فرهنگی و هنری

در قسمت 7 سریال ترکی ادای دین چه گذشت؟ | خلاصه داستان قسمت 7 سریال ترکی بدهی زندگی

در این مطلب از سایت کلبه زندگی شما شاهد خلاصه داستان قسمت 7 سریال ترکی ادای دین می باشید. با ما همراه باشید. 

سریال بدهی زندگی (ادای دین) یکی از آثار درام خانوادگی ترکی است که با داستانی پرتنش و بازیگری قابل‌توجه، تجربه دیدنی‌ای برای دوستداران سریال‌های احساسی ارائه می‌دهد. اگر به موضوعاتی مانند روابط خانوادگی، رازها و پرده‌برداری از گذشته علاقه‌مند هستید، این سریال برای شما می‌تواند گزینه‌ای جذاب باشد.

قسمت 7 سریال ترکی ادای دین

یاسمین از مادرش می‌پرسه که اینجا چیکار می‌کنی مامان؟ حقیقت چیه؟ هاندان میگه پدرت کلاً سالگرد ازدواجمونو فراموش کرده بود با همون لباسی که شما خریده بودین سر همون میز شام منتظرش موندم اما نیومد زنگ زدم گفت تو جلسه ام مگه میشه بیست و پنجمین سالگرد ازدواجمون فراموشش بشه؟ یاسمین با گریه میگه نه نمی‌شه! با همدیگه دعوا کردیم من خیلی ازش ناراحت بودم اومده بود این اتاقو گرفته بود که با همدیگه یه روز رمانتیک و تنها داشته باشیم برای دلجویی از من که اون اتفاق افتاد یاسمین مادرشو بغل می‌کنه و دلداریش میده و میگه ببخشید که تو این چند وقت عذاب وجدان داشتی و خودت به هم ریخته بودی منم نمک رو زخمت شده بودم. روزگار با دوعا و افه صحبت می‌کنه و میگه چیکار کنم؟ نظر می‌خواد تا ببینه چیکار کنه دوعا بهش میگه اگه می‌خوای کاری کنی بهتره بسپاری به پلیس.

دوست دافنه باهاش درباره پرداخت نکردن شهری مدرسشون بهش میگن و در ادامه میگه البته عذر شما موجه مادرت تو این چند وقت حتماً دغدغه زیاد داشته دافنه به هم می‌ریزه و استرس می‌گیره که نکنه مجبور بشن برن به مدرسه دولتی. دوعا و روزگار وقتی می‌خوان برن پیش پلیس دوعا به پدرش پیام می‌فرسته و خبر میده پدرش بهش میگه تا من نیومدم هیچ کاری نکنین. آنها تو کلانتری منتظر مهمت می‌مونن. از مدرسه به هاندان زنگ می‌زنند تا بره اونجا مدیر مدرسه با هاندان درباره شهریه روزگار و دافنه صحبت می‌کنه و میگه اگه تو یه هفته آینده پرداخت نشه مجبورن از این مدرسه برن. هاندان با دیدن رقم شهریه حسابی به هم می‌ریزه و نمی‌تونه باور کنه که جلال این همه پول می‌داده سپس یادش میاد که جلال شب سالگردشون سر اینکه فراموش کرده بود با هم دعوا کردن ک بهش گفته بود که فکر کردی شهریه غیرانتفاعی بچه‌ها از کجا میاد؟ که متوجه شده بود امل پرداخت می‌کرده و به هم می‌ریزه سپس رو زمین می‌شینه.

مهمت به کلانتری رسیده و با رئیس پلیس صحبت می‌کنه آنها به روزگار میگن که بهتره خودش سرخود کاری نکنه و کارها را بسپاره به وکیل یعنی مهمت. دافنه وقتی به خونه میره با مادرش دعوا می‌کنه و میگه باید بهم قول بدی که من مدرسه ام تغییر نمی‌کنه اونجا می‌مونم! یاسمین باهاش دعوا می‌کنه و ازش می‌خواد تا این موضوع رو ببندنده همین جا. هاندان میگه خیالت راحت حتی شده ماشینمو می‌فروشم شهریه شما را میدم. فرید با مادرش صحبت می‌کنه و ماجرای هتلو بهش میگه امل بهش میگه حتماً خیلی سختی کشیده ولی خیالشون راحت باشه من تنهاشون نمی‌ذارم.

فرید ازش می‌پرسه اون روز با آقا جلال درباره ما صحبت کرده بودی؟ امل تایید می‌کنه و می‌گه آره اتفاقاً خیلی هم خوشحال شد بهم گفت انگاری قسمت بوده بعد از این همه دوستی فامیل بشیم اما “به خاطر میاره که جلال دعوا می‌کرده و بهش می‌گفت که باید مخالفت کنه چون نمی‌خواد دیگه نه ریخته خودش نه ریخته دخترشو ببینه” سپس امل به فرید میگه فردا یه سر بریم پیششون فرید می‌خواد به یاسمین زنگ بزنه خبر بده که امل میگه نمی‌خواد بزار یه دفعه بریم اینجوری خودشونو تو زحمت میندازن و می‌خوان یه چیزی درست کنن. فرید قبول می‌کنه. روزگار وقتی به خونه میره دافنه میره پیشش و میگه اگه بحث عوض کردن مدرسه پیش اومد باید مخالفت کنی روزگار میگه تو چی داری میگی؟ ده روز بابا مرده تو دغدغت مدرسه است؟ و ازش می‌خواد از اتاقش بیرون بره…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی ادای دین + عکس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا