اخبار روز

کاخ سفید بلد است بزند، بلد نیست ببرد!

سناتور دموکرات، کریس مورفی با انتقاد شدید از سیاست نظامی دولت آمریکا در قبال ایران اعلام کرد که واشینگتن در حال شکست خوردن در این جنگ است، شکستی که به گفته او ناشی از نبود یک استراتژی واقعی و تمرکز صرف بر اهداف تاکتیکی است.

همشهری آنلاین – بهنام صدقی: «این‌ها استراتژی نیستند، صرفا اهداف تاکتیکی هستند و در نبود استراتژی، این جنگ به شکلی بد و شرم‌آور در حال شکست است.» این جمله را نه یک تحلیلگر ایرانی، که سناتور کریس مورفی، از درون کنگره آمریکا، در واکنش به اهداف چهارگانه‌ای که مارکو روبیو برای جنگ علیه ایران ترسیم کرده بود، به زبان آورده است. کاخ سفید می‌گوید می‌خواهد نیروی هوایی و دریایی ایران را «نابود کامل» کند، توان موشکی‌اش را «تضعیف» نماید و صنایع نظامی‌اش را از میان بردارد. اما واقعیت میدان، حتی به اعتراف خود سناتورهای آمریکایی، روایتی دیگر دارد: پهپادهای ایرانی با برد ۲۰۰۰ کیلومتر، ارزان‌تر و پراکنده‌تر از آن هستند که نابود شوند، تنگه هرمز، حتی بدون نیروی دریایی کلاسیک، با مین‌های هوشمند و قایق‌های تندرو بسته می‌مانَد؛ زرادخانه موشکی ایران، متحرک و زیرزمینی، از «نابودی کامل» به «تضعیف» تغییر واژه داده است و بازسازی صنایع دفاعی نیز می‌تواند با کمک چین و روسیه انجام شود. خلاصه کلام مورفی، تیغ تیز انتقادی است که پیکره راهبرد نظامی واشنگتن را می‌شکافد: شما می‌دانید چه می‌خواهید بزنید، اما نمی‌دانید چرا می‌زنید و به کجا می‌خواهید برسید و این، فرمول کلاسیک شکست در تمام جنگ‌های تاریخ است.

مورفی در واکنش به اظهارات مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا -که چهار هدف نظامی برای جنگ علیه ایران اعلام کرده بود- در پیامی تفصیلی نوشت: «مشکل اینجاست که این‌ها استراتژی نیستند، صرفاً اهداف تاکتیکی هستند و در نبود استراتژی، این جنگ به شکلی بد و شرم‌آور در حال شکست است.»

اهداف اعلام‌شده آمریکا

به گفته وزیر خارجه آمریکا، چهار هدف اصلی عملیات نظامی علیه ایران عبارت است از:

۱. نابودی کامل نیروی هوایی ایران

۲. نابودی کامل نیروی دریایی ایران

۳. تضعیف توان موشکی ایران

۴. نابودی صنایع و کارخانه‌های نظامی ایران

اما سناتور مورفی معتقد است تحقق این اهداف در عمل با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شده است.

چالش اول: تحول در جنگ هوایی

مورفی می‌گوید تمرکز بر نابودی نیروی هوایی ایران با واقعیت‌های جدید جنگ همخوانی ندارد.

داده‌های نظامی نشان می‌دهد:

• ایران طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در پهپادهای رزمی و انتحاری انجام داده است.

• برد برخی پهپادهای ایرانی به ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتر می‌رسد.

• پهپادها نسبت به هواپیماهای جنگی ارزان‌تر، پراکنده‌تر و سخت‌تر برای نابودی کامل هستند.

به گفته او حتی در صورت آسیب به نیروی هوایی کلاسیک، شبکه پهپادی همچنان قادر به ادامه عملیات خواهد بود.

چالش دوم: راهبرد بستن تنگه هرمز

مورفی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید می‌کند که نابودی نیروی دریایی ایران الزاما به معنای باز ماندن تنگه هرمز نیست.

بر اساس ارزیابی‌های نظامی:

• عرض تنگه هرمز در باریک‌ترین نقطه حدود ۳۳ کیلومتر است.

• حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر عبور می‌کند (تقریباً یک‌پنجم تجارت جهانی نفت).

• ایران علاوه بر ناوهای جنگی از قایق‌های تندرو، قایق‌های انتحاری، مین‌های دریایی و موشک‌های ساحل‌به‌دریا استفاده می‌کند.

مورفی می‌گوید حتی بدون نیروی دریایی کلاسیک نیز این ابزارها می‌توانند مسیر کشتیرانی را مختل کنند.

چالش سوم: توان موشکی ایران

به گفته این سناتور آمریکایی، هدف اولیه دولت آمریکا «نابودی کامل توان موشکی ایران» عنوان شده بود اما اکنون از واژه «تضعیف» استفاده می‌شود، تغییری که به گفته او نشانه دشواری تحقق هدف اولیه است.

بر اساس گزارش‌های دفاعی بین‌المللی:

• ایران یکی از بزرگ‌ترین زرادخانه‌های موشکی خاورمیانه را در اختیار دارد.

• برد برخی موشک‌های بالستیک ایرانی به ۲۰۰۰ کیلومتر می‌رسد.

• بسیاری از سامانه‌ها متحرک، زیرزمینی یا پراکنده طراحی شده‌اند.

این ویژگی‌ها امکان نابودی کامل این توان را پیچیده‌تر می‌کند.

چالش چهارم: بازسازی توان نظامی

مورفی همچنین هشدار داده است که حتی در صورت تخریب بخشی از صنایع دفاعی ایران، بازسازی آن ممکن است با کمک قدرت‌های دیگر انجام شود.

او به احتمال همکاری‌های نظامی و اقتصادی با چین و روسیه اشاره کرده و گفته است چنین جنگی می‌تواند به همگرایی بیشتر تهران و پکن منجر شود.

چین در حال حاضر:

• بزرگ‌ترین واردکننده نفت ایران محسوب می‌شود.

• یکی از بازیگران اصلی تجارت انرژی در خلیج فارس است.

جان کلام اینکه

اظهارات سناتور کریس مورفی نشان‌دهنده افزایش انتقادهای داخلی در آمریکا نسبت به راهبرد نظامی در قبال ایران است. به گفته او، تمرکز بر اهداف تاکتیکی مانند تخریب تجهیزات نظامی بدون داشتن یک استراتژی سیاسی و منطقه‌ای مشخص نمی‌تواند به پایان موفقیت‌آمیز جنگ منجر شود.

این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که بحث درباره هزینه‌های نظامی، امنیت انرژی و پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ در خاورمیانه به یکی از محورهای اصلی مناقشات سیاسی در واشینگتن تبدیل شده است.

.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا