وقتی یخچال، بوم نقاشی شد / روایتی از یک تجربه هنری در دل زندگی روزمره

سلب مسئولیت: روزیاتو صرفا نمایشدهنده این متن تبلیغاتی است و تحریریه مسئولیتی درباره محتوای آن ندارد.
حتماً برایتان پیش آمده که به یخچال خانهتان نگاه کنید و یاد روزی بیفتید که فرزندتان پنج سالهتان یک نقاشی کشید و شما آن را روی در یخچال چسباندید. این نقاشی هرچقدر هم که کمرنگ شده باشد، خاطرهای که با خود هماه دارند، همیشگی است.
ایستکول اما یک کار متفاوت انجام داد؛ آن هم نه برای یک یخچال، که برای چندین یخچال و در یک رویداد دو روزه که در آن هنر و زندگی روزمره را به هم گره زد.
ایدهای که از دل زندگی روزمره برخاست
همهی ما میدانیم که یک یخچال خوب باید خنک کند، بادوام بوده و جای کافی داشته باشد. اما مصرفکننده امروزی این ویژگیها را دیگر یک امتیاز ویژه نمیداند؛ او آنها را حداقلهایی میداند که هر برند معتبری باید داشته باشد. امروز، چیزی فراتر از کاربرد است، جذاب است؛ مخاطب به دنبال تجربهای است که بتواند دربارهاش حرف بزند و مدتها در خاطرش بماند.
حالا تصور کنید بهجای بومهای معمولی، درِ یخچال خانهتان به بستر خلاقیت یک هنرمند تبدیل شود. چه حسی دارد؟ یک سطح صیقلی و سرد که ناگهان با رنگهای گرم و طرحهای خلاقانه جان میگیرد. این دقیقاً همان جرقهای بود که ایستکول زد و هشت هنرمند را دعوت کرد تا روی درِ یخچالهای این برند نقاشی کنند.
هنرمندانی که به یخچالها رنگ دادند
در این رویداد دو روزه، هنرمندانی با سبکهای متنوع دور هم جمع شدند تا هر کدام روایت خود را روی این سطح غیرمعمول پیاده کنند. این هنرمندان به ترتیب حروف الفبا عبارت بودند از:
- کمال طباطبایی
- مانی غلامی
- مهسا کریمی
- مرتضی متقی
- امین معظمی
- سایه منصور
- نجلا مهدوی اشرف
- محبوبه یزدانی
هر کدام از این هنرمندان با نگاه منحصربهفرد خود، اثری خلق کردند که میتوانست در هر خانهای داستانی تازه تعریف کند. برخی با طرحهای انتزاعی، برخی با فیگورهای انسانی و برخی با ترکیببندیهای رنگی چشمنواز، نشان دادند که یک یخچال میتواند فراتر از یک وسیله خانگی باشد؛ میتواند نگهدارنده خاطرات، احساسات و لحظات ناب باشد.
وقتی مخاطب، بخشی از روایت شد
اما جذابیت این رویداد فقط به نقاشیها ختم نمیشد. هنرمندان در طول دو روز، در کنار آثارشان حضور داشتند و مخاطبان میتوانستند از نزدیک شاهد لحظهبهلحظه خلق یک اثر هنری باشند. این یعنی شما میتوانستید پای صحبت هنرمند بنشینید، از تکنیکهایش بپرسید، پیشنهاد بدهید و حتی بخشی از فرایند خلاقیت باشید. این تعامل نزدیک، تجربهای بود که در نمایشگاههای معمولی کمتر پیش میآید.
این حسِ تماشای تولد یک اثر از هیچ، انرژی خاصی به فضا بخشیده بود و فضایی صمیمی و پر از گفتوگو را رقم زده بود.
استقبالی که نشان داد هنر در زندگیمان جا دارد
استقبال پرشور جامعه هنری و هنردوستان از این رویداد، نشان داد که ما هنوز هم تشنه تجربههای تازه و متفاوت هستیم. مخاطبان این رویداد فقط تماشاگر نبودند؛ آنها با هنرمندان گفتوگو میکردند، ایده میدادند و حتی بعضاً الهامبخش خلق لحظات جدیدی در اثر میشدند. این همنشینیِ صمیمانه، دیوارهای معمول بین خالق و مخاطب را فرو ریخت و تجربهای رقم زد که کمتر کسی آن را از پیش تصور میکرد.
برای ما چه پیامی دارد؟
این رویدادِ ساده اما عمیق، برای همه ما که به سبک زندگی و زیبایی در خانهمان اهمیت میدهیم، چند نکته دارد:
اول اینکه، زندگی روزمره میتواند بستری برای خلاقیت باشد. ما عادت کردهایم هنر را در موزهها و گالریها جستجو کنیم، در حالی که میتواند در همین وسایل ساده خانهمان هم جاری باشد.
دوم اینکه، برندها هم دارند یاد میگیرند که فقط به فکر کارایی نباشند. آنها میخواهند بخشی از خاطرات و لحظات خوب ما باشند، نه فقط یک وسیله سرد و بیروح.
و سوم اینکه، ما تشنه تجربههای اصیل و متفاوت هستیم. شاید به همین دلیل است که این رویداد با چنین استقبالی مواجه شد؛ چون به ما نشان داد که حتی سادهترین اشیا هم میتوانند روایتگر داستانهای ناگفته باشند.
یخچالی که داستان دارد
ایستکول با این حرکت خلاقانه، به ما یادآوری کرد که زندگی روزمره میتواند پر از لحظات ناب و هنری باشد؛ کافی است نگاهمان را کمی تغییر دهیم. یک یخچال میتواند فقط یک وسیله سرمایشی نباشد؛ میتواند بوم نقاشیِ داستانهای ناگفته باشد، جایی برای خاطرهسازی و الهام. در نهایت، آنچه از این دو روز بهیادگار ماند، نه فقط چند یخچال، که دریچهای تازه به سوی نگاه دوباره به زندگی و اشیای پیرامونمان بود؛ دریچهای که ایستکول با جرأت تمام، آن را به روی همه گشود.



