فرهنگی و هنری

خلاصه داستان قسمت ۲ سریال ترکی تپش قلب | در قسمت ۲ تپش قلب چه گذشت؟

در این مطلب از سایت کلبه سرگرمی شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۲ سریال ترکی تپش قلب می باشید. تا اخر این مطلب ما را همراهی کنید.

آنچه در قسمت ۲ سریال ترکی تپش قلب گذشت

۱ هفته از عمل آسلی گذشته، سزین و مورات خواهر و بردارش بهش کمک میکنن تا بتونه راه بره و با قلب جدیدش کنار بیاد. مورات بهش میگه من تو اینترنت خونده بودم کسایی که پیوند قلب انجام میدن امکان داره احساس و علایق فرد اهدا کننده به فرد گیرنده قلب منتقل بشه فکر کن مثلا آسلی عاشق کسی بشه که اون دختر دوسش داشته و دیگه امره رو بزاره کنار و میخندن که آسلی با کلافگی ازشون میخواد بس کنن. سپس آسلی وقتی پرتقال تو دست مورات میبینه ازش میخواد پرتقالی بده بهش و میخوره که اونا تعجب میکنن و میگن آبجی تو چجوری پرتقال خوردی؟ تو که بدت میومد نزدیک دهنت کنی؟! آسلی میگه نمیدونم یهو دلم خواست بخورم و اونا با تعجب نگاهش میکنن. روز مرخص شدنه آسلی فرا رسیده و اونا کاراشو میکنن و وسایلشو جمع میکنن آسلی بعد از در آغوش گرفتن دکتر جاوید و تشکر کردن ازش از اونجا میرن.

هولیا امره را خبر کرده تا بیاد دنبالشون. جلوی در بیمارستان آسلی و ریحان بهم چشم میدوزن و آسلی با حسی عجیب سوار ماشین امره میشه با هولیا و از اونجا میرن. نزدیک خونه هولیا پیاده میشه تا برای خونه خرید کنه. وقتی به خونه میرسن امره مادرش زنگ میزنه و باهاش بحث میکنه که چرا رفته و ازش میخواد سریع از اونجا بیاد بیرون آسلی حرفای اونو با مادرش میشنوه و بهم میریزه ولی خودشو کنترل میکنه. امره سعی میکنه از آسلی فاصله بگیره که آسلی متوجه تغییر رفتارش میشه. بعد از رفتنش در خانه زده میشه که با باز کردن در با ریحان روبرو میشه او خودشو معرفی میکنه که آسلی جا میخوره و تعارفش میکنه داخل. بعد از گذشت دقایقی با چشمانی اشکی ازش میخواد تا اجازه بده به صدای قلبش گوش کنه آسلی قبول میکنه و ریحان سرشو رو سینه آسلی میزاره و با گریه ازش معذرت خواهی میکنه و از اونجا میره. همزمان با رفتنش هولیا وارد ساختمان میشه. او سریع میره تو واحد خودشون و از پنجره ریحان و ماشینشو میبینه و به آسلی میگه خیلی زن شیکی بود اینجا چیکار میکرد دیگه!

آسلی میگه اومده بود اینجا و ماجرارو برای مادر و خواهر و برادرش تعریف میکنه. هولیا رفتار اون زنو درک نمیکنه که آسلی بهش طعنه میزنه و میگه بایدم درک نکنی هولیا ناراحت میشه و باهمدیگه بحث میکنن و او از اونجا میره. هولیا رفته پیش هاکان و درد و دل میکنه او درباره ریحان تحقیق کرده و فهمیده که چقدر پولدار و سرشناس هستن و به هولیا میگه میدونی این ریحان چقدر پولداره؟ اون شکلاتایی که میخوری مال ایناست! هولیا جا خورده که هاکان میگه دخترت قلب تک دختر سلطان شکلات ترکیه رو  گرفته! میتونی کار و کاسبی راه بندازی.هولیا میگه یعنی چی هاکان میگه بالاخره مراقبت از اون قلب هزینه داره باید موادغذایی خوب بخوره اینجوری پول میگیری ازشون هولیا تو فکر میره. از طرفی سزین و مورات درباره دختری که اسلی قلبشو داره تو سینه اش تو اینترنت تحقیق میکنن و میفهمن که اون کی بوده آسلی هم کنجکاو میشه و باهم عکسای اون دخترو میبینن….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی تپش قلب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا