فرهنگی و هنری

خلاصه داستان قسمت ۳ سریال ترکی تپش قلب | در قسمت ۳ تپش قلب چه گذشت؟

در این مطلب از سایت کلبه سرگرمی شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۳ سریال ترکی تپش قلب می باشید. تا اخر این مطلب ما را همراهی کنید.

آنچه در قسمت ۳ سریال ترکی تپش قلب گذشت

آسلی خوابه که مادرش هولیا میره بالاسرش و بیدارش میکنه و میگه چقدر میخوابی خواهر و برادرت رفتن بیرون پاشو تو هم حاضرشو بریم پیاده روی، آسلی میگه مگه باهام قهر نبودی؟ او میگه چرا ولی دیدم تا کی قهر و دعوا؟ آسلی میگه باشه برم یکم به خودم برسم بعد بریم بیرون اما هولیا میگه نمیخواد آرایش ماله منه پوست تو خراب میشه آرایش نکن همینجوری خوبه. آسلی با ظاهری نامرتب و کاملا بی روح از خونه میزنن بیرون. آسلی هرچی ازش میپرسه کجا میریم هولیا مادرش میگه سورپرایزه خودت میبینی و راه میوفتن سمت خونه ریحان. وقتی اونجا میرسن آسلی میگه اینجا کجاست دیگه؟ هولیا میگه خودت میبینی میفهمی بیا دیگه! آنجا وقتی از نگهبان اسم ریحان آلکانو میشنوه جا میخوره و از هولیا میخواد تا سریعا از اونجا برن اما هولیا قبول نمیکنه و با خودش میبرتش داخل. آنها از عظمت عمارت تعجب کردن. ریحان با دیدن آنها جا خورده و حسابی خوشحال شده با دیدن آسلی و اونو در آغوش میکشد.

بعد از کمی صحبت کردن با آب تمشک ازشون پذیرایی میکنه که میریزه رو لباس آسلی و ریحان میبرتش تا لباسشو عوض کنه و یکی از لباس های ملیکه را بهش میده تا بپوشه. او تشکر میکنه و وقتی از رفتارهای ریحان معذب میشه و متوجه ضربان قلب بالای خودش میشه سریع به بهونه ی شستن لباساش میره تو سرویس. ریحان برمیگرده پیش هولیا و هولیا از فرصت استفاده میکنه و میگه حالا که آسلی نیست از فرصت استفاده میکنم و کمی درد و دل کنیم و از سختی که کشیده واسه بزرگ کردن بچه هاش میگه که الان آسلی باید خیلی چیزارو بخوره خیلی چیزارو نخوره ریحان میگه اگه قبول کنی و بد برداشت نکنی میخوام منم کمک کنم دیگه آسلی دختر منم هست! هولیا اول مخالفت میکنه ولی بعد قبول میکنه و چون نقشه اش گرفته حسابی خوشحال شده. آسلی نظرش به یه اتاق جلب میشه و میره داخل و دکوراسیونشو نگاه میکنه و لبخند میزنه و با دیدن عکسای ملیکه رو دیوار میفهمه اتاق ملیکه بوده.

تو اون عکسا لباسی که تو تنش هستو میبینه و میفهمه مال ملیکه بوده و بهم میریزه دستش میخوره به کنترل و فیلمی پخش میشه از کودکی ملیکه که با آهنگی در حال رقصیدنه که تازگیا از اون آهنگ خوشش اومده و از اتفاقایی که داره میوفته تعجب کرده و بهم ریخته همون موقع همون پسری که قبلا تو پمپ بنزین دیده بود به دنبال صدا وارد اون اتاق میشه و از دیدن هم جا میخورن. ریحان مقداری پول گذاشته تو پاکت و میده به هولیا اونم قبول و تشکر میکنه. همان موقع اهالی خانه که رفته بودن جایی برگشتن به عمارت و با دیدن هولیا جا میخورن و از ریحان میپرسن که اینجا چخبره؟ هولیا که فکر نمیکرده اونا از قضیه اهداف قلب ملیکه خبر ندارن تشکر میکنه ازشون و ماجرارو میگه. صاحب عمارت که عمه ملیکه بوده با ریحان دعوا میکنه که پنهون کاری کرده! سپس با خبر اینکه آسلی غش کرده ریحان و هولیا سریعا میرن پیش آسلی. اون پسر که جا خورده رفته پیش بقیه و میپرسه اونا خبر داشتن یا نه! وقتی میفهمه که پول هم گرفتن بیشتر شوکه میشه.

متین پدر ملیکه برگشته خونه که بازخواستش میکنه مادرش که چرا همچین کاری کرده ریحان و متین سعی میکنن آرومش کنن و دلیل قانع کننده بیارن واسش. فردای آن روز آسلی موقع رفتن به سرکار همان پسرو میبینه که اومده اونجا و از قضیه پول گرفتن هم بهش متلک میندازه آسلی جا میخوره و وقتی میفهمه قضیه رو سریع برمیگرده خونه و با مادرش دعوا میکنه سپس وسایلشو برمیداره و میگه من دیگه برنمیگردم تو این خونه تو هم دیگه واسم تموم شدی مامان! او به امره زنگ میزنه تا بره پیشش که سزین میگه بعش اون الان جواب نمیده! آسلی دلیلشو میپرسه که میره سمت مکان مقدس تو اون منطقه و میبینه که امره با دختری عقد کرده آسلی دست میزنه و تبریک میگه و میره که امره دنبالش میره و معذرت خواهی میکنه و میگه به خاطر قلبت نتونستم بگم ترسیدم. همان موقع ریحان اومده اونجا که آسلی بغلش میدوعه و گریه میکنه میگه خیلی قلبم درد میکنه دارم زجر میکشم! ریحان میگه میبرمت پیش خودم ازت مراقبت میکنم….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی تپش قلب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا