دانلود قسمت 29 سریال دو نیمه ماه + تماشای آنلاین قسمت 29 سریال دو نیمه ماه به همراه خلاصه داستان
در این مطلب از سایت کلبه سرگرمی لینک دانلود و تماشای آنلاین قسمت 29 سریال دو نیمه ماه از شبکه 3 سیما را قرار داده ایم. همراه ما باشید.
این سریال ملودرام با فضایی سیاسی اجتماعی و قصهای عاشقانه ساخته شده که بازیگر اصلی آن محیا دهقانی است. سریال دو نیمه ماه به کارگردانی احمد معظمی در ۳۰ قسمت ۴۵ دقیقهای به سفارش مرکز سیمافیلم تولید شده است و سه دهه ۴۰، ۵۰ و ۶۰ را در بر میگیرد. سریال دو نیمه ماه هر شب ساعت ۲۰:۳۰ بروی آنتن شبکه سه میرود.
دانلود قسمت 29 سریال دو نیمه ماه
https://telewebion.ir/episode/0x16b97324
خلاصه داستانی از قسمت 29 سریال دو نیمه ماه
یک سال پیش، حاج ناصر تو زندان با آذر ملاقات کرده و باهاش درباره نفوذی شدنش در سازمان و اطلاعات دادن به آنها باهاش صحبت میکنه. حاج ناصر بهش میگه این وظیفه سنگینیه و خیلی خطرناکه اگه بخوای میتونی قبول نکنی! اما آذر قبول میکنه و میگه انجام میدم. زمان حال، فروغ با یعقوب اومدن دنبال آذر و با همدیگه رفتن برای گرفتن باران از بهزیستی. فروغ تو ماشین با باران صحبت میکنه و سعی میکنه حال اونو خوب کنه و میگه میخوایم بریم کلی اسباب بازی و عروسک واست بگیریم بعدشم بریم اتاقتو خونه ما بچینیم کلی کار داریم! اما باران میگه من مامانم بیاد میرم پیش اون، فروغ بهش میگه باشه هر وقت مادرت اومد برو اما تا اون موقع پیش ما میمونی. باران از آذر حال پدرشو میپرسه و میگه کی خوب میشه؟ آذر بهش میگه هر وقت خوب شد بهت خبر میدم فعلاً زمان میبره سپس آذر به یعقوب میگه همونجا نگه داره چون میخواد بره یه سر پیش وحید کارش داره.
وقتی میره اونجا میبینه وحید نیست و عمهاش هم خوابه او از فرصت استفاده میکنه و میره اتاق وحید سپس شروع میکنه به گشتن اونجا. اون مدارکی پیدا میکنه و متوجه میشه که وحید هم جز سازمانه و میخواد سریع از اونجا بیرون بیاد تا بره اطلاعاتو به حاج ناصر بده اما وحید همان موقع از راه میرسه و بهش شک میکنه. او متوجه میشه که آذر موضوع رو فهمیده و در حیاط را قفل میکند آذر وقتی میخواد بره با در بسته مواجه میشه که میخواد از پشت بوم فرار کنه اما وحید گیرش میندازه. سپس در زیرزمین زندانیش میکند و دست و پا به همراه دهانش را هم میبندد. شب وقتی برای آذر غذا میبره او از خوردن غذا امتناع میکنه و بهش میگه رفتی همدست قاتلهای پدر و مادرت شدی؟ وحید که شستشوی مغزی شده بهش میگه مبارز یعنی همین هم سود داره هم ضرر آذر میگه یعنی ضری که به تو رسید باید قتل پدر و مادرت میبود؟
وحید میگه واسه هر کسی یه جور دیگه، تحمل کن چیزی نمونده به زودی میری فرانسه منم بعدش میام اونجا پیشت سپس دهانش را میبندد و از آنجا میرود. زنگ در خانه زده میشه که وحید با باز کردنش میبینه مازیاره. او میخواد مازیارو دست به سر کنه بره اما موفق نمیشه. مازیار متوجه رفتار غیر عادی وحید میشه آذر که متوجه کسی شده سعی میکنه خودشو به اینور اونور بزنه و سر و صدا ایجاد کنه مازیار هم صداهارو میشنوه که وحید میگه گربه است تو پارکینگ رفته اما مازیار شک کرده به خاطر همین وقتی میره خانه رو زیر نظر میگیره. بعد از چند دقیقه فروغ به همراه یعقوب به اونجا رفتن اما وحید بهشون میگه که آذر اینجا نیست مگه قرار بود بیاد اینجا؟ فروغ دوباره استرس میگیره نمیدونه آذر کجاست. مازیار شکش بیشتر میشه. فردای آن روز آذر میبینه که وحید توی ساک بمب گذاشته و داره بیرون از خونه میره اما کاری از دستش بر نمیاد.
بعد از رفتن وحید مازیار پنهانی وارد خونه میشه او که با فروغ هماهنگ شده بود با همدیگه رفتن. اونجا با دیدن آذر جا میخورن آذر با عجله میگه باید سریعاً منو ببری پیش حاج ناصر او ماجرا رو به ناصر میگه و حاجی سریعا بیسیم میزنه و همه دنبال وحید میگردند. آذر زن چادری نظرش را جلب میکنه و دنبالش میره در آخر میبینه که زیر چادر وحید بوده با تعقیب کردنش گیرش میندازه و ازش میخواد اونو ببره پیش عراق دوز اونجا درگیری پیش اومده و وحید زخمی میشه و گوشهای میافته. عراق دوز میخواد آذر را بکشه که لحظه آخر حاج ناصر و مامورها از راه میرسند و با شلیک گلولهای به سر عراق دوز او را درجا میکشند و آذر را نجات میدن…




