش سایت طلا، پشت هر لجبازی، یک نیاز عاطفی پنهان است؛ با گوش شنوا و بدون قضاوت، کودکتان را متقاعد کنید که برای شما ارزشمندترین فرد جهان است. «عاطفه سوری»، روان‌شناس کودک، از لجبازی کودکان و راهکارها می‌گوید. این تکنیک‌ها بیشتر برای کودکان بالای ۳ سال کاربردی هستند.

راز لجبازی کودکان چیست؟

وقتی فرزندمان با ما لجبازی یا پرخاشگری می‌کند، حرف‌شنوی کمی دارد یا حتی عمداً سعی می‌کند صدای ما را دربیاورد، می‌خواهد ببیند واکنش ما چیست، تذکرات را نادیده می‌گیرد و وانمود می‌کند نمی‌شنود و اصلاً نشنیده می‌گیرد، این رفتارها همه یک هشدار واضح است؛ یعنی «من حالم خوب نیست، از دست تو عصبانی‌ام، ظرف نیازهای من خالی شده است، مسئله‌های حل‌نشده‌ای دارم، لطفاً مرا ببین!» اما چرا بچه‌ها می‌خواهند ما را عصبانی کنند؟ برای اینکه وقتی داد می‌زنیم یا پرخاش می‌کنیم، آن لحظه حس کنند توجه ما را جلب کرده‌اند. هرچند این توجه، از نوع منفی است؛ ولی برایشان بهتر از بی‌توجهی به نظر می‌رسد. مصداقش این رفتارهاست: اتاقش را به هم می‌ریزد، خواهرش را اذیت می‌کند، یا مدام نق می‌زند. همه اینها فریاد خاموشی است برای دیده‌شدن.

راهکار اول: گوش شنوا بدون قضاوت، نصیحت و تذکر

پدر و مادرها در این مواقع باید چه‌کار کنند؟ بدون قضاوت برای فرزندشان گوش شنوا باشند، بدون هیچ‌گونه نصیحت‌کردن و بدون تذکر. وقتی کودک با آن‌ها صحبت می‌کند، مشغول کار با گوشی نباشند و بگویند: «بگو! بگو! دارم گوش میدم.» رفتار ما والدین باید طوری باشد که فرزندمان متوجه شود به نیازهایش توجه می‌کنیم، حرف‌هایش خیلی برایمان مهم است و آن‌قدر وجودش ارزشمند است که برایش وقت بگذاریم. مثلاً به او بگوییم من در روز حداقل نیم ساعت می‌خواهم با تو بازی کنم. (حتی پدرها نیم ساعت برای بازی با فرزندانشان وقت بگذارند.) کودک زمانی حس ارزشمندبودن را دریافت می‌کند که حال خودش خوب باشد، یعنی از خودش راضی باشد. وقتی حالش خوب است، قطعاً درصد لجبازی او پایین می‌آید و حالش با شما هم خوب می‌شود. بعضی‌اوقات پدر و مادر به فرزندشان می‌گویند «تو برای من خیلی مهمی.» اما این را بدانید که فقط به گفتن و حرف‌زدن نیست، چون کودک تا وقتی که از ما عمل و رفتار متناسب با حرف‌هایمان را نبیند، ذره‌ای عزت‌نفسش بالا نمی‌رود. باید حتماً برایش وقت بگذاریم و گوش شنوا برای حرف‌های او باشیم.

راهکار دوم: پرهیز از تذکر و دستور مکرر

مثلاً فرض کنید در محل کارتان رئیس یا مدیر دائماً دارد به شما تذکر می‌دهد، حالا صرفاً نه فقط با لحن بد و تحقیرآمیز، اما در طول هفته می‌بینید که بارها این رفتار تکرار می‌شود و باید و نبایدهایی را برایتان لیست می‌کند. آن موقع شما چه حسی پیدا می‌کنید؟ کمی فکر کنید. ما هم باشیم، دلمان می‌خواهد یک‌طوری جبران کنیم و به بیان ساده‌تر لج او را دربیاوریم! پس ببینید که نه‌تنها در کودکان، بلکه بزرگ‌ترها هم نمی‌توانند این همه بایدونباید را بپذیرند. به‌خاطر اینکه بااین‌همه تذکر حرف‌شنوی کاهش پیدا می‌کند و کسی دلش نمی‌خواهد حرف‌های دستوری را بشنود.

هشدار درباره تنبیه و آسیب به رابطه والد-کودک

در اینجا بعضی از والدین می‌گویند: «حالا که به حرف من گوش ندادی، تنبیه می‌شوی، از فلان‌جا، فلان کار و فلان و فلان خبری نیست! …» اینجا رابطه والد و کودک آسیب‌پذیر می‌شود. فرض کنید اینجا و الان او را تنبیه کنید، آیا وقتی کودکتان به زمان نوجوانی هم رسید می‌توانید تنبیهش کنید؟ نه، چون ان موقع دیگر از دستتان در می‌رود.

