فرهنگی و هنری

خلاصه داستان قسمت 5 سریال ترکی سریال ترکی تپش قلب Çarpıntı | قسمت 5 دوبله فارسی سریال ترکی تپش قلب

در این مطلب از سایت کلبه سرگرمی شما شاهد خلاصه داستان قسمت 5 سریال ترکی تپش قلب می باشید. تا اخر این مطلب ما را همراهی کنید.

سریال تپش قلب نخستین بار از شبکه Star TV ترکیه پخش می‌شود. این سریال درام داستانی از حقیقت‌های مخفی، پیوندهای غیرمنتظره و عشقی که از دل سایه‌های گذشته سر برمی‌آورد را روایت می‌کند؛ این سریال ساخته کمپانی OGM Pictures (کمپانی تولید محتوای ترکیه) است. نویسندگی این سریال را دنیز دارگی و جم گورگچ را برعهده دارند؛ جالب است بدانید این دو نویسنده ماهر سریال های موفقی را در کارنامه آثار خود دارند.

آنچه در قسمت 5 سریال ترکی تپش قلب گذشت

ریحان وقتی می‌خواد حاضر بشه بره پیش آسلی مریم میره پیشش و باهم درباره این موضوع بحث می‌کنند. در آخر مریم در را به روی ریحان قفل می‌کنه ریحان به هم می‌ریزه و ازش می‌خواد تا هرچه سریع‌تر درو باز کنه میخواد بره پیش آسلی اما مریم قبول نمیکنه و با تلفن ریحان به آسلی پیام میده که یه کاری پیش اومد نمیتونم بیام. از طرفی آراز رفته دم در خانه آسلی و بهش میگه بریم بیرون دور بزنیم آسلی جا میخوره که آراز میگه مگه نمیخواستی بیشتر درباره ملیکه بدونی! آسلی تایید میکنه و راه میوفتن میرن. هولیا با فیگن تو کافه قرار گذاشته و اونجا فیگن به هولیا درباره ریحان میگه که حتماً می‌دونین که دخترشو از دست داده هولیا میگه درد خیلی بدیه خدا بهش صبر بده ازشم خیلی ممنونم دخترمو بهم بخشید.

فیگن از وابستگی به وجود اومده ریحان نسبت به آسلی میگه که خیلی غیر طبیعیه و ازش می‌خواد تا دخترشو از ریحان دور نگه داره هولیا برای اینکه بتونه ازشون چیزی بکنه میگه حالا من جلوی دخترمو بگیرم ولی ریحان خانوم آدرس خونه ما رو بلده هر وقت بخواد می‌تونه بیاد شما هم که نمی‌تونین جلوی زن به این بزرگیو بگیرین! مگر اینکه ما خونمونو عوض کنیم. او به این بهونه بحثو عوض می‌کنه و در آخر فیگن راضی میشه برای آنها یه خونه بخره و با همدیگه سر این موضوع توافق می‌کنند. آسلی و آراز رفتن به ساحل که آراز بهش میگه واست یه دست لباس مناسب اینجا گرفتم آسلی اول بهش برمی‌خوره و میگه من خیلی هم لباسم خوبه اما آراز میگه تو این مورد شکی نیست ولی لباست به درد رفتن وسط دریا نمی‌خوره خیس میشه آسلی قبول می‌کنه و میره لباساشو عوض می‌کنه سپس با همدیگه سوار قایق شخصی ملیکه میشن.

اونجا آراز درباره ملیکه به آسلی میگه، از علایقش و تفریحاتش آسلی می‌خنده و میگه قشنگ نقطه مقابل منه. سپس بهش میگه احساس می‌کنم ملیکه خیلی تو رو دوست داشته آراز میگه این دیگه از کجا در اومد؟ آسلی میگه نمی‌دونم حسش می‌کنم حتی اسم این قایقش به معنی عشق اوله. آراز تو فکر میره و به هم می‌ریزه سپس به سمت ساحل برمی‌گردن که به سمت خونه برن. متین شوهر مریم به عمارت برمی‌گرده و در را به روی ریحان باز می‌کند و او را دلداری میده. هولیا به سمت خانه بچه‌هاش میره و بهشون میگه باید از اینجا بلند شین صاحبخونه گفت تخلیه کنیم و موفق میشه بچه‌هاشو راضی کنه از طرفی او خودش برنامه ریخته که خودش بره تو خونه‌ای که فیگن قراره بخره زندگی کنه در کنارش یه خونه کوچیک‌تر و قدیمی‌تر برای کرایه کردن پیدا کنه برای بچه‌هاش.

وقتی آسلی جلوی در خانه می‌رسه امره را می‌بینه که اونجاست. امره از آراز معذرت خواهی می‌کنه سپس رو به آسلی میگه همه اینا زیر سر مادرمه فردا می‌خوام برم با اون دختر و خانواده‌اش حرف بزنم و همه چیزو تموم کنم من تورو دوست دارم و نمی‌تونم بدون تو زندگی کنم و ازش می‌خواد اگه هنوزم می‌خوادش فردا همون جای همیشگی همو ببینن.آسلی به داخل میره بعد از رفتن او آراز سراغ امره میره. امره بهش میگه این حرفارو به خاطر وعده‌ای که بهم دادی نگفتم من واقعاً دوسش دارم آنها به خاطر می‌آورند که آراز به امره گفته بود بیاد همچین حرفی بزنه که در ازای اومدن آسلی به سر قرار او کارهاشونو بکنه و برن دانمارک زندگی کنند و از اونجا دور باشند. آراز می‌خنده و میگه به نظر من میاد سر قرار و از اونجا میره. شب ربحان پنهانی از خونه بیرون می‌زنه و میره خونه آسلی. بعد از کمی صحبت کردن هولیا به متین زنگ زده و با اومدنش ریحان را با خودش از اونجا می‌بره…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی تپش قلب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا