میزبانیهای قبلی مکزیک در جام جهانی چطور پیش رفت؟

این سرزمین، همزمان مظهر زیبایی خیرهکننده و خطری هولناک است؛ کشوری با سواحل رؤیایی در اقیانوسهای آرام و اطلس که ثروتمندان برای آفتابگرفتن به آن پناه میآورند، در حالی که اکثریت مردم آن در فقر زندگی میکنند. مکزیک سرزمینی سرشار از موسیقی پرشور و زندگی، اما اغلب گرفتار ریتم مرگبار کارتلهای مواد مخدر است.
بنابراین چندان عجیب نیست که در کشوری با این همه تضاد، مسیر رسیدن به رویدادهای بزرگ ورزشی جهانی گاهی از میان قتلعام و فجایع طبیعی عبور کند. این وضعیت حتی امروز نیز تغییر نکرده است؛ در حالی که مکزیک این هفته به نخستین کشوری تبدیل میشود که برای سومین بار میزبان جام جهانی است، دهها هزار شهروند آن همچنان در جستوجوی بستگان ربودهشده خود هستند.
پیوند شوم میان ورزش و گروههای جنایتکار از ۱۸ ماه پیش از جام جهانی ۱۹۷۰ آغاز شد؛ تنها ۱۰ روز قبل از افتتاحیه بازیهای المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی.

دوم اکتبر ۱۹۶۸، گوستاوو دیاز اورداز، رئیسجمهور وقت مکزیک که بیم داشت کشور در آستانه انقلابی دیگر قرار گرفته باشد، یگانهای مسلح ارتش، نیروهای شبهنظامی و پلیس را برای سرکوب تظاهراتی اعزام کرد که دهها هزار دانشجو رهبری آن را بر عهده داشتند. به مرور مردم عادی نیز به این اعتراضات پیوستند؛ اعتراضاتی که علیه سرکوب سیاسی و اجتماعی شکل گرفته بود. یکی از محورهای اصلی اعتراض، هزینه میلیاردها دلار برای برگزاری المپیک بود؛ پولی که معترضان معتقد بودند باید صرف تغذیه، مسکن، آموزش و اشتغال مردم شود.
کشتار تلاتلولکو به همان اندازه هولناک بود که تلفظ نام آن برای کسانی که با زبان آزتکی آشنا نیستند دشوار است. میدان سه فرهنگ، ترجمه نام این میدان مشهور، آن روز به تلهای مرگبار تبدیل شد.
ایالات متحده از دیاس اورداز و حزب حاکم PRI یا حزب انقلابی نهادینهشده حمایت میکرد؛ حزبی که از سال ۱۹۲۹ قدرت را در دست داشت. سازمان سیا در ابتدا روایت دولت مکزیک را پذیرفت که مدعی بود «تنها» ۴۴ نفر کشته شدهاند. اما بعدها با انتشار تصاویر اجساد انباشتهشده در محل و شهادت شاهدان، واشنگتن موضع خود را اصلاح کرد و مشخص شد بیش از ۴۰۰ نفر جان باخته و نزدیک به هزار نفر زخمی شده بودند.

در میان قربانیان، رهگذران، خبرنگاران و کودکان نیز حضور داشتند؛ افرادی که هیچ سلاحی در اختیار نداشتند. حتی هیچ مدرکی مبنی بر مسلح بودن دانشجویان یافت نشد، با این حال آنها به آغاز تیراندازی متهم شدند.
فیلمها و عکسهای آرشیوی بعداً روایت دیگری را آشکار کردند. ماجرا به دو منور شلیکشده از هلیکوپترهای ارتش بر فراز میدان بازمیگشت. به نظر میرسید نخستین منور علامتی برای تکتیراندازان مستقر روی پشتبامها بود تا به سمت نیروهای پلیس خودی شلیک کنند؛ نیروهایی که در میان ساکنان یک مجتمع مسکونی چندطبقه مستقر شده بودند. پلیس که تصور میکرد از سوی معترضان هدف قرار گرفته، به سمت جمعیت آتش گشود و سپس حدود پنج هزار سرباز نیز به تیراندازی پیوستند. به این ترتیب زمینه برای متهم کردن دانشجویان فراهم شد.
پس از شلیک دومین منور، خودروهای زرهی سبک تمام راههای خروج از میدان را بستند و بیش از هزار نفر بازداشت شدند. هیچ گزارشی از تلفات نیروهای امنیتی منتشر نشد. جنبش دانشجویی مکزیک که ماهها در حال گسترش بود، عملاً در هم شکسته شد.