راهکار سوم: والد قابل‌پیش‌بینی و آماده‌سازی برای تغییرات

مامان می‌گوید: «نمی‌دانم از وقتی برادرش به دنیا آمده لجباز شده، وقتی مهدش را تغییر دادم خیلی لجبازی می‌کند.» سومین مورد این است که والد قابل‌پیش‌بینی باشید. اگر قرار است تازه مهد برود، یا اینکه می‌خواهید مهدکودک را عوض کنید، یا حتی مکان زندگی‌تان تغییر کند، یا اگر قرار است فرزند جدیدی به جمعتان اضافه شود، یا حتی شما بخواهید کودکتان را چند ساعتی خانه مادربزرگ یا خاله بگذارید، حتماً قبلش همه چیز را برایش توضیح دهید و روشن و واضح کنید؛ اینکه اینجا چه جایی است، چه اتفاقی قرار است در آن بیفتد…می‌توانید با قصه برایش توضیح دهید: «خانه جدید، اتاقش این شکلی است، بیا با هم برویم محل جدیدمان را ببینیم. ببین عزیزم! خواهر کوچولو که به دنیا می‌آید به من بیشتر احتیاج دارد، تو هم وقتی کوچولو بودی همین‌طور بودی.» و کلی توضیحات دیگر که البته خودتان در هر موقعیتی می‌دانید چه توضیحاتی باید بدهید.پس باید با زمینه‌سازی، مقدمه‌چینی و با همدلی سطح اضطراب فرزندمان را نسبت به موقعیت‌های جدید کاهش دهیم. چنین والدی می‌شود یک والد کاربلد و آگاه.

راهکار چهارم: جایگزینی «نه» با جملات خلاقانه و همدلانه

بچه‌هایی که در موقعیت‌های مختلف زیاد «نه» می‌شنوند، لجباز می‌شوند. مثلاً «مامان شکلات بخورم؟ نه. بریم پارک؟ نه. می‌توانم با پاستلم نقاشی بکشم؟ نه.» در صحبت‌کردن با بچه‌ها باید یک والد خلاق باشیم. به‌جای اینکه یک «نه» محکم تحویل او بدهیم _ نه گفتنی که آن لحظه به کودک حس ناکامی می‌دهد_ باید از جمله‌های دیگر استفاده کنیم: «مامان شکلات بخورم؟ بله، اما بعد غذا. می‌تونیم بریم پارک؟ بله، اما کارم تموم بشه، غروب شد می‌ریم و…» گاهی هم شاید نتوانیم خواسته‌اش را انجام دهیم. مثلاً یک موقعیتی است که کودک نیاز به همدلی دارد، یک حس غمی دارد. آنجا به او توضیح می‌دهیم که «من فهمیدم دوست داشتی بیشتر با گوشی بازی کنی، اما زمانت تمام شده. پس حالا بیا با هم فکری کنیم و یک بازی خلاقانه انجام دهیم. مثلاً بیا با همدیگر یک کاردستی قشنگ درست کنیم.» این یعنی من تو را درک می‌کنم و خودم را جای تو گذاشتم. پس با این پیشنهاد می‌توانم حالش را خوب کنم.

هشدار درباره والد سرزنشگر، سختگیر، مقایسه‌گر و تحقیرکننده

اگر والد سرزنشگر، سخت‌گیر یا مقایسه‌گر هستید و تحقیر می‌کنید، بدانید که رابطه والد و کودکی خودتان را به نابودی می‌کشید. مثلاً: «از فلانی یاد بگیر! اصلاً مامانش را اذیت نمی‌کند. چرا دوباره این کار را کردی؟ تو هیچ‌وقت درست نمی‌شی…» برای ارتباط سالم با کودکتان، عشق بدون قیدوشرط داشته باشید. یعنی رفتار کودکتان را با شخصیتش جمع نبندید. «چون این کار را کردی، بچه بدی هستی. هیچ‌وقت به حرف من گوش نمیدی.» واقعاً هیچ‌وقت؟! تمامیت کودکتان را زیر سؤال نبرید.

راهکار نهایی: توجه به نقاط مثبت، توصیف رفتار و ابراز حس

بالاخره دو دفعه که به حرفتان گوش داده است. در نتیجه می‌خواهم بگویم که نقاط مثبت کودکتان را ببینید. رفتارهای خوبش را هرچند کم باشد، ببینید و تحسین و توصیف کنید. یعنی این که فقط آفرین نه، بلکه بگویید: «من دیدم چقدر قشنگ با خواهرت حرف زدی، خیلی حس خوشحالی داشتم…» این‌طوری هم رفتارش را توصیف کردید و هم حس خودتان را به او گفتید. «من فهمیدم که رفتی اتاقت را جمع کردی و همه لباس‌ها را توی کمد گذاشتی، خیلی حالم خوب شد. واقعاً عالیه.» این رفتار معجزه می‌کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا