سرگرمی

چه اتفاقی می‌افتد اگر انسان‌ها جاودانه شوند؟

برخی از ایده‌هایی که برای زندگی جاودانه مطرح شده‌اند، آن‌قدر عجیب به نظر می‌رسند که بیشتر به داستان‌های علمی‌تخیلی شباهت دارند؛ از منجمد کردن سر پس از مرگ گرفته تا بازنگری در ازدواج هر ۲۰ سال یک‌بار و حتی اتصال حافظه‌های دیجیتالی به مغز برای بازیابی خاطرات دوران کودکی.

غلبه بر مرگ برای بسیاری شبیه یک رؤیاست، اما یک فیلسوف از دانشگاه کمبریج می‌گوید اگر روزی جاودانگی به واقعیت تبدیل شود، تقریباً تمام جنبه‌های زندگی بشر دستخوش تغییر خواهد شد، از روابط خانوادگی و سبک زندگی گرفته تا نحوه کار و بازنشستگی. با این حال، او هشدار می‌دهد که این تغییرات لزوماً مثبت نخواهند بود و می‌توانند چالش‌های تازه‌ای را نیز به همراه داشته باشند.

استیون کیو، استاد برجسته دانشگاه کمبریج، در گفت‌وگو با برنامه Future Tech Feed with Sean Keach از روزنامه The Sun (که نسخه کامل آن در یوتیوب منتشر شده) می‌گوید اگر انسان‌ها در آینده بتوانند دهه‌ها یا حتی صدها سال بیشتر از امروز عمر کنند، جامعه ناچار خواهد شد خود را به‌طور کامل با این شرایط جدید سازگار کند. اوایل امسال، برنامه Future Tech Feed روزنامه The Sun گزارش داده بود که بشر ممکن است در آستانه دستیابی به فناوری‌هایی باشد که بتوانند طول عمر انسان را به شکل قابل‌توجهی افزایش دهند.

اما آیا چنین آینده‌ای واقعاً به نفع انسان خواهد بود؟ و اگر روزی جاودانگی به واقعیت تبدیل شود، آیا افراد باید این حق را داشته باشند که از این زندگی بی‌پایان انصراف دهند؟

تا چه اندازه به جاودانگی نزدیک شده‌ایم؟

در حال حاضر، پژوهشگران روش‌های مختلفی را برای افزایش طول عمر انسان آزمایش می‌کنند که یکی از شناخته‌شده‌ترین آن‌ها سرمازیستی یا انجماد بدن است. استیون کیو، مدیر علمی مرکز Leverhulme Centre for the Future of Intelligence در دانشگاه کمبریج، در توضیح این فناوری می‌گوید:

سرمازیستی یعنی اگر توان مالی کافی داشته باشید، پس از مرگ، تمام بدن شما منجمد می‌شود.

اگر هم چنین هزینه‌ای برایتان مقدور نباشد، می‌توانید گزینه ارزان‌تر را انتخاب کنید و فقط سرتان را منجمد کنید.

امید این است که دانشمندان در آینده بتوانند راهی برای خارج کردن بدن از حالت انجماد و بازگرداندن فرد به زندگی پیدا کنند.

و احتمالاً این اتفاق در بدنی جدید و پیشرفته، شاید حتی یک بدن رباتیک که برای شما ساخته شده باشد، رخ خواهد داد.

اما هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از این فرایند، در آینده‌ای ایده‌آل و بهشتی از خواب بیدار شوید، یا حتی اینکه اصلاً فرصتی برای بیدار شدن پیدا کنید. پروفسور کیو می‌گوید:

تصور کنید ما یک بهشت ساخته‌ایم و تمام این اجساد را در فریزر نگه داشته‌ایم. بعد با خودمان فکر کنیم که آیا واقعاً می‌خواهیم آن‌ها را دوباره زنده کنیم؟ ما اینجا شرایط خوبی داریم، چرا باید بخواهیم این وضعیت را با دیگران تقسیم کنیم؟

بنابراین این روش به‌طور قطعی پرریسک است. دلایل زیادی برای این خطر وجود دارد. ما نمی‌دانیم آینده چه شکلی خواهد بود. نمی‌دانیم آیا کسی در آینده اصلاً بخواهد ما را از حالت انجماد خارج کرده و دوباره زنده کند یا نه.

یکی دیگر از روش‌هایی که برای رسیدن به نوعی جاودانگی دیجیتال مطرح شده، ذخیره‌سازی ذهن انسان روی رایانه است.

هوش مصنوعی

با این روش، فرد می‌تواند زندگی خود را به شکل مجازی ادامه دهد یا پس از پایان عمر بدن اصلی، ذهن او در بدنی جدید قرار گیرد. پروفسور کیو می‌گوید:

بدن‌ها بسیار غیرقابل اعتماد هستند. ممکن است همین امروز با یک اتوبوس تصادف کنم و جانم را از دست بدهم.

اما اگر صبح همان روز از ذهن خود یک نسخه پشتیبان گرفته باشم، دیگر نگرانی خاصی ندارم.

در کنار این فناوری‌های عجیب، تحقیقات زیادی هم درباره روش‌های ساده‌تر برای افزایش طول عمر در حال انجام است، از جمله داروها و درمان‌های مختلف. پروفسور کیو می‌گوید:

در موجودات بسیار ساده‌ای مانند کرم‌های لوله‌ای که در مقایسه با انسان ساختار بسیار ساده‌ای دارند، دانشمندان توانسته‌اند طول عمر آن‌ها را تا ۱۰ برابر افزایش دهند.

آزمایش‌های زیادی روی موش‌ها انجام می‌شود، زیرا آن‌ها خیلی سریع تولیدمثل می‌کنند و شناخت خوبی از آن‌ها داریم.

در برخی موارد، می‌توان طول عمر موش‌ها را به‌طور مداوم تا ۳۰ درصد افزایش داد و پژوهشگران امیدوارند به‌زودی بتوانند طول عمر آن‌ها را حتی دو برابر کنند.

شاید افزایش ۳۰ درصدی طول عمر چندان چشمگیر به نظر نرسد، اما برای کسانی که به دنبال رسیدن به جاودانگی هستند، همین مقدار نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. هدف طرفداران جاودانگی این است که با هر پیشرفت جدید در تحقیقات طول عمر، خود را به مرحله بعدی علم برسانند و زمان کافی برای رسیدن به جهش بزرگ بعدی را به دست آورند. پروفسور کیو می‌گوید:

این اتفاق به ما اجازه می‌دهد آن‌قدر زنده بمانیم که به زمان کشف فناوری بعدی برسیم.

و به این ترتیب، به چیزی می‌رسیم که می‌توان آن را سرعت فرار از محدودیت طول عمر نامید.

تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند؟

اما وقتی انسان‌ها شروع به عمرهای طولانی‌تر کنند، مشکلات بزرگی نیز ظاهر خواهند شد. پروفسور کیو می‌گوید:

چیزی به نام طول عمر طبیعی انسان وجود دارد که حدود ۷۰ سال است؛ همان‌طور که در کتاب مقدس نیز به سه امتیاز و ۱۰ سال اشاره شده.

تمام نهادهای اجتماعی ما، مانند ازدواج، بر اساس همین فرض شکل گرفته‌اند.

تا حدود ۱۰۰ سال پیش، احتمال اینکه یک فرد در هر سنی ناگهان جان خود را از دست بدهد، به مراتب بیشتر بود.

بنابراین وقتی فردی وارد یک ازدواج می‌شد، شاید تصور می‌کرد که این تعهد فقط چند سال یا چند دهه ادامه دارد، اما قطعاً کسی انتظار نداشت که این رابطه برای قرن‌ها ادامه پیدا کند؛ چیزی که اگر بتوانیم بدن خود را کنترل کنیم، ممکن است با آن روبه‌رو شویم.

ما می‌توانیم مسائلی مانند ازدواج را کاملاً کنار بگذاریم. افراد می‌توانند تا هر زمانی که می‌خواهند در کنار هم باشند و بعد مسیر دیگری را انتخاب کنند.

اما از طرف دیگر، اگر بخواهیم نوعی رابطه رسمی‌تر و متعهدانه‌تر داشته باشیم، می‌توانیم برای آن محدودیت زمانی تعیین کنیم.

ممکن است ازدواج‌های ۲۰ ساله داشته باشیم و در پایان این دوره، افراد بررسی کنند که آیا می‌خواهند این رابطه را تمدید کنند یا نه.

البته این موضوع تنها به ازدواج محدود نمی‌شود. پروفسور کیو توضیح می‌دهد که عمرهای بسیار طولانی می‌توانند ساختار شغل‌ها و سن بازنشستگی را نیز کاملاً تغییر دهند.

پروفسور استفان کیو

همچنین این پرسش مطرح خواهد شد که کودکان و نوجوانان باید چه مدت در آموزش باشند، چه زمانی یک فرد را سالمند بدانیم و چگونه باید از تعداد بسیار زیادی انسان سالخورده حمایت کنیم. او می‌گوید:

اگر انسان‌ها بتوانند به‌زودی تا ۱۲۰، ۱۴۰ یا حتی ۱۵۰ سال عمر کنند، برای نخستین بار در تاریخ، برداشت ما از مفهوم طول عمر طبیعی انسان به‌طور اساسی تغییر خواهد کرد.

مغزهای پر از خاطره

موضوع دیگری که شرایط را پیچیده‌تر می‌کند، مسئله خاطرات انسان است.

حتی با طول عمر فعلی، بسیاری از افراد نمی‌توانند تمام اتفاقاتی را که در زندگی‌ آنها رخ داده به یاد بیاورند. با افزایش سن نیز خاطرات دوران کودکی ممکن است بسیار مبهم شوند. پروفسور کیو می‌گوید:

من در سال ۱۹۷۳ به دنیا آمدم و تنها چیزی که از کودکی به یاد دارم، شلوارهای قهوه‌ای دم‌پاگشاد و پرده‌های زرد است. واقعاً همین.

به‌طور طبیعی یک محدودیت وجود دارد، مغز ما از نظر فیزیکی ظرفیت مشخصی را داراست.

با وجود اینکه مغز انسان فوق‌العاده پیچیده است و می‌تواند دائماً خاطرات جدیدی ایجاد کند، باز هم محدودیتی برای آن وجود دارد.

بنابراین زندگی در چنین شرایطی کاملاً متفاوت خواهد بود. اگر تصور کنیم فردی هزاران سال عمر کرده است، احتمالاً تصویری که از کارها و اتفاقات چند هزار سال قبل زندگی خود دارد، بسیار مبهم خواهد بود.

پروفسور کیو پیشنهاد می‌کند که شاید در آینده نوعی ابزار کمکی برای افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی مغز ساخته شود. این فناوری می‌تواند شبیه «آلبوم عکس و دفتر خاطرات» عمل کند و به انسان اجازه دهد به گذشته خود نگاه کرده و خاطراتش را دوباره به یاد بیاورد. او توضیح می‌دهد:

اگر روزی در دنیایی آن‌قدر پیشرفته زندگی کنیم که بتوانیم پیری و بیماری‌ها را کنترل نماییم و انسان‌ها تا ۲٬۰۰۰ سال عمر کنند، مطمئناً فناوری لازم برای اتصال چیزی شبیه یک هارد درایو به مغز انسان را هم خواهیم داشت.

می‌توانیم برخی خاطرات را دانلود کنیم و خاطرات دیگری را بارگذاری نماییم.

جنگ

تراژدی جنگ

جنگ و حتی پذیرش هرگونه خطر، در دنیایی که انسان‌ها بتوانند برای همیشه زندگی کنند، ترسناک‌تر خواهد شد. پروفسور کیو می‌گوید:

ما معمولاً درباره زندگی بر اساس تعداد سال‌هایی که تاکنون زندگی کرده‌ایم صحبت می‌کنیم.

اما می‌توان به شکل دیگری هم به آن نگاه کرد، اینکه چند سال دیگر از زندگی ما باقی مانده است.