تنها ۱۰ روز بعد، بازیهای المپیک آغاز شد؛ هرچند این رویداد نیز شاهد اعتراضی متفاوت بود. در مراسم اهدای مدال دوی ۲۰۰ متر، تامی اسمیت و جان کارلوس، دوندگان آمریکایی، با بالا بردن مشتهای سیاهپوش خود علیه تبعیض نژادی و فقر در آمریکا اعتراض کردند. همتیمی آنها، باب بیمون، نیز با استفاده از شرایط خاص ارتفاع بالای مکزیکوسیتی رکورد پرش طول جهان را با اختلافی باورنکردنی ۵۵ سانتیمتر جابهجا کرد.
جنبش اعتراضی علیه حکومت اقتدارگرا که بازتابی از اعتراضات دانشجویی سراسر جهان بود، در مکزیک سرکوب شد. با این حال یاد و پیامدهای آن وقایع، روح آن روزهای سرشار از امید و جوانی را زنده نگه داشته است.

هر سال در دوم اکتبر، خانوادهها و دوستان قربانیان در تلاتلولکو گرد هم میآیند و زیر لوح یادبودی که نام جانباختگان روی آن حک شده، سکوت میکنند. ده روز پیش از آغاز جام جهانی ۱۹۷۰ نیز در همان میدان اعتراضهایی علیه هزینههای سنگین میزبانی این مسابقات برگزار شد.
اما مسیر تیم ملی انگلیس برای حضور در آن جام جهانی، کابوسی از نوعی دیگر بود.
بازیکنان انگلیس در جریان اردوی تدارکاتی خود در آمریکای جنوبی برای خرید هدیه برای همسرانشان به فروشگاه جواهرات Green Fire در هتل محل اقامتشان در بوگوتا رفتند. بابی مور و بابی چارلتون بدون خرید فروشگاه را ترک کردند، اما یکی از فروشندگان به دنبال آنها دوید و مدعی شد یک دستبند زمردی به سرقت رفته است.

این اتهام به همان اندازه عجیب بود که بیاساس. سرانجام انگشت اتهام به سوی بابی مور نشانه رفت و او نتوانست همراه سایر اعضای تیم راهی مکزیک شود. ماجرا به یک خبر بزرگ جهانی تبدیل شد. کاپیتان قهرمان جام جهانی انگلیس در حالی در کلمبیا تحت نظر قرار داشت که تنها چند روز تا نخستین بازی تیمش برای دفاع از عنوان قهرمانی باقی مانده بود.
با این حال پرونده آنقدر مشکوک بود که مور در چهار صبح متوالی اقامت خود در ویلای دیپلماتیک، هنگام دویدن ساعت شش صبح، برای دو نگهبانی که جلوی در خوابیده بودند شیر میخرید و آنها را بیدار میکرد.

مور قربانی یک کلاهبرداری از سوی فروشگاه شده بود یا هدف توطئهای آمریکای لاتینی برای برهم زدن دفاع انگلیس از عنوان قهرمانی جام جهانی؟ هر دو نظریه بهطور گسترده مطرح شدند. سر آلف رمزی، سرمربی انگلیس، تنها درباره یک موضوع اطمینان داشت؛ اینکه اگر در دنیا فوتبالیستی وجود داشته باشد که بتواند در آخرین لحظه، پس از چنین ماجرایی، بدون کوچکترین آشفتگی روحی خود را به بزرگترین رویداد ورزشی جهان برساند و آماده بازی باشد، آن شخص کاپیتان خونسردش، بابی مور، است.
مور تقریباً فرصتی برای گرم کردن نداشت، اما طبق معمول نمایشی آرام، مقتدر و کماشتباه ارائه کرد و انگلیس با نتیجه ۱ بر صفر رومانی را شکست داد.
حالا نوبت برزیل و پله بود. مور در اوج آمادگی قرار داشت و گوردون بنکس نیز با مهار افسانهای خود که بعدها «مهار قرن» نام گرفت، مانع گلزنی پله شد. با این حال نتوانست از پاس گل او برای ژایرزینیو و تک گل مسابقه جلوگیری کند.


عکس جاودانه تعویض پیراهن پله و مور ثبت شد، سپس انگلیس چکسلواکی را شکست داد و به مرحله یکچهارم نهایی رسید. حالا آلمان غربی در انتظار بود و نظریهپردازان توطئه نیز دوباره فعال شدند.
گوردون بنکس شب قبل از مسابقه بیمار شد و از ترکیب کنار رفت. انگلیس دو گل پیش افتاد. اما جانشین او، پیتر بونتی، سه بار دروازه خود را باز شده دید و انگلیس از جام حذف شد. بلافاصله شایعهای مطرح شد که بهترین دروازهبان جهان مسموم شده است.
کسانی که تجربه سفر به مکزیک را داشتند و غذاهای تند و متنوع این کشور را امتحان کرده بودند، توضیح سادهتری داشتند: «انتقام مونتزوما»؛ اصطلاحی که برای مسمومیت غذایی و مشکلات گوارشی گردشگران در مکزیک به کار میرود.

فرانتس بکنباوئر، قیصر فوتبال آلمان، توضیح منطقیتری برای بازگشت تاریخی تیمش داشت. او درباره تصمیم عجیب آلف رمزی برای تعویض بابی چارلتون، در حالی که انگلیس ۲ بر ۱ جلو بود، گفت:
«چشمهایم را باور نمیکردم.»
چارلتون که بزرگترین دردسر بکنباوئر در زمین بود، ظاهراً برای استراحت دادن به پاهای خستهاش و آماده نگه داشتن او برای نیمهنهایی تعویض شد؛ نیمهنهایی که هرگز برای انگلیس از راه نرسید.
با این حال، این موضوع باعث نشد پیتر بونتی از انتقادها در امان بماند. اشتباهات او روی دو گل آلمان موجب شکلگیری شایعاتی شد مبنی بر اینکه تمرکزش به دلیل حرف و حدیثهایی درباره همسرش و ارتباط او با یک نوازنده فلامنکو در گوادالاخارا به هم ریخته بود.

اما اجازه دهید این شایعه را برای همیشه کنار بگذاریم.
فرانسیس بونتی که برای نخستین بار در یک سفر خارجی همراه تیم ملی انگلیس حضور داشت، تحت مراقبت همسران باتجربه بازیکنان انگلیس در دوران پیش از ظهور WAGها قرار داشت؛ تینا مور، جودیت هرست و کتی پیترز. هیچگاه نیز هیچ رسوایی یا ماجرایی از این دست به او نسبت داده نشد.
آلمان غربی در ادامه به نیمهنهایی رسید اما مقابل ایتالیا شکست خورد. سپس ایتالیا در فینال تاریخی و فراموشنشدنی مقابل برزیلِ پله مغلوب شد.

در همین حال، مکزیک دوباره وارد دورهای از خودانتقادی و بازنگری ملی شد. دیاس اورداز پس از پایان دوره ریاستجمهوری خود به عنوان سفیر مکزیک در مادرید منصوب شد؛ نوعی تبعید امن و راحت. بسیاری از سیاستمداران برجسته دیگر نیز بعدها با اتهاماتی از جمله جنایت علیه بشریت و حتی نسلکشی روبهرو شدند و برخی بازداشت یا زندانی شدند.
و اما سرنوشت آن دستبند زمردی چه شد؟
سالها بعد، زمانی که بابی مور بهطور کامل و رسمی تبرئه شده بود، بالاخره حقیقت را فاش کرد:
«یکی از بازیکنان تیم یک شوخی احمقانه انجام داد و دستبند را پشت یکی از کوسنهای مبل هتل پنهان کرد.
سپس از من قول گرفت که این راز را تا زمانی که خودش و آن فرد هر دو از دنیا نرفتهاند، فاش نکنم.»
گردآوری: کلبه سرگرمی
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کلبه سرگرمی بنویسید.


