هجوم جهانی به پناهگاه امن/ چرا طلا برای سرمایهگذاران کلان محبوب شده است؟

احسان یوسفی، در گفتگو با سایت طلا، گفت: نگاهی به دادههای کلان اقتصادی نشان میدهد که ماشین چاپ اوراق قرضه دولتهای بزرگ جهان، این روزها با سرعتی بیسابقه در حال کار است. «بحران نقدینگی» دولتها را مجبور کرده است برای بقا بدون متوسل شدن به چاپ مستقیم پول (که عامل تورم است)، به انتشار گسترده اوراق قرضه روی بیاورند.
وی افزود: ارقام بدهی دولتها نسبت به تولید ناخالص داخلی (GDP) به سطوح هشداردهندهای رسیده است؛ به طوری که ژاپن با رقمی در حدود ۲۰۰ درصد، آمریکا ۱۲۰ درصد و کشورهای ایتالیا و فرانسه با حدود ۱۳۰ درصد، بیشترین سهم از این بدهیهای سنگین را به خود اختصاص دادهاند.
این کارشناس اقتصادی بیان کرد: این وضعیت، بازی را برای سرمایهگذاران تغییر داده است. وقتی خریداری برای سالها پول خود را در اختیار یک دولت قرار میدهد، به دلیل ریسکهای فزاینده، خواستار نرخ بازدهی بسیار بالاتری است. نتیجه این مطالبهگری، رسیدن نرخ بازدهی اوراق قرضه جهانی به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۸ تاکنون بوده است.
وی با طرح یک سوال کلیدی گفت: اگر این بدهیها به همین منوال رشد کنند، دولتها چگونه قرار است هزینههای ناشی از آن را پوشش دهند؟ سه سناریوی محتمل روی میز است؛ افزایش بیسابقه مالیاتها، استقراض بیشتر (که دور باطل بدهی را تشدید میکند) و یا پدیدهای که اقتصاددانان از آن به عنوان کاهش ارزش پول در طول زمان یاد میکنند.
یوسفی ادامه داد: در چنین فضای غبارآلودی، طلا به عنوان بازیگر اصلی بازارهای جهانی دوباره به صدر توجهها بازگشته است. نکته حائز اهمیت در مورد طلا این است که این فلز گرانبها هیچ سودی تولید نمیکند و هیچ جریان نقدی منظمی ندارد، اما یک ویژگی حیاتی دارد که اوراق قرضه فاقد آن هستند: طلا «بدهیِ هیچکس نیست».
وی تاکید کرد: در واقع، هجوم سرمایهگذاران به سمت طلا، بیش از آنکه یک تصمیم اقتصادی برای کسب سود باشد، یک رأی عدم اعتماد به توانمندی دولتها در مدیریت بدهیهایشان است. این حجم از تقاضا، پیام صریحی به سیاستگذاران اقتصادی جهان ارسال میکند؛ بازاری که نسبت به آینده بدهی دولتها تردید دارد، ترجیح میدهد دارایی خود را در چیزی ذخیره کند که ارزش ذاتی دارد، نه در کاغذی که تنها پشتوانه آن، وعدههای سیاسی و اقتصادی دولتمردان است.




