چرا دیده شدن از هر چیز مهمتر شده است؟ | از نیما تیکیدو تا سلفی مراسم اکبر عبدی و بلاگر خشن

سه اتفاق جنجالی؛ از تجمع هواداران نیما تیکیدو تا سلفی در مراسم اکبر عبدی و بلاگر خشن، نشانهای از تغییر رفتار اجتماعی در عصر شبکههای اجتماعی است.
همشهری آنلاین_فاطمه عسگری نیا: در فاصله کمتر از یک هفته ۳ اتفاق متفاوت فضای مجازی را درگیر خود کرد؛ تجمع صدها نفر از نوجوانان برای دیدن یک اینفلوئنسر در چیتگر، درخواست سلفی با بازیگران در مراسم بدرقه اکبر عبدی و اعتراض هنرمندان به این رفتار و انتشار ویدئوهای خشونتآمیز بلاگری که برای جلب مخاطب دختران را کتک میزد. این ۳ اتفاق در ظاهر هیچ شباهتی به هم ندارند، اما جامعهشناسان میگویند همگی از یک تغییر عمیق اجتماعی خبر میدهند؛ دورانی که در آن «دیدهشدن» برای برخی افراد گاهی از خودِ رویداد مهمتر شده است.
وقتی اینفلوئنسرها جای ستارهها را میگیرند
ماجرای تجمع نوجوانان برای دیدن نیما تیکیدو فقط یک قرار هواداری نبود. این اتفاق نشان داد نسل جدید، الگوهای شهرت متفاوتی پیدا کرده است. اگر تا ۲ دهه قبل بازیگران، خوانندگان یا ورزشکاران مهمترین چهرههای محبوب بودند، امروز بخشی از این جایگاه به اینفلوئنسرهایی رسیده که هر روز در تلفن همراه مخاطبان حضور دارند. نزدیکی و ارتباط روزانه باعث شده مرز میان هوادار و دوست مجازی کمرنگ شود. جامعهشناسان این پدیده را نتیجه تغییر الگوهای مرجع در عصر شبکههای اجتماعی میدانند؛ جایی که شهرت دیگر فقط با سابقه هنری یا ورزشی تعریف نمیشود، بلکه با تعداد دنبالکنندگان، میزان تعامل و حضور مداوم در فضای مجازی نیز شکل میگیرد. به همین دلیل حضور یک اینفلوئنسر میتواند جمعیتی را به یک پارک بکشاند؛ نه برای یک اجرا یا مراسم رسمی، بلکه فقط برای چند دقیقه دیدار و ثبت یک تصویر.
وقتی سوگواری هم به قاب دوربین میرود
هنوز مراسم تشییع به پایان نرسیده بود که تلفنهای همراه بالا رفت، نه برای ثبت آخرین وداع با هنرمندی که از دنیا رفته بود، بلکه برای گرفتن سلفی با بازیگران و چهرههای مشهوری که برای ادای احترام آمده بودند. اصرار برخی حاضران برای گرفتن عکس یادگاری و واکنش سرد یا گاه عصبی بعضی از هنرمندان، بار دیگر بحث قدیمی آداب حضور در مراسم سوگواری را به فضای مجازی کشاند؛ بحثی که سالها پیش نیز پس از مراسم تشییع خسرو شکیبایی مطرح شد و حتی مهران مدیری بعدها گفت همان تجربه باعث شده دیگر در مراسم خاکسپاری هنرمندان شرکت نکند. مراسم بدرقه هنرمندان همیشه محل وداع بوده است، اما این روزها تلفنهای همراه، روایت دیگری از این مراسم میسازند. در مراسم اکبر عبدی درخواست سلفی با بازیگران حاضر، واکنشهای متفاوتی را در فضای مجازی بهدنبال داشت. جامعهشناسان معتقدند برای بخشی از جامعه حضور در یک رویداد تا زمانی که در شبکههای اجتماعی ثبت و منتشر نشود، کامل نیست. در مقابل، هنرمندانی که برای سوگواری آمدهاند، انتظار دارند حرمت مراسم حفظ شود. این ۲ نگاه متفاوت گاه به سوءتفاهم و تنش منجر میشود؛ یکی بهدنبال ثبت خاطره است و دیگری در جستوجوی فرصتی برای وداع.
وقتی خشونت هم محتوا میشود
انتشار ویدئوهای بلاگری که برای جلب مخاطب دست به خشونت علیه دختران میزد، واکنش گسترده کاربران را بهدنبال داشت. آنچه این پرونده را از یک جرم عادی متمایز میکند، تبدیل خشونت به محتوایی برای جذب مخاطب است. کارشناسان رسانه میگویند محتوای شوکآور معمولاً واکنش بیشتری برمیانگیزد و همین مسئله میتواند به گسترش آن کمک کند؛ البته نه صرفاً بهدلیل الگوریتمها، بلکه بهخاطر رفتار کاربران در بازنشر و اظهارنظر درباره آن. از نگاه جامعهشناسان وقتی دیدهشدن به یک ارزش تبدیل میشود، برخی افراد ممکن است برای رسیدن به آن از مرزهای اخلاق و قانون عبور کنند. در چنین شرایطی مسئولیت فقط بر عهده نهادهای نظارتی نیست؛ کاربران نیز با انتخاب آنچه میبینند و بازنشر میکنند، در شکلدادن به این چرخه نقش دارند.
باکس: مرز تازه رفتار اجتماعی
شاید این ۳ اتفاق هیچ ارتباط مستقیمی با یکدیگر نداشته باشند، اما هرسه یک پرسش مشترک را پیشروی جامعه میگذارند؛ آیا در عصر شبکههای اجتماعی «دیدهشدن» به ارزش مسلط تبدیل شده است؟ از تجمع برای دیدن یک اینفلوئنسر تا سلفی در مراسم سوگواری و حتی تولید محتوای خشونتآمیز، همه نشان میدهند که اقتصاد توجه، مرزهای تازهای برای رفتار اجتماعی ترسیم کرده است. اگر قرار باشد برای هر کلیک، هر بازدید یا هر تصویر، بخشی از هنجارهای اجتماعی کنار گذاشته شود، آنچه از دست میرود فقط آرامش یک مراسم یا امنیت یک قربانی نیست؛ بلکه سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیز آسیب میبیند.
باکس کارشناس
وقتی خشونت، بلیت شهرت میشود
انتشار ویدئوهای بلاگری که برای جلب مخاطب دست به خشونت علیه دختران میزد، تنها یک پرونده قضایی نیست؛ بهگفته کارشناسان این اتفاق نشانه تغییری است که در آن برخی افراد دیدهشدن را به هر قیمتی دنبال میکنند. علیرضا شریفییزدی، روانشناس و جامعهشناس معتقد است برای تحلیل چنین رفتارهایی باید هم به ویژگیهای فردی و هم به تحولات اجتماعی توجه کرد.
او با اشاره به جنبه روانشناختی این پدیده میگوید: «برخی افراد دارای اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت ضداجتماعی یا اختلال شخصیت نمایشی هستند. افراد دارای شخصیت ضداجتماعی برای رسیدن به خواستههای خود بهراحتی به دیگران آسیب میزنند و احساس همدلی محدودی دارند. در مقابل، افراد دارای شخصیت نمایشی حاضرند برای دیدهشدن دست به هر رفتاری بزنند. بسیاری از این افراد در کودکی احساس کردهاند به اندازه کافی دیده نشدهاند و اکنون تلاش میکنند این خلأ را با جلب توجه دیگران جبران کنند.»
شریفییزدی با اشاره به اینکه در برخی موارد لذتبردن از آزار دیگران نیز میتواند در تحلیل این رفتارها نقش داشته باشد، تأکید میکند که این موضوع نیازمند بررسی تخصصی و بالینی است و نمیتوان درباره همه افراد یک حکم واحد صادر کرد.
دوپامینی که از صفحه موبایل میآید
این جامعهشناس فضای مجازی را نیز یکی از عوامل تقویتکننده این رفتارها میداند. بهگفته او، شبکههای اجتماعی نوعی پاداش فوری ایجاد میکنند؛ هرچه تعداد دنبالکنندگان، بازدیدها و واکنشها بیشتر باشد، فرد احساس موفقیت و اهمیت بیشتری میکند.
او میگوید: «برای بخشی از نوجوانان و جوانان مشهورشدن به یک هدف تبدیل شده است؛ هدفی که گاهی از محبوببودن هم مهمتر است. شهرت امتیاز اجتماعی و حتی منافع مالی به همراه دارد و همین موضوع باعث میشود برخی افراد برای رسیدن به آن راههای میانبر را انتخاب کنند؛ حتی اگر این مسیر از مرزهای اخلاق و قانون عبور کند.»
وقتی ارزشها تغییر میکنند
به اعتقاد شریفییزدی، مسئله فقط رفتار یک فرد نیست، بلکه تکرار چنین محتواهایی میتواند به مرور بر هنجارهای اجتماعی اثر بگذارد.
او توضیح میدهد: «اگر تولید و مصرف این نوع محتوا عادی شود، ارزشهای مبتنی بر احترام، قانونمداری و مسئولیتپذیری به حاشیه میروند و جای خود را به الگوهایی میدهند که در آنها شهرت، حتی از مسیر خشونت، به یک ارزش تبدیل میشود. این روند در بلندمدت میتواند پیامدهای فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی داشته باشد.»
سواد رسانهای؛ حلقه مفقوده
این روانشناس و جامعهشناس یکی از ریشههای گسترش چنین پدیدههایی را ضعف سواد رسانهای میداند. او معتقد است بسیاری از نوجوانان و حتی بزرگسالان هنوز نمیدانند چگونه با محتوای فضای مجازی مواجه شوند و بازنشر هر ویدئو ناخواسته به گسترش آن کمک میکند.
بهگفته شریفییزدی، هر زمان که کاربران از بازنشر و استقبال از محتوای خشونتآمیز خودداری کنند، انگیزه تولیدکنندگان این محتوا نیز کاهش خواهد یافت؛ زیرا بخش مهمی از فعالیت آنها بر پایه دیدهشدن و دریافت واکنش از مخاطبان است.
مرجعیت از مدرسه به صفحه موبایل منتقل شده است
شریفییزدی هشدار میدهد که در سالهای اخیر بخشی از مرجعیت تربیتی از نهادهایی مانند خانواده، مدرسه و رسانههای رسمی به بلاگرها و چهرههای فضای مجازی منتقل شده است؛ «نوجوانان امروز بیش از گذشته با اینفلوئنسرها همذاتپنداری میکنند و رفتار آنها را الگو قرار میدهند. اگر این الگوها بر پایه شهرت به هر قیمت شکل بگیرد، نمیتوان انتظار داشت که هنجارهای اجتماعی بدون آسیب باقی بمانند.»
قانون کافی است؛ اجرای آن مهمتر است
این جامعهشناس معتقد است خلأ اصلی، کمبود قانون نیست، بلکه اجرای مؤثر قوانین و همزمان ارتقای سواد رسانهای است. به باور او، در کنار برخورد قانونی با افرادی که احساس امنیت و آرامش جامعه را خدشهدار میکنند، آموزش عمومی برای کاهش استقبال از چنین محتواهایی نیز ضروری است؛ چراکه تا زمانی که برای خشونت مخاطب وجود داشته باشد، تولیدکنندگان آن نیز انگیزه ادامه فعالیت خواهند داشت.
.




