سرگرمی

برندگانی که برای فیلم اشتباهی برنده اسکار شدند

اگر فقط درباره افرادی صحبت کنیم که «شایسته» دریافت جایزه اسکار هستند، فهرست آن‌ها بی‌پایان است. در طول تاریخ برگزاری جوایز اسکار، تعداد زیادی از خلاقان حوزه سینما؛ از بازیگران گرفته تا کارگردانان و آهنگسازان، آن‌قدر به این صنعت کمک کرده‌اند که تقدیر از کارشان با یک تندیس طلایی کوچک کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد. اما گاهی اوقات، افرادی که واقعاً شایسته بردن اسکار هستند، این جایزه را برای فیلم اشتباهی دریافت می‌کنند.

چه پیروزی بزرگ کوین کاستنر در مراسم اسکار ۱۹۹۱ باشد و چه جایزه‌ای که بیشتر شبیه یک اسکار افتخاری برای آل پاچینو بود، این نمونه‌ها نشان می‌دهند که آکادمی همیشه انتخاب‌های درستی ندارد؛ حتی زمانی که افرادی که دستاوردهایشان مورد تقدیر قرار می‌گیرد، به‌خودی‌خود شایسته دریافت جایزه هستند. نمی‌توانیم از اینکه این افراد اسکار برده‌اند ناراحت باشیم، اما ای کاش این جایزه را برای فیلم دیگری دریافت کرده بودند.

۸- کوین کاستنر — Dances With Wolves (۱۹۹۰)

جوایز اسکار: بهترین کارگردانی و بهترین فیلم

اگرچه کوین کاستنر بیشتر به‌خاطر کارهای ماندگارش به‌عنوان بازیگر شناخته می‌شود، اما او در چند مورد قابل‌توجه پشت دوربین نیز قرار گرفته است؛ هیچ‌کدام به اندازه نخستین تجربه کارگردانی‌اش، حماسه وسترن Dances With Wolves، مهم نبودند. این فیلم اثری فوق‌العاده است؛ در واقع یکی از بهترین وسترن‌های HBO Max محسوب می‌شود و همین موضوع باعث شد هفت جایزه اسکار را از آن خود کند.

در تقریباً هر سال دیگری، بردن اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلم توسط کاستنر جای اعتراضی نداشت. تنها مشکل این است که Dances With Wolves در سال ۱۹۹۰ اکران شد؛ همان سالی که مارتین اسکورسیزی یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های تاریخ، یعنی Goodfellas را ساخت. با وجود تمام ارزش‌هایش، Dances With Wolves تقریباً در همه جنبه‌ها در برابر Goodfellas کم می‌آورد و به همین دلیل، اینکه کاستنر دو اسکار خود را برای این فیلم دریافت کرد، کمی ناراحت‌کننده است.

۷- انیو موریکونه — The Hateful Eight (۲۰۱۵)

جایزه اسکار: بهترین موسیقی متن اصلی

اینکه انیو موریکونه را یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازانی بدانیم که تا امروز با آثارش پرده سینما را تسخیر کرده‌اند، کم‌گویی است. این آهنگساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر افسانه‌ای ایتالیایی، برخی از ماندگارترین موسیقی متن‌های تاریخ سینما را ساخته است؛ برخی از آن‌ها مانند The Mission نامزد اسکار شدند و برخی دیگر مانند The Good, the Bad and the Ugly حتی نامزد هم نشدند. موریکونه در سال ۲۰۰۶ یک اسکار افتخاری دریافت کرد، اما تنها پیروزی رقابتی او در اسکار، در سال ۲۰۱۶ برای The Hateful Eight ساخته کوئنتین تارانتینو رقم خورد.

آکادمی اسکار به‌خاطر اهدای جوایز موسوم به «بردهای جبرانی» یا «جایزه برای افرادی که مدت‌ها نادیده گرفته شده‌اند» در بخش بازیگری شناخته می‌شود، اما چنین اتفاقی در بخش بهترین موسیقی متن اصلی کمتر رخ می‌دهد؛ هرچند بی‌سابقه نیست. موریکونه نمونه همین اتفاق است. The Hateful Eight فیلمی فوق‌العاده و یکی از بهترین تریلرهای کرت راسل و احتمالاً یکی از قدرنادیده‌ترین آثار تارانتینو است، اما موسیقی متن آن بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم نیست.

تم اصلی موسیقی فیلم عالی است، اما خارج از آن، The Hateful Eight حتی در میان ۱۰ موسیقی متن برتر موریکونه هم قرار نمی‌گیرد. این آهنگساز پیش از این ده‌ها اثر خلق کرده بود که بسیار بیشتر شایسته دریافت اسکار بودند.

۶- ماهرشالا علی — Green Book (۲۰۱۸)

جایزه اسکار: بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

سال ۲۰۱۸ احتمالاً ضعیف‌ترین سال سینما در دهه ۲۰۱۰ بود، اما همچنان چندین فیلم وجود داشتند که بیشتر از Green Book شایسته دریافت جایزه بهترین فیلم سال بودند. پیروزی این فیلم حتی کمتر از یک دهه بعد نیز رضایت‌بخش به نظر نمی‌رسد و مانند شیر فاسدشده‌ای که مدت زیادی بیرون مانده باشد، کیفیت خود را از دست داده است.

از طرف دیگر، دومین اسکار ماهرشالا علی؟ او یکی از بزرگ‌ترین بازیگران فعال هالیوود امروز است، اما Green Book فیلمی نبود که باید برای آن دومین جایزه اسکار خود را دریافت می‌کرد. علی در Green Book فوق‌العاده است و بدون شک یکی از معدود نقاط قوت فیلم محسوب می‌شود، اما فیلمنامه فرصت چندانی برای نشان دادن پیچیدگی‌های شخصیت او در اختیارش نمی‌گذارد. علاوه بر این، این فیلم نمونه واضحی از «تقلب در دسته‌بندی» است؛ زیرا حضور علی در فیلم عملاً نقش اصلی محسوب می‌شود. این موضوع آن‌قدر واضح است که او با وجود برنده شدن در بخش بازیگر نقش مکمل، نهمین بازیگر برنده این جایزه از نظر بیشترین زمان حضور روی پرده در تاریخ اسکار است.

هیچ تردیدی درباره استعداد این بازیگر وجود ندارد، اما در مراسم اسکار ۲۰۱۹ گزینه‌های شایسته‌تری نیز حضور داشتند؛ از سم الیوت برای A Star Is Born گرفته تا ریچارد ای. گرنت برای Can You Ever Forgive Me?

۵- گی‌یرمو دل تورو — The Shape of Water (۲۰۱۷)

جوایز اسکار: بهترین کارگردانی و بهترین فیلم

گی‌یرمو دل تورو، استاد دنیای فانتزی تاریک و یکی از بزرگ‌ترین فیلمسازان مکزیکی تاریخ، بدون شک یکی از سرگرم‌کننده‌ترین کارگردانان فعال سینما در دوران معاصر است. کارنامه او پر از آثار درخشان و متفاوت، چه در ژانر فانتزی و چه خارج از آن، است. با اینکه The Shape of Water به هیچ عنوان بدترین اثر او نیست و حتی یکی از بهترین فیلم‌هایش محسوب می‌شود، اما اینکه همین فیلم باعث شد او دو جایزه اسکار دریافت کند، حداقل عجیب به نظر می‌رسد.

The Shape of Water به هیچ وجه بهترین فیلم سال ۲۰۱۷ نبود و رقیبی مانند Get Out از بسیاری جهات حتی می‌توانست شایسته‌تر باشد. این موضوع به معنای بد بودن The Shape of Water نیست. برعکس، فیلم داستانی زیبا و عاشقانه است که به‌شدت امضای شخصی دل تورو را دارد و اضافه شدن یک فیلم فانتزی دیگر به فهرست محدود برندگان اسکار بهترین فیلم، اتفاقی خوشایند محسوب می‌شود. اما از طرفی، این فیلم بهترین اثر سال ۲۰۱۷ نبود و رقیبی مانند Get Out در بسیاری از جنبه‌ها عملکرد بهتری داشت.

علاوه بر این، اگر قرار بود دل تورو برای یکی از فیلم‌هایش اسکار دریافت کند، آن اثر بدون شک Pan’s Labyrinth بود؛ یکی از بهترین فیلم‌های فانتزی تاریخ سینما. با این حال، این فیلم حتی نامزد اسکار بهترین فیلم هم نشد و جایزه بهترین فیلم خارجی‌زبان را نیز از دست داد.

۴- رامی ملک — Bohemian Rhapsody (۲۰۱۸)

جایزه اسکار: بهترین بازیگر نقش اول مرد

رامی ملک بازیگری فوق‌العاده است؛ موضوعی که در آثاری مانند Mr. Robot و فیلم جدید Nuremberg آن را ثابت کرد. او آن‌قدر بازیگر توانمندی است که اجرای اغراق‌شده و شبیه‌سازی‌شده‌اش در Bohemian Rhapsody بیشتر شبیه یک لغزش عجیب در کیفیت کارنامه او به نظر می‌رسد.

از نظر کیفیت شاید این‌طور باشد، اما از نظر میزان تحسین، ماجرا کاملاً متفاوت بود. ملک در فصل جوایز ۲۰۱۸/۱۹ تقریباً همه رقبا را کنار زد و در نهایت روی صحنه سالن Dolby Theater برای دریافت اسکار حاضر شد. امروزه این پیروزی یکی از منفورترین بردهای اسکار محسوب می‌شود؛ زیرا بازی ملک بیشتر شبیه تقلیدی نصفه‌ونیمه از فردی مرکوری است تا یک دگرگونی واقعی در نقش او؛ حتی با وجود دندان‌های مصنوعی معروف شخصیت.

اعتراض به اینکه رامی ملک دوست‌داشتنی و بسیار بااستعداد یک جایزه اسکار در خانه دارد، سخت است؛ اما آیا واقعاً لازم بود این جایزه برای چنین اجرای متوسطی در چنین فیلم معمولی‌ای به او برسد؟

۳- دنی بویل — Slumdog Millionaire (۲۰۰۸)

جایزه اسکار: بهترین کارگردانی

اینکه دنی بویل را «کارگردانی همه‌فن‌حریف» بدانیم، مثل این است که بگوییم The Dark Knight بهترین فیلم سال ۲۰۰۸ بوده است؛ حرفی که آن‌قدر واضح است که بیشتر از یک نظر شخصی، یک واقعیت محسوب می‌شود.

از آثار کالت مانند Trainspotting و ۲۸ Days Later گرفته تا شاهکارهای کمتر دیده‌شده‌ای مانند ۱۲۷ Hours، بویل فیلم‌های برجسته و کاملاً متفاوتی ساخته است. با این حال، او گاهی عملکردی دوگانه داشته و Slumdog Millionaire متأسفانه بیشتر در دسته آثار ضعیف‌تر او قرار می‌گیرد.

با این وجود، فیلم توانست هشت جایزه اسکار دریافت کند؛ دومین رکورد برتر میان فیلم‌های دهه ۲۰۰۰ پس از The Lord of the Rings: The Return of the King که ۱۱ جایزه برد. سال ۲۰۰۸ در هر صورت یکی از ضعیف‌ترین فهرست‌های نامزدهای بهترین فیلم تاریخ اسکار را داشت، اما برد دنی بویل در بخش بهترین کارگردانی به‌خصوص عجیب بود. او داستانی را بررسی می‌کند که به دلیل نگاه غربی و نمایش فقر مورد انتقاد قرار گرفته، و ادای احترام او به سینمای بالیوود بیشتر اتفاقی به نظر می‌رسد تا یک انتخاب کاملاً حساب‌شده.

۲- آل پاچینو — Scent of a Woman (۱۹۹۲)

جایزه اسکار: بهترین بازیگر نقش اول مرد

هیچ شکی وجود ندارد که آل پاچینو یکی از بزرگ‌ترین استعدادهای بازیگری نسل خود است؛ بازیگری که برای چندین نسل، تعریف‌کننده استانداردهای بازی در هالیوود بوده است. تا قبل از دهه ۱۹۹۰، پاچینو مدت‌ها شایسته دریافت اسکار بود. او پیش‌تر برای نقش‌آفرینی‌های فوق‌العاده‌اش در فیلم‌هایی مانند The Godfather Part II، Serpico و Dog Day Afternoon نامزد اسکار شده، اما هر بار جایزه را از دست داده بود.

به همین دلیل، وقتی در Scent of a Woman نقش یک کهنه‌سرباز نابینا را با سبکی پرشور و اغراق‌آمیز بازی کرد، آکادمی دیگر نتوانست او را نادیده بگیرد. اما احتمالاً باید این کار را می‌کرد. پیروزی پاچینو در سال ۱۹۹۳ یکی از مشهورترین نمونه‌های «جایزه جبرانی» در تاریخ اسکار بود و گذر زمان نیز چندان به نفع آن عمل نکرده است.

بسیاری معتقدند بازی دنزل واشینگتن در نقش شخصیت تاریخی مالکوم ایکس در Malcolm X یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینما بود و اینکه پاچینو تنها به دلیل نادیده گرفته شدن‌های گذشته‌اش جایزه را از واشینگتن گرفت، تصمیمی ناعادلانه بود.

۱- جیمی لی کرتیس — Everything Everywhere All At Once (۲۰۲۲)

جایزه اسکار: بهترین بازیگر نقش مکمل زن

در طول ۴۴ سال فعالیت جیمی لی کرتیس در فیلم‌های سینمایی تا سال ۲۰۲۲، او هیچ‌وقت بازیگری محسوب نمی‌شد که «قطعاً شایسته اسکار» باشد. اما پس از انتشار Everything Everywhere All At Once ساخته دنیلزها، شرایط تغییر کرد. این فیلم جهان را تحت تأثیر قرار داد؛ بخشی از موفقیت آن نیز به اجرای پرانرژی، بامزه و در عین حال احساسی کرتیس در نقش یک مأمور بداخلاق اداره مالیات بازمی‌گشت.

با این حال، حتی آن زمان نیز بسیاری معتقد بودند استفانی هسو شانس بسیار بیشتری برای حضور روی صحنه Dolby Theater در مراسم اسکار ۲۰۲۳ دارد. اما این اتفاق رخ نداد. کرتیس با اجرایی که بیشتر از هر چیز نقش یک عنصر کمدی را ایفا می‌کرد، هرچند به‌خوبی اجرا شده بود، توانست یکی از بحث‌برانگیزترین اسکارهای بازیگری تاریخ را به دست آورد.

او بازیگر فوق‌العاده‌ای است که دهه‌ها آثار قدرتمند و ماندگار خلق کرده و به همین دلیل ناراحت شدن از داشتن یک جایزه اسکار برای او دشوار است؛ حداقل اگر موضوع را جدا از رقابت همان سال نگاه کنیم. اما با توجه به سطح بالای نامزدهای بخش بهترین بازیگر نقش مکمل زن در فصل جوایز ۲۰۲۲/۲۳، انتخاب کرتیس به‌عنوان قوی‌ترین گزینه رقابت تصمیمی بحث‌برانگیز بود؛ تصمیمی که ظاهراً فقط آکادمی اسکار با آن موافق بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا