۵۰ روز تا نقطه جوش ؛ تحلیل یک کارشناس از سرنوشت آمریکا در بحران تنگه هرمز

مهدی عربصادق، کارشناس دیپلماسی انرژی، در میز اقتصاد همشهری، تحلیلی چندلایه از جایگاه تنگه هرمز در جنگ تحمیلی اخیر و نظم نوین انرژی جهان ارائه کرد.
به گزارش همشهری آنلاین، او هشدار داد که اگر ایران کنترل هوشمند این شاهراه را با دیپلماسی فعال و تعریف یک کنسرسیوم بینالمللی تلفیق نکند، ممکن است بهتدریج به میز مذاکره دیگران کشانده شود. به باور وی، فشار اقتصادی ناشی از اختلال در تنگه هرمز چنان آمریکا را در آستانه انتخابات کنگره آسیبپذیر کرده که بعید است واشنگتن بتواند بیش از ۵۰روز دیگر آتش جنگ را تاب بیاورد.
جهانی که بر مدار انرژی میچرخد
عربصادق بحث خود را با ترسیم تصویری از جهان کنونی آغاز کرد، جهانی که به گفته او، جنگها، اتحادها و نظم بینالملل همگی بر پایه انرژی تعریف میشوند. اما نکته کلیدی تحلیل او این بود که برخلاف تصور رایج، منابع فقط یک ضلع از مثلث قدرت انرژی هستند و نه مهمترین آن. ایران با وجود داشتن دومین ذخایر نفت و چهارمین ذخایر گاز جهان، هرگز به هاب انرژی منطقه تبدیل نشده است. چرا؟ چون ما از ۲رکن دیگر این مثلث غافل ماندهایم: کریدورهای انرژی و بازیگران.
او توضیح داد که در قرن جدید امنیت انرژی و مسیرهای ترانزیتی حرف اول را میزنند: امروز ۴کریدور اصلی انرژی در جهان بالفعل شدهاند. تنگهها و آبراههای دریایی نقش تعیینکنندهای در آنها دارند. ناپلئون بهدرستی گفته بود اگر ارباب تنگههای جهان باشید، آقای جهان خواهید بود. این مقدمه ستون فقرات تحلیل او را شکل داد که ارزش و اعتبار یک تنگه به باز بودن آن است، اما بازبودنی که کنترل و مدیریت هوشمندش دست شما باشد. اگر این کنترل را از دست بدهید، تمام معادله به هم میریزد.
وقتی آمریکا طعم اختلال در نبض انرژی را چشید
عربصادق سپس به وقایع ۱۵۰روز گذشته اشاره کرد و آن را نقطه عطفی در تاریخ جنگهای انرژی نامید. او با مرور آمارهای رسمی و روندهای بازار نشان داد که بسته شدن عملی تنگه هرمز چگونه یکی از قویترین اقتصادهای جهان را تحت فشار قرار داد. او توضیح داد: تورم آمریکا در جهشی بیسابقه از ۲.۴درصد به ۴.۲درصد رسید؛ قیمت بنزین در جایگاههای این کشور از ۳دلار به بالای ۴دلار در هر گالن افزایش یافت؛ نفت از کانال ۶۸دلار به ۱۱۱دلار صعود کرد و حتی یک روز ۱۲۰دلار را هم دید. اوره که برای کشاورزی حیاتی است، از ۴۰۰دلار به ۸۵۰دلار رسید و سوخت جت در جهان ۲برابر شد.
به گفته او، این اعداد فقط بخشی از ماجرا هستند. عمق فاجعه برای آمریکا در این است که تمام پالایشگاههای حاشیه شرقی خلیج مکزیک بر پایه نفت خلیجفارس طراحی شدهاند. وانگهی، آمریکا برای حفظ هژمونی خود مکلف به تأمین انرژی متحدانش است. در واقع این آمریکاست که گاو شیرده دنیاست، نه عربستان، چون متحدانش را با تضمین جریان انرژی در مدار خود نگه میدارد. حال تصور کنید این شیر قطع شود. ترامپ دقیقا به همین دلیل بود که از تمام شعارهای اولیهاش درباره تغییر رژیم و تجزیه ایران عقبنشینی کرد و فقط به چیزی چنگ زد که برایش حیاتی بود و آن باز شدن تنگه هرمز است. باز کردن تنگه و ایجاد یک کریدور آمریکایی برای خارج کردن این شریان از چنگ ایران برای آمریکا حیاتی است.
چرا خط لولههای جایگزین سراب هستند؟
در بخش دیگری از این گفتوگو، کارشناس دیپلماسی انرژی به سراغ یکی از پرتکرارترین استدلالهای منتقدان رفت. منتقدان میگویند اگر تنگه را ببندیم، کشورهای منطقه خطوط لوله جایگزین را تقویت میکنند و خاصیت تنگه از بین میرود. پاسخ عربصادق قاطع و مبتنی بر دادههای فنی بود. او توضیح داد: خط لوله فجیره و خط شرقی-غربی عربستان رویهمرفته ظرفیتی حدود ۶میلیون بشکه دارند، آن هم با هزینه احداث بیش از ۱۰میلیارد دلاری. این در حالی است که روزانه حدود ۲۰میلیون بشکه نفت و فرآورده از تنگه هرمز عبور میکند. ضمن اینکه یک خط لوله را با یک پهپاد یا یک موشک میتوان ماهها از کار انداخت. شما بگویید بازیابی یک خط لوله ۱۲۰۰کیلومتری در دل بیابان سادهتر است یا مدیریت هوشمند عبور و مرور در یک آبراه ۳۳کیلومتری؟
ماجرای کریدور آیمک
او همچنین با اشاره به پروژه کریدور هند-خاورمیانه-اروپا(آیمک) که با محوریت آمریکا و اسرائیل دقیقا برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شده است گفت: اگر ما کنترل تنگه را وابگذاریم، این کریدور رقیب یکشبه تقویت میشود و آنوقت دیگر برگشتناپذیر خواهد بود. اما اگر با دیپلماسی فعال، امنیت عبور و مرور را خودمان تضمین کنیم و عوارض آن را دریافت کنیم، نهفقط این پروژه را خنثی کردهایم، بلکه یک منبع درآمد راهبردی و یک ابزار چانهزنی بینظیر در برابر تحریمها به دست آوردهایم. کشورها اگر بخواهند نفت و کالایشان از این گلوگاه بگذرد، باید بپذیرند که وارد بازی تحریم ایران نشوند.
۵۰روز تا نقطه جوش
مجری برنامه از عربصادق خواست برآوردی واقعبینانه از میزان تابآوری آمریکا و متحدانش درصورت تداوم بسته بودن تنگه ارائه دهد. پاسخ او هشداردهنده بود: اگر جنگ ادامه یابد و تنگه کاملا مسدود بماند، با توجه به کاهش تصاعدی ذخایر استراتژیک جهان و نزدیک شدن به فصل پاییز، من گمان میکنم ظرف ۵۰روز آینده قیمت نفت به ۱۷۰دلار خواهد رسید. این فاجعهای است که آمریکا، بهویژه جناح جمهوریخواه در آستانه انتخابات اکتبر کنگره مطلقا تحملش را ندارد. ترامپ باید تا آن زمان قیمت انرژی، تورم و نرخ رشد اقتصادی را برگرداند که این روندی زمانبر است. به همین دلیل معتقدم آنها بیش از ما نیازمند پایان این وضعیت هستند.
با این حال، او یک گوشزد مهم هم داشت: قابلیت بازیابی زیرساختهای ما در برابر حمله بسیار کمتر از کشورهای عربی حوزه خلیجفارس است. ما تا امروز نزدیک به ۴۰۰میلیارد دلار خسارت دیدهایم. برای بازسازی این زیرساختها چارهای جز استمرار در کنترل تنگه نداریم، اما همزمان باید از ابزار بازدارنده هم استفاده کنیم. اینکه پالایشگاه و نیروگاه ما آسیب ببیند عینا برای فجیره، آرامکو و تأسیسات گازی قطر هم قابل تکرار است. کشورهای عربی اگر زیرساختهای استخراج، انتقال و ذخیرهسازیشان از کار بیفتد، عملا هیچ نیستند. پس دست ما در این میدان بسته نیست.
ضرورت حضور یک مصدق زمانه در دیپلماسی انرژی
عربصادق برای جمعبندی، نقطه کانونی تحلیل خود را متوجه ضعف تاریخی دستگاه دیپلماسی ایران در حوزه انرژی کرد و گفت: ما از دوره قاجار و دارسی تا امروز، دیپلماسی انرژی منفعل و ضعیفی داشتهایم، درحالیکه امروز باید مصدق زمان خودمان باشیم. این تنگه، این ابزار بازدارنده با خون شهدا و هزینههای سنگین این جنگ به دست آمده است. مسئولان سیاست خارجی باید هرچه سریعتر این مثلث قدرت(منابع، کریدورها، بازیگران) را در راهبرد انرژی کشور تعریف کنند و با ایجاد یک کنسرسیوم بینالمللی برای تأمین امنیت تنگه هم منافع اقتصادی آن را درو کنند و هم آن را به سکوی پرشی برای خنثیسازی تحریمها تبدیل کنند.
او سخنان خود را با فراخوانی به مردم به پایان برد و گفت: در این جدال انرژی، وظیفه شهروندان صرفهجویی و بهینهسازی مصرف است. این دقیقا خدمت به جبهه و جنگ محسوب میشود. نظم نوین انرژی جهان دارد مقابل چشمان ما نوشته میشود و تنگه هرمز خودکار نگارش این نظم است.
.