شاید بگویید من هنوز ۳۰ سال دیگر برای زندگی دارم و اگر امروز با یک اتوبوس تصادف کنم، ۳۰ سال از زندگی‌ام از بین می‌رود.

البته اگر یک نوجوان در تصادف رانندگی جان خود را از دست بدهد، حدود ۷۰ سال از زندگی احتمالی او از بین رفته است، بنابراین هزینه بسیار بیشتری پرداخت شده است.

ما به‌طور غریزی همین احساس را داریم. وقتی یک فرد مسن از بین می‌رود، دلایل زیادی برای ناراحت شدن وجود دارد، اما معمولاً نمی‌گوییم: او تازه همه چیز را پیش رو داشت.

این دیدگاه منطقی برای نگاه کردن به خطرهاست.

بنابراین اگر بتوانیم هزاران سال زندگی کنیم، رفتن یک فرد ۲۰ ساله به جنگ می‌تواند دیوانگی به نظر برسد، زیرا چیزی که ممکن است از دست بدهد بسیار عظیم خواهد بود.

با این حال، پروفسور کیو اشاره می‌کند که انسان‌ها همیشه بر اساس منطق تصمیم نمی‌گیرند و معمولاً پرریسک‌ترین افراد جامعه، مردان جوان بین ۱۵ تا ۲۵ سال هستند، کسانی که در واقع چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند.

او توضیح می‌دهد که ممکن است انسان‌ها در صورت جاودانگی بیش از حد محتاط شوند؛ اما پروفسور کیو اضافه می‌کند:

ما برای داشتن یک زندگی کامل، به مقدار مشخصی خطر و هیجان نیاز داریم.

ثروت و سیاست

موضوع دیگری که مطرح می‌شود، این است که چگونه می‌توان جامعه را به شکل مؤثر اداره کرد. پرفسور کیو می‌گوید:

خوب بود اگر فکر می‌کردیم همه ما با عمر طولانی‌تر، عاقل‌تر می‌شویم و نگاه بلندمدت‌تری پیدا می‌کنیم، اما شواهد چندان از این موضوع حمایت نمی‌کنند.

او درباره خطر حاکمانی هشدار می‌دهد که می‌توانند مدت بسیار طولانی‌تری قدرت خود را حفظ نمایند. پروفسور کیو توضیح می‌دهد:

پول، پول بیشتری ایجاد می‌کند. این اساس کار سرمایه‌داری است. قدرت هم معمولاً قدرت بیشتری به وجود می‌آورد.

بنابراین ممکن است در آینده با حاکمانی روبه‌رو شویم که قدرت خود را برای مدت بسیار طولانی حفظ کنند و دیگر نیازی نبینند تا منافع بلندمدت مردم را در نظر بگیرند. در نهایت، اگر انسان‌ها ناگهان دیگر از بین نروند، اداره جامعه و حتی تأمین مسکن برای جمعیت عظیمی از افراد می‌تواند به مشکلی بسیار بزرگ تبدیل شود.

مریخ

یکی از راهکارهایی که طرفداران جاودانگی مطرح می‌کنند، فرستادن انسان‌ها به سیاره‌های دیگر است. در این جور مواقع مریخ به عنوان یک گزینه مناسب مطرح می‌شود، سیاره‌ای که انسان هنوز حتی روی سطح آن قدم نگذاشته. اما پروفسور کیو معتقد است این راه‌حل چندان عملی نیست. او می‌گوید:

حتی غیرقابل‌سکونت‌ترین بخش‌های زمین، مانند قله اورست یا عمیق‌ترین بخش اقیانوس‌ها، در مقایسه با مریخ محیطی بسیار مناسب‌تر برای زندگی هستند.

پرفسور کیو معتقد است پیش از آنکه به فکر افزایش چشمگیر طول عمر انسان یا مهاجرت به سیاره‌های دیگر باشیم، باید شرایط زندگی روی زمین را بهبود ببخشیم. به گفته او، بهتر است ابتدا تلاش کنیم زندگی فعلی‌ خود را تا حد امکان بهتر و باکیفیت‌تر کنیم.



نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا